حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معناي پرده و حاجب ، اما بیشتر استعمالش به معناي پرده است . كلمه حجاب به اين دليل مفهوم پوشش میدهد كه پرده وسیله پوشش است و شايد بتوان گفت كه بهحسب اصل لغت ، هر پوششي حجاب نيست ؛ آن پوششي حجاب ناميده میشود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد… . استعمال کلمه حجاب در پوشش زن ، اصطلاحي جديد است . در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه « ستر»كه به معناي پوشش است ، به كار رفته است . فقها- چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح- کلمه ستر را به كار بردهاند نه کلمه حجاب را . بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمیشد و ما هميشه همان كلمه «پوشش» را به كار میبردیم ، زيرا چنان كه گفتيم معناي شايع لغت حجاب ، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده میشود ، به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود . پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد . آيات مربوط به حجاب همين معنا را ذكر میکند و فتواي فقها هم مؤيّد همين مطلب است .
1. قرآن كريم در سوره نور آیه 31 میفرماید: و نبايد زنان پاي خود را چنان به زمين بكوبند كه صداي زينت آلاتشان شنيده شود . دكتر احمد صبوري اردوبادي در اين باره میگوید: «ممكن است حتي صداي به هم خوردن چند قطعه فلز كه زن بهعنوان زينت آن را به خود بسته است ، سبب تحريك حالات جنسي در مرد شود . داشتن زينت ، حق زن است؛ اما حدود دارد . رعايت حجاب در همه حالات بر زن واجب شده است ؛در پوشش، در حرف زدن ، در راه رفتن و قرار گرفتن كنار مردان و در هر موردي كه موجب انحراف براي مردان است و در صورت انحراف مردان ، جامعه نيز به فساد و تباهي كشيده میشود . »
2. شايد بسياري از زنان اطلاعي از اين موارد نداشته باشند و اين گرسنگي نگاه به زن را از جانب مردان درك ننمايند و هم چون ماهیای باشند كه تا از آب خارج نشوند ، قدر تشنگي را نمیدانند . علویه ام الفخر میگوید: بسياري از زنان نمیتوانند احساسات واقعي مردان و گرسنگي آنان به زن را درك نمايند؛ به همين دليل نمیتوانند فلسفه وجود پوشش ، علت وجوب وقار و طمأنينه براي زن در مجامع و محافل و سبب كراهت صميميت ورزيدن زن براي مردان اجنبي و… را در يابند
3. در جامعه و محيط متمدن زندگي ما چيزهاي با ارزش هميشه حفاظت شده و صاحبان اموال ارزشمند ، با انواع پوشش ايمني و حفاظتي آن را از دستهای ناپاك و آلوده و از شر دشمنان حفظ میکنند؛ بهطور مثال: شما در هيچ جاي جهان سراغ نداريد كه يك طلا فروش مغازهاش را بیحفاظ و بي كنترل گذاشته و به منزل برود . بعضي از مالكان و صاحبان طلا به خاطر احتياط بیشتر ، اموال با ارزش خود را در صندوقهای نسوز با جدارههای فلزي و بسیار قوي نگه داري میکنند تا از دست برد سارقين محفوظ بماند و حتي در مغازههای خود دوربینهای مخفي و زنگ و سیستمهای هشدار دهنده نصب میکنند تا از خطرات احتمالي پيش گيري كنند ؛ با اين وصف اگر چنان چه كالاي وجود انسان را كه شريف و قيمتي است بخواهيم با پوشش مناسب حفظ نماييم ، آيا كاري عبث و بيهوده کردهایم؟ جان و شرف و عفت و عزت انسان از هر قطعه طلا و مسكوك و لوازم مادي باارزشتر است ، سپس بحث حفظ آن نيز جدیتر میباشد. اگر يك طلا فروش كالاي با ارزش خود را به دليل مسامحه و سهل انگاري محافظت نكرد و زمینه سرقت و از بين رفتن اموالش را فراهم كرد ، نبايد ديگران را ملامت كند . انسان نيز اگر از انسانيت و عزت و جان خود با بهترين وجه محافظت نكند و باعث صدمه به خود گردد، خويشتن را بايد تخطئه و ملامت كند نه ديگران را.
4. هيچ طلا فروشي طلاهايش را بر سر كوي و برزن فرياد نمیکند و هيچ دست فروشي بر سر چهار راه ، گوهر نمیفروشد. اين سيب و پياز و هندوانه است كه بر سر كوي و برزن فرياد میشود و اين سيگار و آدامس و شكلات است كه بر سر چهار راهها و كنار خیابانها عرضه میشود . آي زنان و دختران جهان: در همه شما رگههایی از طلاي معنويت هست ، جنس وجود شما از لبو و شلغم و شكلات نيست ، بگرديد گوهرهاي وجودتان را پيدا كنيد . هست ، حتماً هست ، گوهر فطرت ، بیتردید در همه شما هست ؛ نه فقط گوهر فطرت ، كه جواهر نجابت ، حيا ، عفت ، صفا و مهر و صداقت ، همه و همه در وجود شما هست و اندام شما ظرف اين جواهرات میباشد
5. حجاب ، اوج قدرت و كرامت است نه حضيض ذلت و كسر منزلت . پيام آور شهامت و شرافت است نه سقوط شوكت و شخصيت . حجاب مبيّن ارزش و حيثيت است نه هتك عظمت و هبوط حرمت و حمیت . حجاب جايگاه پاكي و تقوا و متانت است نه پرتگاهي براي عصمت و طهارت و سعادت . ملاك زيبايي ، انديشه و فكر و درايت رأي است و مميّز بندگي از آزادگي و حد فاصل عبودیت و سبعيّت . حجاب ، نهايت تعالي و مأمن مناعت طبع بشر است نه جسارت و رذالت طبع و محبس زن . پس آن گاه كه دل در پرده حجاب افتد ، جسم نيز بیپرده و عريان میگردد. ليك چون جان به باور حكم جانان در آمد ، وجود نيز مطيع و منقاد و خاشع در امر مولا میگردد. زن در پشت اين سنگر ، از بسياري خطرات جسمي و روحي در امان است . هم امنيت اجتماعي بیشتر و بهتر پيدا میکند و هم عفت و شرفش از دست برد دزدان شرف محفوظ است . زن با حجاب ، عملاً دست رد بر سینه ناپاكان میزند ، به همه اعلام میکند كه براي پاكي و عفت خود ، حرمت قائل است و به هيچ كس اجازه نمیدهد كه به حريم عفاف او تعدّي كند
6. زن با رعايت حجاب و وقار و متانت و حياي خود پاس دار حرم عزت ، شرف و انسانيت خانواده و اجتماع خويش است و با تربيتي كه در سایه آن كسب كرده مسئوليت علمي و تربيتي خود را به انجام میرساند و خود مبلغ حيا و عفت میگردد ، چرا كه میداند حيا رمز موفقيت و پيروزي او است . امير مؤمنان( علیهالسلام) میفرماید: « الحياء مفتاح كل خير.حيا كليد هر خوبي است » .
7. آن حضرت در بيان اهميت عفت میفرماید : «العفه رأس كل خير عفت سرچشمه هر خيري است » .حيا و عفت نيز در پرتو نور الهي حجاب كه ثمره و میوه آن است ، به دست میآید . فردي كه حجاب را براي خود يك اصل بالذت میداند و آن را جزيي از وجود خود درك میکند و با آن نه تنها بيگانه نيست بلكه رابطهای مستحكم دارد و در كنار آن حيا میکند ، ثمره عفت را درو میکند .
8. امير مؤمنان (علیهالسلام) در روايتي به اين نكته اشاره فرموده است : «ثمره الحيا العفه میوه حيا عفت است . » زني كه با حيا و عفت زندگي میکند ، شرط لازم تربيت اخلاق ديني را در خود ايجاد كرده و به پیامهای باطني و اخلاق باطني گوش فرا داده و نفس خويش را از هوسهای شيطاني دور ساخته و از افعال زشت مصون داشته و اینها همه ثمره و نتیجه عفاف و عفت و حياي او است.
9. حضرت علي(علیهالسلام) میفرماید : « ثمره العفه الصيانه؛ ثمره عفت ، صيانت است » . و اين صيانت چيزي نيست مگر نگه داري نفس از رذايل و پستیها .
10. آن حضرت در جايي ديگر میفرماید : « الحياء يصد عن فعل القبيح؛ حيا شخص را از انجام كار زشت باز میدارد و از تباهیها كناره میجوید » .اینها همه نتيجه و ثمره حيا است .
اساس كشف حجاب در ايران و در اروپا ، اين نبود كه فلاسفه و انديشمندان بنشينند و بعد از بحث و گفت و گوهاي طولاني به اين نتيجه برسند ، بلكه بايد اذعان كرد كه اين مسئله رنگ سياسي ، اقتصادي و شهواني داشته است . يك عده افراد آلوده به شهوت كه براي آنها حجاب ، بهعنوان يك سد بسيار قدرتمند ، مانع شهواتشان بود و بیحجابی زمينه را براي شهواتشان به نحو احسن فراهم میساخت … ، آغاز گر اين پدیده شوم بودند . البته يك عده هم سرمايه داراني بودند كه بهترين وسيله براي به جريان انداختن سرمایههایشان ، زنهایی بودند كه هر چه حجاب كمتري داشتند بهتر میتوانستند وسیلهای براي توليدات ، يا فروش فرآوردههای آنها و يا براي تبليغ اجناسشان باشند
11. در داستانهای موسي بن عمران علیهماالسلام آمده است: او با تلاشهای پي گير خود بهتدریج بر ستم گران پيروز شد و پرچم توحيد و عدالت را در نقاط زمين به اهتزاز در آورد . حضرت موسي(علیهالسلام) براي نجات ملت «انطاكيه» راهي جز سركوبي ستم گران و فتح آن شهر و حومه نمیدید . براي اجراي اين امر ، سپاهي به فرماندهي «يوشع و كالب» تشكيل داد و آن سپاه را به انطاكيه رهسپار كرد. عدهای از مردم نادان و اغفال شده انطاكيه به گرد دانشمند خود «بلعم باعورا» كه اسم اعظم را میدانست ، جمع شده از او خواستند تا درباره حضرت موسي(علیهالسلام) و سپاهش نفرين كند. بلعم باعورا ابتدا اين پيش نهاد را رد كرد ولي بعد بر اثر هواپرستي و جاه طلبي جواب مثبت داد . سوار بر الاغ خود شد تا بر سر كوهي رود كه سپاه حضرت موسي(علیهالسلام) از بالاي آن پيدا بودند و در آن جا نفرين كند . در راه الاغش از حركت ايستاد ، هر چه تلاش كرد الاغ بهپیش نرفت . آن قدر با ضربات تازيانه به اين حيوان زد تا كشته شد. سپس آن را رها كرد و پياده به بالاي كوه رفت . در آن جا هر چه فكر كرد اسم اعظم را به زبان آورد و نفرين كند ، به يادش نيامد . با كمال سر افكندگي برگشت و چون تيرش به هدف نخورده بود ، سخت مغلوب هوسهای نفساني گشت ؛ براي سركوبي سپاه حضرت موسي (علیهالسلام) راه عجيبي را به مردم انطاكيه پيش نهاد كرد كه همواره استعمارگران براي شكست ملتها از آن استفاده میکنند ؛ به اين طريق كه مردم انطاكيه را به اشاعه فحشا و انحراف جنسي و گرفتن پوشش از بدن لطيف زنان و دختران ترغيب كرد ؛ به اين معنا كه دختران و زنان زيبا چهره و خوش اندام را گفتند كه خود را با وسايل آرايش بيارايند و آنها را همراه اجناس مورد نياز بهعنوان خريد و فروش وارد سپاه حضرت موسي(علیهالسلام) كنند . و سفارش كرد كه هرگاه كسي از سربازان سپاه موسي(علیهالسلام) خواست قصد شهوترانی با آن دختران و زنها را كند ، مانع او نشوند . آنها همين كار را انجام دادند و طولي نكشيد كه سپاه موسي(علیهالسلام) با نگاههای هوس آلود خود به پيكر نيمه عريان زنان آرايش كرده، رفتهرفته در پرتگاه انحراف جنسي قرار گرفتند . اين رسوايي تا بدان جا كشيد كه رئيس يك قسمت از سپاه حضرت موسي(علیهالسلام) زني را به حضور آن حضرت(علیهالسلام) آورد و گفت: خيال میکنم نظر شما اين است كه هم بستر شدن با اين زن حرام است ؛ به خدا سوگند ، هرگز دستور تو را اجرا نخواهم كرد ؛ آن زن را به خيمه برد و با او آميزش كرد . کمکم بر اثر شهوت پرستي ، ارادهها سست شد ، بيماري مقاربتي و طاعون زياد گرديد ، لشكر موسي(علیهالسلام) از هم پاشيد تا آن جا كه نوشتهاند: بيست هزار نفر از سپاه موسي(علیهالسلام) به خاك سياه افتادند و با وضع ننگيني سقوط كردند
12. «مستر همفر» در كتاب خاطراتش میگوید: در مسئله بیحجابی زنان بايد كوشش كرد تا زنان مسلمان به بیحجابی و رها كردن چادر مشتاق شوند … پس از آن كه حجاب زن با تبليغات و سعي ما از ميان رفت ، وظیفه مأموران ما آن است كه جوانان را به عشق بازي و روابط نامشروع با زنان تشويق كنند و بدين وسيله فساد را در جوامع اسلامي بسط دهند.
ضرورت حجاب در اسلام