پرونده خدا

شواهد عقلی و نقلی بر وجود حیات اخروی

شواهد عقلی و نقلی بر وجود حیات اخروی

انسان می میرد و از این عالم منتقل می شود به آن عالم؛ در دنیا هر عملی که کرده نتیجه اش ثابت و حاضر است. کسانیکه می گویند چه کسی رفته است به آخرت خبر بیاورد که بهشتی است و جهنمی، آنجا حورالعین است، مالک دوزخ است، خازن بهشت است؟ آقا! در این دنیا خوش […]

شواهد عقلی و نقلی بر وجود حیات اخروی ادامۀ مطلب »

حکمت وجود مرگ از نظر بابا افضل کاشانی

حکمت وجود مرگ از نظر بابا افضل کاشانی

بابا افضل کاشانی، آن مرد دانشمند، استاد یا استاد خواجه نصیرالدین طوسی، در یک رباعی عالی، فلسفه مرگ را بیان کرده است، می توان آن را پاسخی به رباعی معروف خیام دانست، و شاید این رباعی در جواب آن رباعی است. رباعی منسوب به خیام این است: ترکیب پیاله ای که در هم پیوست ***

حکمت وجود مرگ از نظر بابا افضل کاشانی ادامۀ مطلب »

معنای (آفرینش مرگ)

معنای (آفرینش مرگ)

مفسرین بحثی را طرح کرده اند که خلق الموت و الحیوه یعنی چه؟ خدا، هم مرگ را آفرید و هم حیات را. حیات امری است وجودی، قابل آفرینش هست، مرگ نیستی است، فقدان حیات است، نیستی که دیگر قابل آفرینش نیست. مثل این است که ما نور داریم و سایه، سایه همان نبودن نور است،

معنای (آفرینش مرگ) ادامۀ مطلب »

فوائد زیارت اهل قبور

فوائد زیارت اهل قبور

در «امالی» شیخ طوسی با سند متّصل خود روایت میکند از عبدالله بن سلیمان از حضرت امام محمد باقر علیه السلام میگوید: از حضرت باقر علیه السّلام درباره زیارت اهل قبور پرسش کردم. فرمود: چون روز جمعه باشد آنانرا زیارت کن؛ چون هر کس از آنان در ضیق و تنگی باشد در بین طلوع صبح

فوائد زیارت اهل قبور ادامۀ مطلب »

سختی جان کندن انسان دنیا دوست

سختی جان کندن انسان دنیا دوست

«و ظن انه الفراق؛ و دانست که آن، هنگامه ی جدایی (از دنیا) است» (قیامت/28). «ظن» الان در فارسی و در اصطلاح امروز بیشتر به معنی «گمان» گفته می شود ولی در زبان عربی به خود معنای یقین هم استعمال می شود. بعضی گفته اند اینجا همان معنی یقین است: یقین پیدا می کند که

سختی جان کندن انسان دنیا دوست ادامۀ مطلب »

حکمت وجود مرگ از نظر مولوی

حکمت وجود مرگ از نظر مولوی

مولوی ایراد ” چرا می میریم؟ ” و پاسخ آن را به صورت نغزی در یکی از داستانهای مثنوی آورده است: گفت موسی ای خداوند حساب *** نقش کردی، باز چون کردی خراب؟ نر و ماده نقش کردی جانفزا *** وانگهی ویران کنی آن را، چرا؟ گفت حق: دانم که این پرسش تو را ***

حکمت وجود مرگ از نظر مولوی ادامۀ مطلب »

حکایت شادمانی بریربن خضیر از لقای پروردگار در روز عاشورا

حکایت شادمانی بریربن خضیر از لقای پروردگار در روز عاشورا

بریربن خضیر همدانی از اصحاب بزرگوار امام حسین علیه السلام، و از قبیله هَمْدان و قاری قرآن بود و در مسجد کوفه می نشست و در مکتب علمی خود درس قرآن و احکام می آموخت. بریر با عبدالرحمن عبدربه أنصاری، صبح عاشورا در خیمه نظافت ایستاده بودند تا سید الشهداء علیه السلام بیرون آید و

حکایت شادمانی بریربن خضیر از لقای پروردگار در روز عاشورا ادامۀ مطلب »

حکایت شادمانی و سرور شیخ مرتضی طالقانی در شب رحلتش

حکایت شادمانی و سرور شیخ مرتضی طالقانی در شب رحلتش

دوستی داشتم صاحب ضمیر و روشن دل و متقی و دلسوخته و حقاً از عاشقان حسینی بود، بسیار با فهم، به نام حاج هادی خان صنمی ابهری؛ 82 سال عمر کرد و پنج سال است رحلت کرده؛ مدت رفاقت من با او قریب هجده سال طول کشید و من با او صیغه اخوت خوانده بودم

حکایت شادمانی و سرور شیخ مرتضی طالقانی در شب رحلتش ادامۀ مطلب »

حضور ائمه (ع) بر بالین شیعیان مؤمن در حال احتضار

حضور ائمه (ع) بر بالین شیعیان مؤمن در حال احتضار

الحاق مطیعین به اولیای خدا، نص آیه قرآنست و مفاد روایات کثیری که در این باب وارد شده است که: در هنگام سکرات مرگ پرده را از جلوی چشم مؤمن بر می دارند، و روح مقدس حضرت پیامبر اکرم و حضرت امام علی علیه السلام و حضرت صدیقه کبری و حسنین و سائر ائمه علیهم

حضور ائمه (ع) بر بالین شیعیان مؤمن در حال احتضار ادامۀ مطلب »

حکایت زنده شدن شیر به امر امام رضا و دریدن ساحر

حکایت زنده شدن شیر به امر امام رضا و دریدن ساحر

داستان زنده شدن شیر و دریدن حاجبِ مأمون را در کتاب «عیون أخبار الرضا» در باب چهلم روایت کرده به این مضمون که: حاجب مأمون که مأمور بود در مجلس، امام رضا علیه السلام را تحقیر کند به آن حضرت گفت: مردم برای تو معجزاتی اثبات می کنند که برای احدی از مردم غیر از

حکایت زنده شدن شیر به امر امام رضا و دریدن ساحر ادامۀ مطلب »

حکایت مشاهدات آیت الله سیدجمال الدین گلپایگانی از قبرستان تخت فولاد

حکایت مشاهدات آیت الله سیدجمال الدین گلپایگانی از قبرستان تخت فولاد

مرحوم آیة الله آقای سید جمال الدین گلپایگانی رضوانُ الله علیه از این قبیل مطالب أخبار بسیاری داشت. ایشان از علماء و مراجع تقلید عالیقدر نجف أشرف بودند و از شاگردان برجسته مرحوم آیة الله نائینی، و در علمیت و عملیت زبانزد خاص بود و از جهت عظمت قدر و کرامت مقام و نفس پاک،

حکایت مشاهدات آیت الله سیدجمال الدین گلپایگانی از قبرستان تخت فولاد ادامۀ مطلب »

حکایت حکیم هیدجی و مرگ اختیاری مرد عامی

حکایت حکیم هیدجی و مرگ اختیاری مرد عامی

مرحوم شیخ محمد حکیم هیدجی از علمای طهران بود که تا آخر عمر حجره ای در مدرسه منیریه متصل به قبر امامزاده سیدناصرالدین داشت، و فعلاً آن مدرسه به واسطه توسعه خیابان خراب شده است. مردی حکیم و عارف و منزه از رویه اهل غرور، و مراقب بوده، ضمیری صاف و دلی روشن و فکری

حکایت حکیم هیدجی و مرگ اختیاری مرد عامی ادامۀ مطلب »

حضور ائمه (ع) و ملائکه مقربین بر بالین مؤمن در حال احتضار

حضور ائمه (ع) و ملائکه مقربین بر بالین مؤمن در حال احتضار

ابوبصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم آیا هنگام جان دادن، مؤمن از قبض روح خود ناراحت است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که چنین نیست. عرض کردم: چگونه تصور میشود که چنین نباشد؟ حضرت فرمود: چون زمان قبض روح مؤمن میرسد، پیامبر اکرم و اهل بیت رسول خدا: حضرت

حضور ائمه (ع) و ملائکه مقربین بر بالین مؤمن در حال احتضار ادامۀ مطلب »

توصیف حالت احتضار در قرآن

توصیف حالت احتضار در قرآن

قرآن در آیات 26 تا 30 سوره قیامت حالت احتضار و جان دادن را بیان می کند، ببینید به چه شکلی بیان می کند: «کلا»، از این مقوله سخن مگو، یعنی وارد مقوله دیگر باش. «اذا بلغت التراقی» آنگاه که نفس، جان، روح به چنبرهای گردن برسد. مقصود این است که حالت حس و حرکت

توصیف حالت احتضار در قرآن ادامۀ مطلب »

حکایت مواجهه حضرت ابراهیم با مرگ

حکایت مواجهه حضرت ابراهیم با مرگ

از حضرت امام علی علیه السلام روایت است که چون خداوند اراده فرمود پیامبرش ابراهیم علیه السلام را قبض روح کند، ملک الموت را به سوی او فرو فرستاد. ملک الموت چون به ابراهیم رسید عرض کرد: «السلاَمُ عَلَیْکَ یَا إبْرَاهِیمُ، سلام بر تو باد ای ابراهیم» ابراهیم گفت: «وَ عَلَیْکَ السلاَمُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ؛

حکایت مواجهه حضرت ابراهیم با مرگ ادامۀ مطلب »

حکایت ملاقات عیال یکی از اعاظم نجف با امیرالمؤمنین در سکرات مرگ

حکایت ملاقات عیال یکی از اعاظم نجف با امیرالمؤمنین در سکرات مرگ

یکی از سروران عزیز ما که فعلاً از اعاظم اهل نجف اشرف است و حقاً مرد بزرگواری است، نقل فرمود برای من که: ما از نجف اشرف عیال اختیار کردیم و سپس در فصل تابستان برای زیارت و ملاقات ارحام عازم ایران شدیم، و پس از زیارت حضرت ثامن الائمه علیه السلام به وطن خود

حکایت ملاقات عیال یکی از اعاظم نجف با امیرالمؤمنین در سکرات مرگ ادامۀ مطلب »

حکایت ملاقات حاج مؤمن با یکی از اولیاء الهی که از مرگ خود خبر می داد

حکایت ملاقات حاج مؤمن با یکی از اولیاء الهی که از مرگ خود خبر می داد

دوستی داشتم از اهل شیراز بنام حاج مؤمن که قریب پانزده سال است به رحمت ایزدی واصل شده است. بسیار مرد صافی ضمیر و روشن دل و با ایمان و تقوی بود، و این حقیر با او عقد اخوت بسته بودم و از دعاهای او و استشفاع از او امیدها دارم. می گفت: خدمت امام

حکایت ملاقات حاج مؤمن با یکی از اولیاء الهی که از مرگ خود خبر می داد ادامۀ مطلب »

حکایت حضرت سلیمان با مرد وحشت زده و ملک الموت

حکایت حضرت سلیمان با مرد وحشت زده و ملک الموت

گویند بامدادِ روزی مردی وحشت زده خدمت حضرت سلیمان علی نبینا وآله و علیه الصلاة و السلام رسید. حضرت سلیمان دید از شدت ترس رویش زرد و لبانش کبود گشته، سؤال کرد: ای مرد مؤمن! چرا چنین شدی؟ سبب ترس تو چیست؟ مرد گفت: عزرائیل بر من از روی کینه و غضب نظری کرده و

حکایت حضرت سلیمان با مرد وحشت زده و ملک الموت ادامۀ مطلب »

پاک شدن مؤمن در سکرات مرگ

پاک شدن مؤمن در سکرات مرگ

در کتاب «معانی الاخبار» مرحوم صدوق روایت می کند: امام کاظم (ع) برای عیادت مردی که در سکرات مرگ غوطه ور شده و دیگر قادر بر پاسخ کسانیکه با او تکلم می کردند نبود، وارد شدند. اطرافیان به آنحضرت عرض کردند: یابن رسول الله! دوست داریم کیفیت مرگ و کیفیت احوال این محتضر را که

پاک شدن مؤمن در سکرات مرگ ادامۀ مطلب »

تعبیر قرآن درباره مرگ

تعبیر قرآن درباره مرگ

آیات عموم که از آنها می شود تفسیر مرگ را از زبان قرآن دانست، یکی آن آیاتی است که از مرگ به ” توفی ” تعبیر می کند که این آیات زیاد است: «الذین تتوفیهم الملائکه ظالمی انفسهم؛ همان کسانی که فرشتگان جانشان را می گیرند و آنان بر خود ستم روا داشته اند» (نحل/28).

تعبیر قرآن درباره مرگ ادامۀ مطلب »

تأثیر صفات اخلاقی در چگونگی قبض روح توسط فرشتگان

تأثیر صفات اخلاقی در چگونگی قبض روح توسط فرشتگان

عزرائیل و اعوان او از فرشتگان دیگر ماهیت های مختلفه ندارند تا هر وقت بخواهند وجودشان در قالب یک ماهیت بوجود آید، بلکه چون از موجودات ملکوتیه و مجرده هستند، بنابراین عینا مانند آئینه صاف و روشن بوده و خودبین و خودنما نیستند، بلکه غیرنما هستند و در مقابل روح هر شخص محتضری واقع شوند،

تأثیر صفات اخلاقی در چگونگی قبض روح توسط فرشتگان ادامۀ مطلب »

بازگشت زشتی و زیبائی به اصل خود در هنگام مرگ

بازگشت زشتی و زیبائی به اصل خود در هنگام مرگ

در هنگام ارتحال و مرگ که انسان آماده کوچ کردن است به او یک مَحَک میزنند که خوبیها از بدیها جدا شود. همینکه به نقطه مرگ رسید و اختیار و اراده دنیویه را از دست داد، در آنجا مواجه میشود با یک عالم خیر محض یا شر محض؛ یا مسلماً راه بهشت را در پیش

بازگشت زشتی و زیبائی به اصل خود در هنگام مرگ ادامۀ مطلب »

تلقی برخی از مداحان از شهادت امام حسین (ع)

تلقی برخی از مداحان از شهادت امام حسین (ع)

مردنها و درگذشتها چند نوع است : الف – مردن طبیعی یا موت طبیعی (نه اخترامی) یعنی یک کسی عمر طبیعی خود را کرده و تمام شده. ب – موت اخترامی به وسیله عوامل طبیعی مثل جوانمرگ شدن ها در اثر حصبه و وبا و طاعون و غیره، یعنی به وسیله امراض و میکروبها. ج

تلقی برخی از مداحان از شهادت امام حسین (ع) ادامۀ مطلب »

انس و اشتیاق امیرالمؤمنین به مرگ

انس و اشتیاق امیرالمؤمنین به مرگ

امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ اللَهِ لاَبْنُ أَبِی طَالِبٍ ءَانَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ؛ سوگند به خدا که همانا فرزند أبوطالب اُنسش به مرگ بیشتر است از انس کودک به پستان مادرش» (نهج البلاغه خطبه5 و از طبع مصری با تعلیقه عبده، ج1 ص41). این جمله آن حضرت از فقرات خطبه ای

انس و اشتیاق امیرالمؤمنین به مرگ ادامۀ مطلب »

تفاوت دنیا و آخرت 2

تفاوت دنیا و آخرت 2

از نظر سرنوشت : تفاوت بین نظام دنیا و نظام آخرت از این نظر اینست که سرنوشتها در دنیا تا حدی مشترک است ولی در آخرت هر کس سرنوشتی جداگانه دارد. منظور این است که زندگی دنیا اجتماعی است و در زندگی اجتماعی همبستگی و وحدت حکمفرماست، کارهای خوب نیکوکاران در سعادت دیگران مؤثر است

تفاوت دنیا و آخرت 2 ادامۀ مطلب »

اموات همه اهل لااله الاالله و توحیدند

اموات همه اهل لااله الاالله و توحیدند

اوّلین ذکری که میگوئیم لا إله إلاّ الله است، در موقع اسلام آوردن لا إله إلاّ الله است، وقت مردن هم لا إله إلاّ الله است. ولی افسوس که انسان معنای این ذکر را نمی فهمد و با تأمّل و دقّت تفسیرش را پی جوئی نمی کند و به زبان نمی آورد، وقتیکه از دنیا

اموات همه اهل لااله الاالله و توحیدند ادامۀ مطلب »

تفاوت دنیا و آخرت 1

تفاوت دنیا و آخرت 1

انتقال از این جهان به جهان دیگر، به تولد طفل از رحم مادر بی شباهت نیست. این تشبیه، از جهتی نارسا و از جهتی دیگر رساست. از این جهت نارساست که تفاوت دنیا و آخرت، عمیق تر و جوهری تر از تفاوت عالم رحم و بیرون رحم است. رحم و بیرون رحم، هر دو، قسمتهایی

تفاوت دنیا و آخرت 1 ادامۀ مطلب »

پندهای امام علی (ع) در آمادگی برای مرگ

پندهای امام علی (ع) در آمادگی برای مرگ

حضرت علی علیه السلام در خطبه 203 نهج البلاغه می فرمایند: «أَیهَا الناسُ! إنمَا الدنْیَا دَارُ مَجَازٍ، وَ ا لاْ خِرَةُ دَارُ قَرَارٍ؛ ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت خانه قرار و همیشگی». ای مردم! دنیا محل عبور است و شما در آنجا درنگ ندارید و پیوسته در حرکت هستید. الان در اینجا

پندهای امام علی (ع) در آمادگی برای مرگ ادامۀ مطلب »

تفاوت جهان دنیا با جهان آخرت

تفاوت جهان دنیا با جهان آخرت

آیا بر جهان آخرت همین قوانین طبیعی و اصول و نوامیسی که بر جهان دنیا حکومت می کند، حکمفرماست؟ آیا بین زندگی این جهان و آن جهان، تفاوت یا تفاوتهایی وجود ندارد؟ آیا نشئه آخرت عین نشئه دنیاست، تنها فرقی که دارد این است که زمانا بعد از این نشئه است؟ مسلما بین دو جهان،

تفاوت جهان دنیا با جهان آخرت ادامۀ مطلب »

تکریم خداوند از مؤمن در هنگام قبض روح

تکریم خداوند از مؤمن در هنگام قبض روح

در کتاب محاسن از ابوحمزه میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود خداوند تبارک و تعالی میفرماید: من تردد و درنگ در کاری که من بجا آورنده آن بودم نکردم مانند تردد و درنگی که درباره مؤمن نمودم؛ چون من زیارت و دیدار او را دوست دارم و او مرگ را دوست ندارد؛

تکریم خداوند از مؤمن در هنگام قبض روح ادامۀ مطلب »

به بالا بروید