دوره Home
41-احکام تجارت در اسلام
42-ِبای معامله ای در تبادلات مالی
43-فرایندهای حلال در خرید و فروش طلا
44-در اسلام چیزی به نام کلاه شرعی نداریم!
45-تفاوت بین طریق شرعی و کلاه شرعی
46-احکام اقتصادی فروش وام
47-احکام اقتصادی خمس وام های بانکی
48-احکام اقتصادی قراردادهای بیمه
49-احکام اقتصادی فعالیت در بورس
50-احکام اقتصادی قرارداد مضاربه ای
51-احکام اقتصادی شرکت های هرمی
52-احکام اقتصادی بازاریابی شبکه ای
53-احکام اقتصادی، فعالیت در فارِکس
54-احکام اقتصادی خرید و فروش ارز دولتی
55-تحلیل جایز نبودن تخلف از قوانین
56-آیا تخلف از قوانین همیشه حرام است؟
57-چه زمانی تخلف از قوانین حرام است؟
58- استخراج رمزارزها قسمت اول
59-استخراج رمزارزها قسمت دوم
60-مهمترین فایده فضای مجازی
61-مسائل شرعی در فضای مجازی
62-فواید فضای مجازی و تلفن همراه، قسمت اول
63-فواید فضای مجازی و تلفن همراه، قسمت دوم
64-گناهان زبان در فضای مجازی
65-نقش فضای مجازی در انتخابات
66-تأثیر فضای مجازی در امربه معروف و نهی از منکر
67-استفاده صحیح از فضای مجازی
68-احکام شرعی در فضای مجازی
69-احکام انتشار محتوای مجازی، قسمت اول
70-احکام انتشار محتوای مجازی، قسمت دوم
71-احکام انتشار محتوای مجازی، قسمت سوم
72-مطالب باطل مجازی وظایف شرعی
73-مطالب باطل مجازی نگهداری ممنوع!
74-سه راهکار مهم برای رشد فرزندان
75-وظیفه والدین در مقابل فرزندان
2 of 2

45-تفاوت بین طریق شرعی و کلاه شرعی

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد فلاح‌زاده

عنوان: تفاوت بین طریق شرعی و کلاه شرعی

بیان شد:

  • برای معامله ربوی یک مثال زدیم و آن مبادله طلا با طلا بود. در این معامله حتما باید طلا فروخته بشود و با پول آن طلای دیگری خریداری بشود.
  • بعضی‌ها می‌گویند که این چه فرقی می‌کند با این که بخواهیم طلا را بخریم یا عوض کنیم؟ این کلاه‌شرعی است.
  • قطعاً می‌دانید که ما در اسلام کلاه‌شرعی نداریم. بلکه طریق شرعی داریم. یعنی راهی که دین گفته و قبول دارد.

مثال فقهی:

یک دختر و پسر که همدیگر را دوست دارند. اگر دست هم را بگیرند و در خیابان راه بروند و آن صیغه ازدواج و محرمیت را نخوانده باشند می‌گوییم که رابطه آنها نامشروع است.

یک دختر و پسر دیگری هم همان الفاظ محرمیت را خواندند که در این جا می‌گوییم رابطه آنها مشروع است و مشکلی ندارد.

چه شد؟

انّما یحلّل الکلام و یحرّم الکلام

گاهی اوقات همین الفاظ یک سری موارد را حلال می‌کند. خداوند راهی را قبول دارد که خودش گفته است. دین گفته است.

با همین یک جمله نوع رابطه تغییر پیدا می‌کند. رازهایی هم در آن نهفته است.

یک مثال دیگر:

دو نفر هستند که غسل برعهده آنها است. هر دو وارد یک استخری می‌شوند و هر دو با هم بیرون می‌آیند. یکی در این استخر به نیت غسل وارد آب می‌شود و بیرون می‌آید و دیگری با این نیت ورود نکرده و پاک نخواهد شد.

بنابراین، نیت‌ها هم اثر دارد.

یک مثال اقتصادی:

شما گاهی اوقات یک پولی را به دیگری می‌بخشید و هیچ‌چیز هم نمی‌گویید و قصدتان فقط این است که پول را بدهید و چیزی دریافت نکنید. هیچ‌چیزی طلبکار نیست.

گاهی اوقات پول را به‌صورت قرض می‌دهید که طلبکار می‌شوید.

گاهی اوقات هم یک قراردادی می‌نویسید و اصل پول را طلبکار هستید و اگر سودی حاصل شده باشد سهیم هستید.

بنابراین، این سه حالت با هم تفاوت دارد. ظاهر شبیه هم است؛ ولی راه متفاوت است. دین یک راه‌هایی را مشخص کرده که مصلحت در آن طریق است و ما باید عمل کنیم.

درس Content
به بالا بروید