علل شکست حرکت حجاب
چرا حرکتهای گستردهی کشف حجاب و حجابزدایی، از سوی عوامل وابسته به استعمارگران، در بعضی کشورهای اسلامی، مثل افغانستان، ترکیه، ایران و… با شکست مواجه شده است ؟
علل شکست حرکت حجاب ادامه مطلب
چرا حرکتهای گستردهی کشف حجاب و حجابزدایی، از سوی عوامل وابسته به استعمارگران، در بعضی کشورهای اسلامی، مثل افغانستان، ترکیه، ایران و… با شکست مواجه شده است ؟
علل شکست حرکت حجاب ادامه مطلب
سلاح بیل پاسبخش بودم و حدود هفتصد تا هشتصد متر با دشمن فاصله داشتیم. فکر کردم نکند دشمن وارد خط شود و ما را اسیر کند. به همین خاطر روی سنگرهای خالی یک کلاهخود و یک دسته بیل گذاشتم طوری
سلاح بیل , سلاح جدید , سلاح سرد , زیر پیراهن پتویی , ساعت برقی ادامه مطلب
سنگرهای خالی بعضی از نیمهشبها یدالله سنگرش را ترک میکرد و به مواضع عراقیها نفوذ میکرد او میگفت:«امشب سنگرهای عراقیها خالی است» وقتی از او میپرسیدیم از کجا میفهمی پاسخ میداد:«من نزدیک سنگرهای عراقیها میشوم و داخل سنگرهایشان سنگ پرتاب
سنگرهای خالی , سنگر شناور , سوت ارتباطی , سنگ و نارنجک ادامه مطلب
سیم تلفن و پیکرشهید جنازه دوست شهیدم بین نیروهای ایرانی و عراقی مانده بود. داوطلب شدم که جنازه را عقب بکشم. سیم تلفن زیاد داشتیم. سیم را به کمرم بستم و مسافتی را سینهخیز رفتم. قبلاً برادران برانکارد را به
سیم تلفن و پیکرشهید , سوزن خیاطی و بلبرینگ , سورتمه ,شعار و شلوار , شمعدان و زیرسیگاری ادامه مطلب
شنی مینکش بعضی جاها که باید از عرض معبر عبور میکردیم و نیروهای تخریبچی در دسترس نبودند، بچهها شنی پارهی تانکها را که بسیار سنگین است به زحمت حمل میکردند و در محل عبور به شکل حلقهای قرار میدادند و
شنی مینکش , شهدا زندهاند , شهید زنده , شیلنگ آنتنی , شیلنگ چوبی ادامه مطلب
صدای مرگ برگها مقر ما در یکی از پایگاههای مرزی در کردستان بود. برای اینکه بدانیم چه زمانی ضد انقلاب به ما نزدیک میشود، دور تا دور پایگاه برگ خشک میریختیم شب وقتی کسی پایش را روی برگها میگذاشت، صدای
صدای مرگ برگها , صید دشمن , طنابی از زیرپوش , صخرههای عبور , صحنه سازی ادامه مطلب
عبور از باتلاق برای عبور وسایل نقلیه در مناطق پر گل و لای یکی از رانندهها با همفکری بچههای واحد تخریب طرحی تهیه و اجرا کردند. به این ترتیب که اهرمهایی بازویی شکل ساخته و زیر شاسی تویوتا نصب شد.
عبور از باتلاق , عراقی ایرانی , عراقیها و آتش , طویله , عبای پتویی ادامه مطلب
در پناه جنازه ها سال ۶۶ در منطقه شلمچه امدادگر بودم. روزی من و یک بیسیم چی و رابط خط و ۲ رانندهی بولدوزر و یک رانندهی آمبولانس در منطقهی سه راه مرگ با گشتیهای عراقی مواجه شدیم. ناگهان رابط
در پناه جنازه ها , خندق مرگ , خودکار جنگی , در هوشمند , دروغ نیرودهنده ادامه مطلب
دلو آب قمقمهای یکبار که با بیآبی مواجه شدیم، در اطراف خاکریز به چاه عمیقی برخوردیم، اما هیچ وسیلهای برای کشیدن آب از چاه نداشتیم. به همین خاطر بندهای پوتینهایمان را باز کردیم و به هم گره زدیم و قمقمه
دلو آب قمقمهای , دو لول , دوش کلمنی , دسته هدایت قایق , دسته هدایت قایق ادامه مطلب
دوشکای خودکار در منطقه جنوب، دوشکا را در امتداد لبهی خاکریز قفل (همجهت) میکردیم و بعد قفل بعدی را آزاد میگذاشتیم و با طنابی که به ماشهی دوشکا میبستیم و تا سنگر کشیده شده بود ماشه را میچکاندیم و دوشکا
دوشکای خودکار , دیدهبان پرخرج , دیوارهای مسلح , رادیو , راه بیبازگشت ادامه مطلب
زاغههای دروغین معمولاً لاستیکی را درمحلی دور از سنگرهایمان آغشته به بنزین میکردیم و منتظر شلیک خمپارهی دشمن میشدیم. به محض شنیدن صدای انفجار اولین خمپاره لاستیک را آتش میزدیم و دشمن بدگمان اصابت گلوله به زاغهی مهمات، آن منطقه
زاغههای دروغین , ریگ در دهان , روغن تن , روشنایی سیگار , رمز عبور ادامه مطلب
زورخانه منطقهای قبضه آرپیجی هفت تخته شنا بود و در گود زورخانه در چالهای که در کنار سنگر کنده بودیم به ورزش باستانی میپرداختیم. از میله چادرها به عنوان بیلهارتل و از قسمت پایین و جدا شدهی شلوارهای مندرس که
زورخانه منطقهای , زیر پیراهن , زنگ پیام , زبان توافقی , زبان تاتی ادامه مطلب
چشمهای مین در عملیات عاشورا در منطقهی میمک یکی از بچههای تخریبچی زیر مینها چشم الکترونیکی تعبیه کرده بود که به محض دیدن نور حساس و منفجر میشد. وقتی عراقیها قصد بازکردن معبر یا پاکسازی مسیر را داشتند به محض
چشمهای مین , چرخهای دستی , چنگال , حروف ژ،چ، گ، پ , حسن از علی ادامه مطلب
حمل و استتار بچهها شب عملیات، تغییراتی در وسایل خود میدادند تا بتوانند خشاب و نارنجک بیشتری بردارند. مثلاً با استفاده از کش و عبور دادن آن از سوراخهای فانوسقه، نارنجکها و خشاب های اضافی خود را از زیر آن
حمل و استتار , حمام با آب لولهکشی , حمام عمومی , حمله اما محاصره ادامه مطلب
خاکریزهای نورانی وقتی خورشید در حال غروب بود ما با مشکل انعکاس نور از شیشه خودروها، وسایل و ادوات مواجه بودیم. دشمن با گرای دقیق حاصل از تابش نور خورشید مواضع ما را شناسایی میکرد و میکوبید. برادران در بعضی
خاکریزهای نورانی , خاکبرداری در شب , خال پیشانی , خانههای خالی , خبر داغ! ادامه مطلب
خرج خمپاره ۶۰ ما چند خرج به خمپاره ۶۰ اضافه کردیم و آن را به جای خمپاره ۸۲ به کار بردیم که قدرت تخریب زیادی داشت. منبع: کتاب فرهنگ جبهه خطاطی از راه دور ما به عنوان نیروی فرهنگی
خرج خمپاره ۶۰ , خطاطی از راه دور , خمپاره باندپیچ شده , خمپاره کمپوتی , خنثی ولی مسلح ادامه مطلب
چادرهای خالی سال ۶۱ به دلیل نبودن نیرو در یکی از مناطق جنوب چون هواپیماهای دشمن برای شناسایی میآمدند، بچهها برای فریب آنها چادرهای بزرگی به رنگ کرم تهیه و در محلی برپا میکردند. از پنجرهی این چادرها لولهی پولیکا
چادرهای خالی , جوراب جنگی , چراغ روشنایی , چراغ گمراهکننده , چراغ موشی ادامه مطلب
جابهجایی مهمات روی بدنه ماشینها و جعبههای بزرگ مهمات که با تریلی به جبهه منتقل می شد، عبارات منحرف کنندهای مینوشتیم و به این وسیله مانع کار نیروهای نفوذی دشمن میشدیم. مثلاً روی بعضی از این جعبهها مینوشتند:«ابزار یدکی لودر
جابهجایی مهمات , جابهجایی نیروها , جنگ بیسیمی , جنگ رتیل و عقرب , جنگ سنگی ادامه مطلب
آتش همزمان بعد از عملیات کربلای ۴ در خرمشهر، در مرز گمرک روی اسکله مستقر بودیم تعداد ما در آن محور هشت نفر بود که خط را پدافند میکردیم برای تظاهر به اینکه نیروهای زیادی در محور مستقر هستند شبها
آتش همزمان , آتشگیر ,آخ , آخرین تله ادامه مطلب
آرامگاه لباس تابستان سال ۱۳۶۶ در جزیره مجنون جمعی از بچهها در محاصره عراقیها قرار گرفتند. آنها وسایلشان را در کمینها دفن کرده و روی یک سنگ نوشتند آرامگاه برادر فلانی تا بعد از بازگشت وسایل را پیدا کنند. بعد
آرپی جی بیخرج , آن روزهای سخت , آنتن آبکشی گردان , آفتابه با انصاف ,آرامگاه لباس ادامه مطلب
آی با کلاه دوستی داشتیم به نام «حسین مرندی» که شجاعت خاصی داشت. در پشت خاکریز به ردیف کلاههای آهنی را سرچوب می کرد و خودش ده یا بیست متر آن طرف تر میایستاد. وقتی عراقیها شروع به تیراندازی میکردند
الاغ در نقش تانک عراقیها شب نسبت به تردد نیروهای شناسائی و هجومی حساس بودند. دکتر چمران گفت:«بر پشت چند الاغ یک تراورس چوبی باد و فانوس آویزان روشن کنیم و بفرستیم جلوی دید دشمن. آنها به گمان اینکه تانکها
الاغ در نقش تانک , اسیران فرمانده, اسلحه دوکاره , استخر شناور , ارتش ده نفره ادامه مطلب
الاغ مسلح در عملیات مرصاد منافقان با زور و تهدید، الاغ و قاطر روستاییان اطراف محل درگیری را میگرفتند تا مجروحان خود را حمل کنند. اهالی چارهای جز تسلیم نداشتند و الا همان بلایی سرشان میآمد که سر روستاییان دیگر
الاغ مسلح , الاغهای نورانی , امداد صوتی , ای لشگر صاحب زمان ,بازیافت پوکهها ادامه مطلب
بالن شمعی منورهای پرتاب شده در شب جهت شناسایی و نوع تحرک نیروها و جابهجایی جنگ افزار به کار میرفت و دیدهبانها آنها را گراگیری میکردند. با یک منور تمام نیروها به سمت آن تیراندازی میکردند. بهترین نمود این مسئله
بالن شمعی , بخیه عملیاتی , برد لباس , برف آب , برف پاک کن دستی ادامه مطلب
بلندگو یکی از شبها قرار شد. خطبه های نماز جمعه که به زبان عربی از مقام معظم رهبری گفته میشود توسط بلندگویی در خاکریز عراقیها پخش شود. برای اجرای این برنامه همراه با شهید ناجی باید از روی آکاسیو شناور
بلندگو , برنامه رادیویی , بلندگوی بیصدا , بند شلوار , بندپوتین تله ادامه مطلب
بولدوزر 8d قبل از عملیات بیتالمقدس۳، یک دستگاه بولدوزر 8d کوماتسو که وجود آن برای روز عملیات بسیار ضروری بود به علت ساییدگی کفشکها از حرکت بازماند به نحوی که دیگر نمیتوانست در گل و باتلاق حرکت کند. باید کفشکها
بولدوزر 8d , به جای سوله , بولدوزر فداکار , بوی باروت , بوی سیر ادامه مطلب
پل خیبر با آغاز عملیات و فتح جزایر مجنون به خاطر آتشی که عراقیها درست کرده بودند. در کار تدارکات و پشتیبانی مشکل به وجود آمد. فرماندهی قرارگاه متوجه شد که در این صورت انتقال مجروحین و شهدا به کندی
پل خیبر , بیست لیتریها , پاسبخش سیمی , حشرات موذی , پنکه دستی ادامه مطلب
پودر کیش و مات برای بیرون کشیدن موشها از سوراخ و کشتنشان ،آب و پودر لباسشویی را قاطی میکردیم و درون سوراخ میریختیم و به این وسیله آنها کیش و مات میشدند. چون موشی زنده دستگیر میشد آن را مانند
پودر کیش و مات , پوکههای پر , پیام آشکار , پیدای نهان , پیراهن سفید ادامه مطلب
تانک و بولدوزر یکبار دو بولدوزر در پشت خاکریز ماندند. برای اینکه بتوانیم آنها را به عقب بیاوریم، بچهها تانک سوخته ای رابا دستگاهی دیگر یدک کشیدند و آن را دورتر از منطقه قرار دادند تا عراقیها تانک را میزدند
تانک و بولدوزر , تایرهای بلاگردان , تدبیر تکبیر , تابلوی مشترک , تابلوی لیوانی ادامه مطلب
تسبیح فشنگی با فشنگهای استفاده شده تسبیح میساختیم. اول فشنگها را گرم و سرب آن را خالی می کردیم، سپس نوک آنها را سوهان میزدیم و سوراخ کوچکی در آن تعبیه میکردیم. آن وقت فشنگها را با آبلیمو میشستیم تا
تسبیح فشنگی , تدبیر فرمانده , ترمزپایی , تسبیح مشتعل , تسمهای از کمربند ادامه مطلب