مسأله نبوت و رسالت مسأله ای نیست كه تدریجا در اثر یك سلسله تصادفات برای انسان پیدا شده باشد. انسان آنچنان موجودی است كه از اولین لحظه ای كه به روی زمین آمده است حجت الهی، رسول الهی، انذار الهی، هدایت الهی با او توأم بوده است، كما اینكه تا آخرین لحظه ای كه بر روی زمین باشد چنین خواهد بود .حدیث است كه اگر دو نفر بر روی زمین باقی بمانند یكی از آنها حجت خدا خواهد بود. خداوند در سوره دخان آیات 5 تا 8 می فرماید: «امرا من عندنا انا كنا مرسلین *رحمة من ربك انه هو السمیع العلیم *رب السموات و الارض و ما بینهما ان كنتم موقنین *لا اله الا هو یحیی و یمیت ربكم و رب ابائكم الاولین؛ امری از جانب ماست، همانا ما فرستنده ی پیامبران بوده ایم. این ها به خاطر رحمتی از پروردگار توست که او شنوای داناست. همان پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین باشید. خدایی جز او نیست، زنده می کند و می میراند، پروردگار شما پروردگار پیشین شماست».
از روزی كه بشر به روی زمین آمده است خداوند شأن انذار خودش را به وسیله پیغمبران داشته است. در «انا كنا مرسلین» هم مطلب همین است: ما همیشه چنین بوده ایم كه رسول می فرستاده ایم. این كه قرآن (این مطلب را) ذكر می كند و در اخبار هم این مطلب خیلی توضیح و تفسیر شده در مسأله به اصطلاح ” دین شناسی ” یا ” تاریخ ادیان ” نظر خاص قرآن را بیان می كند و آن اینكه از نظر قرآن از لحظه اولی كه بشر عاقل متفكر بر روی زمین آمده است رسول الهی بر روی زمین بوده، یعنی این جور نبوده كه دوره ها بر بشر گذشته است و بشر همین طور در جهالتها و نادانیهای خودش می لولیده، پرستشش هم از بت پرستی به معنی اعم مثلا از پدرپرستی به قول فروید شروع شده و بعد رئیس قبیله را بپرستند و بعد كم كم به بت و به ارباب انواع برسند، آن آخرین مرحله كه می رسد پیغمبرانی می آیند ظهور می كنند و مردم را به خدای یگانه دعوت می كنند، نه، چنین چیزی نیست.
می فرماید: «رحمة من ربك» چرا ما همیشه مرسل هستیم، همیشه رسول فرستاده ایم و كار ما این بوده؟ رحمتی است از پروردگار، یعنی خدای رحمان و رحیم چنین نیست كه مدتی دست از رحمانیتش بردارد یا دست از رحیمیتش بردارد. «انه هو السمیع العلیم» او شنوا و داناست. وقتی كه می گوید ” خدا شنواست ” مقصود این است كه نیازهای افراد یا اشیاء را می شنود. معمولا این طور است كه نیاز با زبان بیان می شود و با گوش باید نیاز را شنید. حالا ممكن است احیانا این نیاز به زبان نیاید، ولی به اعتبار اینكه یك امری است كه قابل شنیدن است، باز شنیدینی تلقی می شود. خدا سمیع است، كأنه ندای همه موجودات را كه به نیاز بلند كرده اند و می گویند ما به چنین چیزی نیازمند هستیم، می شنود، یعنی انسان به پیغمبر نیاز دارد و با لسان تكوین همیشه فریاد او بلند است كه خدایا ما راهنما می خواهیم، و خدا این نیاز را می شنود و بنابراین آن را بر می آورد. و علیم است، و داناست و می داند. بازمی داند راجع به اموری است كه شنیدنی نیست، فقط دانستنی است نه شنیدنی مثلا می داند كه این نیاز را چگونه باید برآورد، می داند كه چه كسی را به رسالت مبعوث كند «الله اعلم حیث یجعل رسالته » (انعام/ 124).
آنچه از ناحیه آنهاست، نیاز آنها را می شنود و آنچه از ناحیه خود باید بكند داند كه چه بكند. بعد كه فرمود رحمتی است از ناحیه پروردگارت، فورا فرمود: «رب السموات و الارض و ما بینهما ان كنتم موقنین ؛ همان پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین باشید» (دخان/ 7). بعضی مفسرین این نكته را یادآوری كرده اند درست هم گفته اند كه در «رحمة من ربك» (رحمتی است از ناحیه پروردگار تو ) ممكن است این توهم برای افرادی كه ذهنشان مسبوق به این است كه رب من غیر از رب توست و رب تو غیر از رب من استپ9 ارباب انواع به مفهومی كه آنها قائل بودند نه به معنی اسماء الهی) پیدا شود كه خوب، آن كه رحمت پروردگار توست، ارباب ما چطور؟ آنها می گفتند «ارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار؛ آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه قهار؟» (یوسف/ 39 ). نه، رب من همان رب همه عالم است، نه اینكه رب من از رب شما جداست. قرآن می گوید رب تو، همان رب همه آسمانها و زمین.
اسماء الهی وقتی كه ذكر می شود هر اسمی به یك تناسب خاص آورده می شود. مثلا اینجا ممكن بود بگوید: «رحمة من خالقك، خالق السموات و الارض»، درست است، ولی فرمود: «رحمة من ربك رب السموات و الارض». چون اسم ” رب ” آن شأن پروردگار را ذكر می كند كه به موجب آن خداوند متعال اشیاء را پرورش می دهد و تكمیل می كند. عنایت به این است :«انا كنا مرسلین» ما پیامبران را فرستاده ایم. این ارسال پیامبران مظهر چه اسمی از اسمهای ماست؟ این پیغمبرها در خدمت چه اسمی از اسمهای ما هستند؟ این پیغمبرها چه شأنی از شؤون ما را اداره می كنند؟ مربی اند، تكمیل كننده و پرورش دهنده هستند. این رب تو، این پروردگار تو، این پرورش دهنده همه آسمانها و زمین، به حكم اینكه رب و پرورش دهنده است، پیغمبران را برای تكمیل و تربیت و پرورش استعدادهای بشر فرستاده است.