گل عفاف(۴)
وسوسهٔ گناه دزدان عفاف، از دیوار کوتاه بدحجابی و بیحجابی، راحتتر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد میزنند اما زنان باحجاب چون در سنگر حفاظتی عفاف و پوششاند، از این گونه تعرضها و وسوسههای شیطانی مصونترند. خوشا آنان که […]
وسوسهٔ گناه دزدان عفاف، از دیوار کوتاه بدحجابی و بیحجابی، راحتتر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد میزنند اما زنان باحجاب چون در سنگر حفاظتی عفاف و پوششاند، از این گونه تعرضها و وسوسههای شیطانی مصونترند. خوشا آنان که […]
آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” راو دریایى غرق نمی کند “موسى” را مادری، کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپاردتا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازندسر از خانه ی
دلنوشته/ به حکمتش دل بسپار … ادامه مطلب
هدف آموزشی: آموزش مهمان نوازی، سهیم کردن دیگران در آنچه داریم وسایل مورد نیاز: صندلی (یک صندلی کمتر از تعداد کودکان) تعداد بازیکنان: گروه های بزرگ آرایش بازیکنان: صندلی ها در کنار هم، پشت به پشت و بدون فاصله از
هدف آموزشی: پرورش خلاقیت، افزایش دقت، ارتباط غیر کلامی وسایل مورد نیاز: تصاویری از مجلات یا کتب که انجام کاری را نشان می دهند مثل تصویر سواری بر اسب، کودکی مشغول خوردن بستنی و یا زنی در حال بغل کردن
در داستان حضرت موسیبن عمران(ع) چنین آمده است که او با تلاشهای پیگیر خود به تدریج برستمگران پیروز شد و پرچم توحید وعدالت را در نقاط مختلف زمین به اهتزاز درآورد حضرت موسی(ع) برای نجات ملت انطاکیه راهی جز سرکوبی
وقتی صدا میزد «فاطمه خانوم» دلت آب میشد. وقتی موقع حرف زدن میگفت «آقا محمد» فکر میکردی در مورد چه شخص مهمی حرف میزند. از همان روز اول که بچههایش به دنیا آمدند محدثه خانوم و محمد آقا بودند، مادر
فرحناز ایوبی همهچیز از ده سال پیش شروع شد؛ همان سالی که توی پست آرزوهای وبلاگم نوشتم «کربلا». همان سالی که سر کوچهمان یک دفتر خدمات زیارتی بود. همان سال یک کار با حقوق مکفی! پیدا کرده بودم و داشتم
هدف آموزشی: آشنایی با میوه ها، تمرکز حواس، سرعت عمل، ایجاد تحرکوسایل مورد نیاز: صندلی مناسب یکی کمتر از تعداد بازیکنان/ تشکچه و یا هولاهوپ/ گچ برای فضای بازتعداد بازیکنان:گروه های بزرگآرایش بازیکنان: یکی از کودکان یا مربی به عنوان
هدف آموزشی: آموزش آداب احتماعی، افزایش دایره لغات در زمینه آداب اجتماعی وسایل مورد نیاز: یک شئء مثلا یک کلاه و موسیقی بدون کلام تعداد بازیکنان: حداقل ۴ نفر آرایش بازیکنان: کودکان به شکل دایره می نشینند. روش بازی: ۱-وقتی
هدف آموزشی: مشارکت، هماهنگی حرکات وسایل مورد نیاز: یک توپ یا بادکنک برای هر گروه دو نفره تعداد بازیکنان: تعداد زوج و حداقل ۴ نفر آرایش بازیکنان: کودکان گروه های دو نفره تشکیل می دهند و به هر گروه یک
الان که این دلنوشته را می نویسم خوابگاهم نشستم کسی نیست و من تنهایم و زمان را مناسب دیدم تا کمی با خودم خلوت کنم. نه! نه! بگذارید به عقب برگردم یک روز غروب تو خونه بودم و مشغول شستن
فردوس ایوبی برای من سفر به کربلا بیشتر رؤیا بود تا هر چیز دیگر؛ در خیالات خودم هم احتمال پیشآمدنش را نمیدادم، بهویژه آنکه سالها قبل گذرنامه را به نیت کربلا گرفته و نرفته بودیم. اکنون درست زمانی که آه
رو برگردانی باختهای! ادامه مطلب
هدف آموزشی: تقویت عضلات ظریف دست، پرورش خلاقیت وسایل مورد نیاز: چند جعبه چوب کبریت تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر آرایش بازیکنان: کودکان روی زمین یا دور یک میز می نشیند.روش بازی: ۱-از کودکان بخواهید که با چوب کبریت ها
زهرا کاردانی زندگی ما با زیارت اربعین شکل گرفت؛ همهچیز از آنجا شروع شد که همسرم وسط جلسات خواستگاریمان بلند شد و رفت زیارت اربعین. در جلساتی که قبل از زیارتش با هم صحبت میکردیم چندان نظر مثبتی نسبت به
نمیخواهم زندانبان باشم ادامه مطلب
هدف آموزشی: مشارکت، تمرکز حواس، افزایش دقت و توجه وسایل مورد نیاز: یک پازل بزرگ تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر آرایش بازیکنان: کودکان در کنار یکدیگر می نشینند. روش بازی: ۱-به هر یک از کودکان تعدادی از قطعات پازل داده
هدف آموزشی: کمک به یکدیگر، تقویت هماهنگی اعضای بدن وسایل مورد نیاز: یک کتاب برای هر کودک تعداد بازیکنان: هر تعداد آرایش بازیکنان: کودکان با فاصله مناسب از یکدیگر می ایستند و دایره بزرگی را تشکیل می دهند. به هر
هدف آموزشی: کمک به یکدیگر، هماهنگی حرکات وسایل مورد نیاز: موسیقی تعداد بازیکنان: تعداد زوج و حداقل ۴ نفر آرایش بازیکنان: کودکان گروه های دو نفره تشکیل می دهند و پشت به پشت می نشینند. روش بازی: هر جفت کودک
بازی دوست من کمکم کن ادامه مطلب
بازی آشناییهدف آموزشی: آشنایی کودکان با یکدیگر، اجتماعی شدن کودکانوسایل مورد نیاز: موسیقیتعداد بازیکنان: گروه های بزرگ که یکدیگر را برای اولین بار ملاقات می کنند.آرایش بازیکنان: کودکان به دو دسته مساوی تقسیم می شوند، دست یکدیگر را می گیرند
دخترکی با ناز به خدا گفت: چطور زیبا می آفرینیم و انتظار داری خود را برای همگان نمایان نکنم خدا گفت: زیبای من تو را فقط برای خود آفریدم. دخترک چشم نازک کرد و گفت: خدا بخل نمی ورزد بگذار
گفتگوی دخترک با خدا ادامه مطلب
بهاره ماشینش را جلوی خانه پارک کرد. از پلهها بالا میرفت که ملوکخانوم را دید، همسایه طبقه اول را که هنهنکنان از پلهها بالا میآمد و به جان آسانسور خراب غر میزد. ملوک خانوم که بهاره را دید، لبخندی زد
زندگی به سبک ماه هشتم از وقتی خودمان را شناختهایم دلخوشیمان شده «شما»، دلمان خوش است سنگین که میشویم بدون شک و تردید بلیت بگیریم و راهی مشهد شویم. آنوقت بیحرف بنشینیم گوشه صحن انقلاب و لبهایمان بجنبد و سبک
تنفس در سبک زندگی رضوی ادامه مطلب
زندگی به سبک ماه هشتم از وقتی خودمان را شناختهایم دلخوشیمان شده «شما»، دلمان خوش است سنگین که میشویم بدون شک و تردید بلیت بگیریم و راهی مشهد شویم. آنوقت بیحرف بنشینیم گوشه صحن انقلاب و لبهایمان بجنبد و سبک
تنفس در سبک زندگی رضوی ادامه مطلب
بلیت رایگان ویلاییها همراه خانواده برای تماشای فیلم ویلاییها به سینما رفته بود. فیلم آنقدر جذاب و خوب و ارزشمند بود که فکر میکرد همه ایران باید تماشایش کنند. چند روز بعد که آمار فروش فیلم را دید تعجب کرد.
بلیت رایگان ویلاییها ادامه مطلب
مهدیه با بچهها حرف میزند دغدغه داشتند و از دیدن بیحجابیها و بیبصیرتیهای اطرافیان رنج میبردند و همان شد سرآغاز یک فعالیت فرهنگی و مؤثر. آنها «مهدیه» را ساختند، و حالا مهدیه شخصیت فرهنگی جدیدی است که جبهه فرهنگی خودجوش
مهدیه با بچهها حرف میزند ادامه مطلب
علمم را نذر میکنم کار خاصی بلد نبود. میدانست بعضی از پزشکان به مناطق محروم میروند و با ویزیت رایگان، نذرهای فرهنگیشان را ادا میکنند، اما او نه پزشک بود و نه میتوانست برای کمک، به مناطق محروم برود. چند
کانالی برای نذر فرهنگی دههزار نفر عضو دارند. نام کانالشان «نذر فرهنگی» است. اگر چرخی در کانال بزنی انواع تخفیفهای فرهنگی توجهات را جلب میکند؛ از بلیت نیمبهای فیلمهای ارزشی تا تخفیفهای چهل درصد کتابهای خوب و آموزنده. سخنرانیهای رایگان
کانالی برای نذر فرهنگی ادامه مطلب
پاکبان میشوم ظهر عاشورا بود و مردم دستهدسته به سمت خانههایشان رهسپار میشدند، اما او ایستاده بود گوشه خیابان و به شهرش نگاه میکرد؛ به کوچهها و مردمش. غذاهای نذری توزیع شده بود اما ظرفهای یکبارمصرف، لیوانهای یکبارمصرف جا به
یککاسه کتاب! روز قدس بود. راهپیمایی تمام شده بود و مردم راهی خانههایشان میشدند که «او» گوشه خیابان توجهشان را جلب میکرد. مردی با موهای جوگندمی و محاسنی نسبتاً بلند، یک پارچه برزنتی پهن کرده بود گوشه خیابان و رویش
نذری با طعم کتاب و سینما و عشق فاطمه دولتی هر زمان که گره به کارش میافتاد، هر وقت حاجتی در دلش جوانه میزد «نذر» میکرد؛ یکبار آش رشته میپخت، گاهی قیمه و برنج اگر هم دستش خالی بود به
هر ایرادی که مبتنی بر دلایل غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی میگویند: اصولاً ایراد بنی اسرائیلی احتیاج به دلیل و مدرک ندارد؛ زیرا اصل بر ایراد است – خواه مستند و خواه غیر مستند – برای ایراد
ریشه تاریخی ضربالمثل ایراد بنی اسرائیلی ادامه مطلب