پرش به محتوای اصلی
امروز: پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

عدمی و اعتباری بودن شرور 1

عدمی و اعتباری بودن شرور 1

یك تحلیل ساده نشان می دهد كه ماهیت شرور، عدم است، یعنی بدیها همه از نوع نیستی و عدمند. این مطلب، سابقه زیادی دارد. ریشه این فكر از یونان قدیم است. در كتب فلسفه، این فكر را به یونانیان قدیم و خصوصا افلاطون نسبت می دهند، ولی متأخران آن را بیشتر و بهتر تجزیه و تحلیل كرده اند. مقصود كسانی كه می گویند شر عدمی است این نیست كه آنچه به نام شر شناخته می شود وجود ندارد، تا گفته شود این خلاف ضرورت است، بالحس و العیان می بینیم كه كوری و كری و بیماری و ظلم و ستم و جهل و ناتوانی و مرگ و زلزله و غیره وجود دارد، نه می توان منكر وجود اینها شد و نه منكر شر بودنشان، و هم این نیست كه چون شر، عدمی است پس شر وجود ندارد، و چون شری وجود ندارد پس انسان وظیفه ای ندارد زیرا وظیفه انسان مبارزه با بدیها و بدها و تحصیل خوبیها و تأیید خوبها است، و چون هر وضعی خوب است و بد نیست، پس باید به وضع موجود همیشه رضا داد و بلكه آن را بهترین وضع ممكن دانست. تكاملی بودن جهان – و بالخصوص انسان – و رسالت انسان در سامان دادن آنچه بر عهده اش گذاشته شده است جزئی از نظام زیبای جهان است. پس سخن در اینها نیست، سخن در این است كه همه اینها از نوع عدمیات و فقدانات می باشند و وجود اینها از نوع وجود كمبودها و خلاها است و از این جهت شر هستند كه خود، نابودی و نیستی و یا كمبودی و خلأ هستند، و یا منشأ نابودی و نیستی و كمبودی و خلأند، نقش انسان در نظام تكاملی ضروری جهان، جبران كمبودها و پر كردن خلأها و ریشه كن كردن ریشه های این خلأها و كمبودهاست.
بدها دو نوعند: بدهایی كه خود اموری عدمی اند، و بدهایی كه اموری وجودی اند اما از آن جهت بد هستند كه منشأ یك سلسله امور عدمی می گردند. شروری كه خود عدمی هستند مانند جهل و عجز و فقر، صفاتی حقیقی (غیر نسبی ) ولی عدمی هستند، اما شروری كه وجودی هستند و از آن جهت بدند كه منشأ امور عدمی هستند، مانند سیل و زلزله و گزنده و درنده و میكروب بیماری، بدون شك بدی اینها نسبی است. از این گونه امور، آنچه بد است، نسبت به شی ء یا اشیاء معینی بد است. زهر مار، برای مار بد نیست، برای انسان و سایر موجوداتی كه از آن آسیب می بینند بد است. گرگ برای گوسفند بد است ولی برای خودش و برای گیاه بد نیست، همچنانكه گوسفند هم نسبت به گیاهی كه آن را می خورد و نابود می كند بد است ولی نسبت به خودش یا انسان یا گرگ بد نیست. و از طرف دیگر وجود حقیقی هر چیز كه به آن خلق و ایجاد تعلق می گیرد و وجود واقعی است، وجود آن چیز برای خود است نه وجود آن برای اشیاء دیگر. وجود هر چیز برای شی ء یا اشیاء دیگر، وجود اعتباری و غیر حقیقی است و جعل و خلق و ایجاد به آن تعلق نمی گیرد. به بیان دیگر: هر چیزی یك وجود فی نفسه دارد و یك وجود لغیره، و به عبارت صحیح تر: وجود هر چیزی دو اعتبار دارد: اعتبار فی نفسه و لنفسه و اعتبار لغیره. اشیاء از آن نظر كه خودشان برای خودشان وجود دارند حقیقی هستند و از این نظر بد نیستند. هر چیزی خودش برای خودش خوب است، اگر بد است برای چیز دیگر است. آیا می توان گفت عقرب خودش برای خودش بد است؟ گرگ خود برای خود بد است؟ نه، شك نیست كه وجود عقرب و گرگ برای خود آنها خوب است، آنها از برای خود همانطور هستند كه ما برای خود هستیم. پس بد بودن یك شی ء در هستی فی نفسه آن نیست، در وجود بالاضافه آن است.

از طرف دیگر شكی نیست كه آنچه حقیقی و واقعی است وجود فی نفسه هر چیز است، وجودات بالاضافه، اموری نسبی و اعتباری اند، و چون نسبی و اعتباری اند واقعی نیستند، یعنی واقعا در نظام وجود قرار نگرفته اند و هستی واقعی ندارند تا از این جهت بحث شود كه چرا این وجود یعنی وجود نسبی به آنها داده شده است. به عبارت دیگر هر چیز دو بار موجود نشده و دو وجود به او داده نشده است، یكی وجود فی نفسه، و یكی وجود بالاضافه. فرض كنید شما مطلبی را برای شاگردان بیان می كنید، بار دیگر آن را تكرار می كنید، برای نوبت سوم و چهارم همان مطلب را بازگو می كنید. شما در هر چهار نوبت همان مطلب را بدون كم و زیاد ادا كرده اید. به عبارت دیگر بیان شما كه از طرف شما وجود پیدا كرده است، در هر چهار نوبت یك جور است، ولی این چهار نوبت هر كدام دارای صفت بالخصوص است، یكی اول است و دیگری دوم و دیگری سوم و دیگری چهارم. آیا شما در هر نوبت دو عمل انجام داده اید: یكی اینكه مطلب را ادا كرده اید، دیگر اینكه صفت اولیت یا ثانویت یا ثالثیت یا رابعیت را به آن داده اید؟ و یا اینكه این صفات یك سلسله صفات اضافی و در عین حال اعتباری و انتزاعی می باشند كه از عمل مكرر شما كه هر چهار نوبت به یك شكل صورت گرفته با مقایسه با یكدیگر پیدا می شود؟ بدیهی است كه شق دوم صحیح است.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید