هدیه
فردای آن روز کریسمس بود، و هر سه با اتوموبیل عازم پایگاه سفینه بودند. اما پدر و مادر در ناراحتی و اضطراب…
فردای آن روز کریسمس بود، و هر سه با اتوموبیل عازم پایگاه سفینه بودند. اما پدر و مادر در ناراحتی و اضطراب…
روزى حضرت زهرا عليهاالسلام به فرزندش حسن كه هفت ساله بود مىفرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پيامبر صلى اللَّه عليه…
ذرقان كه نديم و رفيق جانى احمد بن ابى داود قاضى زمان معتصم عباسى محسوب مى شد گفت : روزى احمد از…
غروب بود. زهرا تازه از مدرسه به خانه آمده بود و داشت لباسش را عوض ميكرد كه زنگ در خانه به صدا…
آب نهر خيلي بالا آمده بود. خاله ليلا تندتند رختها را ميشست و توي لگن بزرگي ميانداخت. مادر بزرگ كه از شدت…
روزي معلمي از دانش آموزانش خواست که اسامي همکلاسي هايشان را بر روي دو ورق کاغذ بنويسند و پس از نوشتن هر…
ملامحمدتقی مجلسی از علمای بزرگ اسلام است. وی در تربیت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان…
مرحوم شيخ مفيد، به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت نمايد: روزي به رسول گرامي اسلام صلّي اللّه عليه…
ه آن که «مي گيرد»، و مقام رفيع از آن کسي است که فروتن است ، نه فراتن ! ……………………………………………………………لذيذ ترين…
مردي در هنگام قدم زدن در دل شب از صخره اي سر خورد و به پايين افتاد . هراسان از اينکه هزاران…
سوار بر اسب سريع تر از سوار بر حلزون نمي رود در واقع اصلا نمي رود. …………………………………………………………………. اگر به انسان همان گونه…
مانعي نامرئي براي متحول شدن است . فقط کافي است که آدمي خود را دريابد، و نيازي به پيمودن راه طولاني نيست…
وکيل جواني بود که نخستين شغلش در شرکت راه آهن بود . روزي کشاورزي متوجه شد گاوش که در مسابقات شيردهي برنده…
رابرت هر روز عصر اتوبوس خط سيزده را از ايستگاه نزديک محل کارش به مقصد خانه سوار مي شد . يک روز…
دختر کشيشي از او پرسيد : (( ايده هايت را براي موعظه از کجا مي گيري ؟)) کشيش پاسخ داد : ((…
پادشاهي باغي داشت که خودش گياهان و درختان آن را کاشته بود . روزي او به باغش رفت و ديد گلها ،…
مردي در حال بردن گاو خود به طويله بود، در حالي که طنابي دور گردنش بسته بود و سر ديگر طناب در…
گاوچراني براي کلانتر تعريف مي کرد که بهترين اسب دنيا را دارد . ( روزي در جاده باريک کوهستاني مي راندم که…
در حکايتي قديمي آمده است که ماهي اي که سرآمد مغز متفکران بود ، از ماهي ديگري پرسيد : « درباره اقيانوس…
مردي به دکتر رابرت شولر ، نويسند? مشهور ،تلفن کرد و گفت : «ديگر تمام شد . من به آخر خط رسيده…
مرد کشاورزي زن نق نقوي داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چيزي شکايت مي کرد . تنها زمان آسايش…
داستان دربار? پيرزني است که با اتوبوس سفر مي کرد ، شنيده ام پييرزن بسيار مضطرب بود و دائماً با ترس و…
در روستايي دور افتاده مرد نابينايي زندگي مي کرد . روزي چشم پزشکي معروف و حاذق به روستا آمد و پس از…
شهر نشيني وارد روستا شد و اسبي زيبا ديد . تصميم گرفت که اسب را داشته باشد . با روستايي چانه زد…
وزي جنگجويي سامورايي که بسيار مشهور و مغرور بود . براي ديدن استاد فرزانه اي آمد . اما همين که زيبايي ،…
اگر انسان ماجراجويي پيشه کند بي ترديد تجربه هايي کسب مي کند که ديگران از آن محرومند ما براي در پيش گرفتن…
روزي گدايي از ملانصرالدين کمکي خواست .ملا گفت : « نمي توانم به تو کمکي بکنم زيرا در شأن من نيست مبلغ…
سياستمدار بر جسته اي ، وقتي نامزد اداره مهم شهرداري بود ، به سه سياه پوست آفريقايي رسيد و گفت که او…
اشد تا روزي بيشتر از اينها بدانيم ، و چيزهايي بخوانيم و بنويسيم که پس از خواندن ونوشتن آنها اين احساس در…
شبي « اوحدي کرماني » ، شاعر بزرگ در ايوان خانه اش نشسته و روي کاسه اي گلي خم شده بود .…