داستان های صدر اسلام

داستان های صدر اسلام 16

داستان های صدر اسلام 16

شهادت بر او     وليد بن عقبه در زمان حکومت عثمان والي کوفه بود يک روز صبح نماز را در حالت مستي اقامه نمود و به جاي دو رکعت چهار رکعت نماز خواند و بعد گفت:«مي‌خواهيد بيشتر بخوانم». اين خبر در شهر پيچيد،« ابوزبيب بن عوف» و «جندب بن زهير ازدي» به همراه گروهي به […]

داستان های صدر اسلام 16 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 14

داستان های صدر اسلام 14

قيام بر عليه خليفه     عثمان در زمان حکومت خود «عبد الله بن سعد بن ابي سرح» را بر حکومت مصر فرستاد. در آن زمان محمد در مصر سکونت داشت. مردم به علت ظلمهاي متعدد عبدالله و در سايه حمايت محمد بن ابي بکر و محمد بن ابي حذيفه تصميم گرفتند به عثمان شکايت کنند.

داستان های صدر اسلام 14 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 13

داستان های صدر اسلام 13

شهادت     قبيله «بني لحيان» با مکر، 6 تن از قاريان قرآن را از مدينه خارج نمودند، خبيب نيز در ميان آنها بود، اين گروه تعدادي از مسلمين را به شهادت رسانده و دو نفر ديگر را در مکه به مشرکان فروختند، خبيب در طول ماههاي حرام در خانه «ماويه» بود. او هر روز از

داستان های صدر اسلام 13 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 12

داستان های صدر اسلام 12

اهتزاز عرش     جنگ با بني‌قريظه به حکم سعد بن معاذ آغاز شد، سعد به خيمه «کعيبه» (دختر سعد اسلمي) رفت. پيامبر(ص) پس از نبرد خندق دو مرتبه جراحت دست سعد را سوزاند اما هربار زخم عفونت مي‌نمود. سعد در تاريکي شب در مقابل پروردگار به سجده افتاد و عرض کرد:«پرودرگارا! اي خداي آسمانها من

داستان های صدر اسلام 12 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 11

داستان های صدر اسلام 11

منابع     زندگاني امام حسن عسگري، نويسنده: باقر شريف قريشي، مترجم: سيد حسن اسلامي با خورشيد سامراء، نويسنده: محمد جواد طبسي، مترجم: عباس جلالي منتهي الامال تحليل از زندگاني امام حسن عسگري، نويسنده: باقر شريف قريشي، مترجم: محمد رضا عطايي.  محافظ جان پيامبر (ص)     علي (ع) از کودکي عادت داشت، در کنار بستر رسول

داستان های صدر اسلام 11 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 15

داستان های صدر اسلام 15

زيباترين شهادت     پيامبر (ص) روزي در بازار شهر از مردي عرب اسبي خريد و به او گفت:«دنبال من بيا تا بهاي خريد آن را به تو بدهم» در ميان راه مرد عرب از پيامبر (ص) عقب ماند، گروهي از مردان بدون اطلاع از معامله پيامبر (ص) به او گفتند:« ما اسب تو را با

داستان های صدر اسلام 15 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 9

داستان های صدر اسلام 9

آماده نبرد  پيامبر(ص) در ماه شوال به يارانش اعلام نمود، تا براي جنگ با سپاه كفر آماده شوند، آن شب عبدالله در پوست خود نمي‌‌گنجيد. پيامبر (ص) از آنان براي جنگ با كفار ياري خواسته بود و اين براي او افتخاري بس عظيم به شمارمي‌رفت. پاسي از شب گذشته در عالم رؤيا «مبشر بن عبدالمنذر»

داستان های صدر اسلام 9 ادامۀ مطلب »

داستان‌های صدر اسلام 8

داستان‌های صدر اسلام 8

شهادت حضرت (2) حضرت عباس پس از آنكه مشك را پر آب نمو و راهي خيمه‌ها شد، دشمن به او حمله كرد و او با ضربات شمشير، آنان را دور مي‌ساخت در اين ميان «يزيد بن رقاء جهني» به كمك «حكيم بن طفيل» در كمين حضرتش نشست و ناگاه حمله كرده و دست راست او

داستان‌های صدر اسلام 8 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 7

داستان های صدر اسلام 7

ازدواج دو ستاره  بزرگان قريش به خواستگاري دختر رسول خدا(ص) آمدند، اما حضرت (ص) به تمامي آنها پاسخ منفي داد. انصار مدينه به علي (ع) گفتند: «گويي فاطمه (س) تنها براي توست.» حيدر كرار با چهره اي شرمگين به ديدار رسول خدا (ص) رفت و عرض كرد: «يا رسول الله (ص) آمده ام، تا از

داستان های صدر اسلام 7 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 6

داستان های صدر اسلام 6

مذاكره با ابن سعد  زمانيكه ابن سعد آب را بر روي سپاه امام بست، يزيد با اجازه امام (ع) به نزد ابن سعد رفت تا با او مذاكره نمايد و او را از اين كار زشت باز دارد. اما سخنان يزيد بر آنان مؤثر واقع نشد. زمانيكه يزيد بازگشت، امام (ع) فرمود: «شيطان بر آنان

داستان های صدر اسلام 6 ادامۀ مطلب »

داستان های صدر اسلام 5

داستان های صدر اسلام 5

اولين بيعت كننده  پس از خواندن نامه امام حسين (ع) در منزل مسلم بن عوسجه، عابس به نزد مسلم بن عقيل رفت و گفت: «سپاس خدا را سزاست و ثناي من شايسته او باد. من از مردم به تو چيزي نخواهم گفت و نمي‌دانم چه در دل دارند، و چگونه فريفته آنان گشته‌اي ، اما

داستان های صدر اسلام 5 ادامۀ مطلب »

به بالا بروید