عاشقانه و عالمانه

معلم بی‌سواد و مداد جادویی

معلم بی‌سواد و مداد جادویی

جینو حوصله نوشتن نداشت. با اینکه عاشق مدرسه بود به خاطر مشق نوشتن از درس و مدرسه خسته می شد. او با خودش فکر می کرد کاش یک مداد جادویی داشتم و می توانستم با آن مشقهایم را بنویسم. آن وقت فقط مداد را روی دفتر می گذاشتم و خودش شروع به نوشتن می کرد. […]

معلم بی‌سواد و مداد جادویی ادامۀ مطلب »

سؤال سخت، سؤال آسان

سؤال سخت، سؤال آسان

مشکی پوشیده بود. پرسیدم چرا؟ گفت «داغ برآر دیدم.» گفتم «خدا بیامرزه.» گفت «لعنت به حرص آدمیزاد.» قصه‌ای، ماجرایی، پشت لب‌هایش یا چه فرقی می‌کند،‌ توی سینه‌اش وول می‌خورد. تقلا می‌کرد و کوک به بالشت لوله‌ای ترمه می‌زد. سیگار فروردین را محکم کام چید و خاکسترش افتاد روی پوزه پلنگ پتویی چرکمرده که کف لحاف

سؤال سخت، سؤال آسان ادامۀ مطلب »

ما و زندگی زهرایی

ما و زندگی زهرایی

ما و زندگی زهرایی دکتر فرشته روح‌افزا یک‌بار سوار قطار بودم و به سمیناری می‌رفتم و یک کتاب الکترونیک دست من بود. یک خانم آمریکایی در قطار، روبه‌روی من نشسته بود. به من گفت ظاهر و روش زندگی تو بسیار قدیمی است، درحالی‌که کتابی که دست توست مربوط به علم روز است. این تناقض را

ما و زندگی زهرایی ادامۀ مطلب »

پدرم مسئله را حل کرد

پدرم مسئله را حل کرد

پدرم مرحوم حاج ناصر فخار از کاسبان مردم‌دار و از متدینین بازار بودند که به رعایت حق‌الناس بسیار توجه داشتند. قبل از مرگشان به فرزندانشان گفتند که من به هیچ‌کس بدهکار نیستم، بااین‌حال بعد از من اگر کسی نزد شما آمد و گفت که بابایتان فلان مقدار به من بدهکار است، حرفش را گوش کنید

پدرم مسئله را حل کرد ادامۀ مطلب »

ناشکری

ناشکری

راننده تاكسي شهر در مسيري طولاني كه مسافرش بودم، برايم از اتفاقي گفت كه براي يكي از دوستانش رخ داده بود: «دوست من از سرمايه‌داران بزرگ فلان شهر بود و سه پسر داشت كه يكي از آن‌ها اندكي ناتواني ذهني داشت و آب‌ دهانش مرتب جاري بود. غير از فاميل‌ نزديك،  كسي از وجود اين

ناشکری ادامۀ مطلب »

به مغازه يك‌كلام برو

به مغازه يك‌كلام برو

به مغازه يك‌كلام برو اين خاطره را از يكي از تجار بزرگ قم نقل مي‌كنم. او برايم گفت «من و پدرم  در كار كاسبي خیلی جدي بوديم؛ به‌ويژه پدرم كه گاهي من از كارهاي او خجالت مي‌كشيدم. در بازار، ما اولين مغازه‌اي بوديم كه باز مي‌كرديم و آخرين مغازه‌اي هم بوديم كه مي‌بستيم. تازه آن

به مغازه يك‌كلام برو ادامۀ مطلب »

6 داستان کوتاه قرآنی

6 داستان کوتاه قرآنی

برگرفته از درس‌هایی از قرآن حجت‌الاسلام محسن قرائتی به‌‌ کوشش صابر زیران‌پور کودکان سیب‌زمینی نیستند لقمان به پسرش مي‌گويد «يا بُنَيِّ‏ أَقِمِ الصَّلاةَ؛ آقازاده کوچولو! نماز بخوان» (لقمان، ۱۷) جاي ديگر مي‌گويد «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ» (بقره، ۴۳) نماز و زکات در ۲۷ آيه به هم چسبيده است، اما بچه که پول ندارد

6 داستان کوتاه قرآنی ادامۀ مطلب »

جعبه‌ طلایی بلور

جعبه‌ طلایی بلور

فاطمه دولتی بلور‌ها زیر نورِ لامپ می‌درخشیدند و تلألوشان چشمِ نرگس را می‌زد. مادر میوه‌خوری بزرگی دست گرفته و به زیر و رویش نگاه می‌کرد، ابروهای گره خورده مادر نشان می‌داد که مدلِ ظرف را نپسندیده. نرگس نگاهی به مادر انداخت و پرسید: چیه خوب نیست؟! مادر شانه بالا انداخت و جواب داد: نه توی

جعبه‌ طلایی بلور ادامۀ مطلب »

سهم حلالت را کم نکن

سهم حلالت را کم نکن

سهم حلالت را کم نکن: در حدیث داریم رزق‌ هركسی با حلال اندازه‌گیری شده است؛ آن‌هایی كه به حرام می‌پرند، خدا از حلال کمشان می‌گذارد. دانشجو! جوان! دختر! پسر! تو بناست از حلال یك همسر خوبی گیرت بیاید، منتهی حالا می‌گویی «این دختر هم بد نیست، یک‌خرده او را ببینم. حالا یک بستنی با این

سهم حلالت را کم نکن ادامۀ مطلب »

قصه کودکانه اردویی مفید

قصه کودکانه اردویی مفید

قرار بود جمعه از طرف مدرسه به یک اردوی تفریحی برویم. محلی که برای اردو انتخاب شده بود یکی از کوه های زیبا و معروف بود که رودخانه های زیبا از میان آن عبور می کرد. بی صبرانه برای رسیدن آن روز لحظه شماری می کردم. بالاخره جمعه آمد و من تمام وسایلم را جمع

قصه کودکانه اردویی مفید ادامۀ مطلب »

اندکی حقیقت..

اندکی حقیقت..

اندکی حقیقت.. پسر: پدر چرا بعضیا با اسلام مخالف هستن؟! پدر: اسلام کهنه‌ست؛ مال اعراب ۱۴۰۰ سال پیشه و خرافه‌ست پسرم! فقط «گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک». پسر: جمله‌ای که گفتین از کیه؟ پدر: زرتشت گفته. پسر: زرتشت کی هست؟ پدر: پیغمبر ایرانیه که ۲۵۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده. پسر: این که خیلی

اندکی حقیقت.. ادامۀ مطلب »

عشق پوشالی

عشق پوشالی

و چند داستانک دیگر انتخاب‌هایی از منابع مختلف مسابقه صبح زود، همین‌که از خانه بیرون زد گفت «مسابقه می‌دیم!» و قبل از این‌که نظر او را بشنود، ادامه داد «از الان تا شب» چشمش به زن جوانی افتاد که از سر کوچه می‌آمد. سریع نگاهش را کج کرد و به شیطان گفت: فعلاً یک، هیچ

عشق پوشالی ادامۀ مطلب »

داستان بت‌پرست هندو

داستان بت‌پرست هندو

گفتارهايي از حضرت آيت‌الله بهجت(ره) هندوها و بت‌پرست‌ها الي‌ماشاءالله نذورات مي‌آورند براي سيدالشهدا(ع) و مي‌دهند به كساني كه عزاداري مي‌كنند و دهه مي‌گيرند و دسته مي‌آورند و… . الي‌ماشاءالله شكر يا پول مي‌آورند كه اين‌ها شربت درست بكنند و صرف اين‌طور كارها بكنند. گفتند: يك بت‌پرستي بوده در دهه عاشورا، نمي‌دانم يا نذري داشته يا

داستان بت‌پرست هندو ادامۀ مطلب »

نذرهایی با جیب خالی!

نذرهایی با جیب خالی!

از شمع تا درخت لطف اختراع آقای ادیسون هنوز به جامعه ما نرسیده بود، به همین دلیل مردم با شمع و ستاره‌ها، آفتاب و مهتاب، روزگار سپری می‌کردند. در امامزاده‌ها شمع روشن می‌کردند تا چشم‌های مبارک ببیند و خدای‌نکرده به درودیوار نخورند. برق آمد و امامزاده‌ها از همه‌جا روشن‌تر و نورانی‌تر شد، اما سؤال این‌جاست

نذرهایی با جیب خالی! ادامۀ مطلب »

شهادت شهید دکتر مجید شهریاری

شهادت شهید دکتر مجید شهریاری

شهادت شهید دکتر مجید شهریاری: وقتی دکتر به مقام استاد تمامی رسید، دوستان برایش جشن گرفتند. در جشن، از دکتر خواستند مقداری صحبت کند. ایشان صحبت‌هایش را با عبارت «کَم مِن قَبیح سَتَرتَه» شروع کرد که در من خیلی اثر گذاشت. می‌خواست بگوید فکر نکنید همه چیز من، این درجه یا مدرک است. زشتی‌های زیادی

شهادت شهید دکتر مجید شهریاری ادامۀ مطلب »

طرز ساخت ماسک پاندای بامزه برای کودکان

طرز ساخت ماسک پاندای بامزه برای کودکان

پاندا یکی از دوست داشتنی ترین حیوانات روی زمین است. این خرس های تپل و آرام را کودکان نیز بسیار دوست دارند. بنابراین، می توانید ماسک این حیوان را برای فرزند دوست داشتنی خود تهیه کنید. برای تهیه این ماسک به وسایل زیر نیاز دارید: •    پارچه های نمدی به رنگ دلخواه •    نخ همرنگ

طرز ساخت ماسک پاندای بامزه برای کودکان ادامۀ مطلب »

داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود

داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود

کاربرد ضرب المثل : ضرب المثل اگر بشود، چه شود در مورد افراد خوش بینی به کار می‌رود که گاه خودشان می‌دانند کاری که در حال انجام آن هستند بی‌فایده است ولی باز هم بر انجام آن اصرار دارند. داستان ضرب المثل : روزی، ملانصرالدین به شهری ساحلی سفر کرد. ملا که تا آن موقع

داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود ادامۀ مطلب »

جملات زیبای دکتر علی شریعتی

جملات زیبای دکتر علی شریعتی

جملات کوتاه دکتر علی شریعتی بهترین مترجم کسی است که: سکوت دیگران را ترجمه کند! شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد… “دکتر شریعتی” جملات کوتاه دکتر علی شریعتی اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن،،،، می پوسی. “دکتر شریعتی” ماندگارترین جملات دکتر علی شریعتی انسان معتقد و مسئول , برای

جملات زیبای دکتر علی شریعتی ادامۀ مطلب »

راهی نامعلوم

راهی نامعلوم

غازها پرندگانی از خانواده مرغابی‌سانان با گستره‌ای وسیع از گونه‌های مختلف وحشی و اهلی و جزو قدیمی‌ترین حیوانات اهلی‌شده هستند؛ گونه وحشی این حیوانِ گیاه‌خوار تقریباً در تمام نواحی دنیا زندگی می‌کند و بسته به نوع گونه و محیط زندگی، بر یکی از مرتفع‌ترین مکان‌های منطقه چشم بر حیات می‌گشاید. این مکان مرتفع می‌تواند درخت،

راهی نامعلوم ادامۀ مطلب »

غاز مجنون

غاز مجنون

غازها پرندگان باوفایی هستند و تمام زندگی خود را فقط با جفت خود می‌گذرانند؛ آنان پیمان همسری را برای تمام عمر می‌بندند. همدیگر را همواره حمایت می‌کنند حتی زمانی که غاز ماده بر روی تخم‌ها خوابیده غاز نر وظیفه خود می‌داند که در کنار جفت خود بماند. اگر غاز، همسر خود را از دست بدهد،

غاز مجنون ادامۀ مطلب »

اس ام اس عید فطر

اس ام اس عید فطر

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت ——— اس ام اس عید فطر ——— حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد! ——— اس ام اس عید فطر ——— عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد ——— اس ام اس

اس ام اس عید فطر ادامۀ مطلب »

حیرانی

حیرانی

حیرانی علی‌رضا قزوه و انسان هرچه ایمان داشت پای آب‌ونان گم شد زمین با پنج نوبت سجده در هفت‌آسمان گم شد شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد همان شب چنگ زد در چین زلفت، چین و غرناطه میان مردم چشم تو یک

حیرانی ادامۀ مطلب »

خنده دار ترین تست شخصیت شناسی

خنده دار ترین تست شخصیت شناسی

خنده دار ترین تست شخصیت شناسی ، یه روز 4 تا حیوون تصمیم گرفتن از یه درخت نارگیل برن بالا 1 شیر 1 میمون 1 زرافه و 1 سنجاب تصمیم گرفتند که مسابقه بدهند که کدام یک برای چیدن یک موز از درخت سریع تر بالا می رود. فکر میکنی کدام یک برنده می شود؟

خنده دار ترین تست شخصیت شناسی ادامۀ مطلب »

آموزش تصویری کاردستی گوسفند پنبه ای

آموزش تصویری کاردستی گوسفند پنبه ای

خیلی از کودکان به حیوانات اهلی علاقه خاص دارند و به دلیل زندگی آپارتمانی مقدر نیست در خانه نگهداری کنند در این جا به آموزش تصویری کاردستی گوسفند پنبه ای می پردازیم. لوازم لازم ویژه آموزش تصویری کاردستی گوسفند پنبه ای کاغذ مقوایی سفید و مشکی توپک های پنبه چسب قیچی مداد رنگی سفید دو عدد چشم

آموزش تصویری کاردستی گوسفند پنبه ای ادامۀ مطلب »

ضرب المثل سنگ مفت، گنجشك مفت

ضرب المثل سنگ مفت، گنجشك مفت

مورد استفاده: در مورد اشخاصی گفته می‌شود كه از انجام هر كاری می‌ترسند در صورتی كه آن كار اصلاً ضرری ندارد. در گذشته‌های دور، زن و شوهری سالیان سال در كنار هم زندگی می‌كردند تا پیر شدند. بچه‌های آنها ازدواج كرده و از پیش آنها رفته بودند و به همین دلیل آن دو كاملاً تنها

ضرب المثل سنگ مفت، گنجشك مفت ادامۀ مطلب »

کاردستی عروسک بامزه

کاردستی عروسک بامزه

دوستان عزیز سلام! امروز می خواهم ساخت یک عروسک بامزه را به شما آموزش بدهم. این عروسک بسیار بامزه است و سرگرمی خوبی برای شما ایجاد می کند. شما می توانید هر شخصیتی که می خواهید از پرنده گرفته تا روبات برای عروسکتان خلق کنید. وسایل مورد نیاز برای ساخت این عروسک بسیار ساده است.

کاردستی عروسک بامزه ادامۀ مطلب »

شیدای باربی

شیدای باربی

مریم ابراهیمی شهرآباد بیشتر از این‌که شبیه یک دورهمی دوستانه باشد، شده بود فستیوال لباس، طلا، غذا، آرایش و به رخ کشیدن وزن و قد و تناسب‌اندام. من بودم و محدثه و خودش. دوران دانشجویی، زینب صدایش می‌کردیم، اما شب ازدواجش همه فامیل او یک‌صدا شیوا صدایش می‌کردند. حالا شیوا اسم شناسنامه‌ای‌ او بود یا

شیدای باربی ادامۀ مطلب »

اس ام اس و پیامک ویژه شبهای قدر

اس ام اس و پیامک ویژه شبهای قدر

  آری ما را بر عظمت و شناسایی شب قدر راهی نیست تنها می توان درزیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . . ======اس ام اس مخصوص شب قدر====== و کنون وقت دعاست وقت شکر از کرم و لطف خداست

اس ام اس و پیامک ویژه شبهای قدر ادامۀ مطلب »

آبرنگ

آبرنگ

«یک جعبه آبرنگ»، داستان من زهرا وافر هشت‌ساله بودم که اولین داستان زندگی‌ام‌ را نوشتم. اسمش را هم گذاشته بودم «یک جعبه آبرنگ». داستان من، دختربچه پنج‌ساله‌ای را روایت می‌کرد که آرزویش داشتن یک جعبه آبرنگ بود. وقتی در مسابقه نقاشی مهدکودک، مربی به یکی از بچه‌ها یک جعبه آبرنگ جایزه می‌دهد و به دختر

آبرنگ ادامۀ مطلب »

دنبال چه مي‌گرديم؟

دنبال چه مي‌گرديم؟

آيت‌الله ضياءآبادی این داستان را از مولایمان امام امیرالمؤمنین(ع) بشنویم که فرموده‌اند: ما با فاطمه(س) در منزل بودیم، پیغمبر اکرم(ص) وارد شد و دید فاطمه کنار دیگ آش نشسته است و غذا می‌پزد. من هم عدس پاک می‌کنم. پیامبر خدا(ص) از دیدن این صحنه خوشحال شد و خطاب به من فرمود: «یا اباالحسن! اسمع ما

دنبال چه مي‌گرديم؟ ادامۀ مطلب »

به بالا بروید