نشریه اخبار و تحلیلهای یکشنبه، ۲۷ تیرماه
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز احیای اسلام با انقلاب فرهنگی! امروز هفتم ذیالحجه مصادف…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز احیای اسلام با انقلاب فرهنگی! امروز هفتم ذیالحجه مصادف…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز تراکم مشکلات و الزامات زمانه این روزها جدای…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز یارانه پنهان و نوع مواجهه با آن تردیدی…
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/ زهرا ظهروند در چند سال اخیر وضعیت اقتصادی کشور در حوزههای مختلف دچار رکود یا پسرفتگی شده است و مشکلات فراوانی برای مردم، تولیدکنندهها و مشاغل خرد و بزرگ ایجاد شده است؛ البته بیماری کرونا در یک سال و نیم اخیر و تحریمهای همهجانبه آمریکا میتوانند عللی از علل شرایط پیشآمده باشند، اما توجه نکردن به الگوهای مناسب مدیریتی و اقتصادی، عدم تنظیم مناسب بازار صادرات و واردات، کوتاه نکردن دست دلالها و رانتبازان، افزایش حجم نقدینگی و کاهش سرمایهگذاری، از علتهای دیگر این آشفته بازار اقتصاد کشور هستند. اقتصادی که زیربنا و پایه زندگی یک کشور و ملت است و اگر اقتصاد ضربهپذیر شده باشد، ضربه آن به سایر حوزههای دیگر را نیز سرایت میکند، چراکه همه در یک چرخه هستند. البته مدیریت صحیح اقتصاد بسیار مهم است و باید مدیرانی در این عرصه به کار گرفته شوند که به دور از نگاههای سیاسی و جناحی باشند. آقای رئیسی، رئیس دولت سیزدهم که از چندی دیگر کار خود را آغاز میکند، در ایام انتخاباتی توجه ویژهای به معیشت و مسائل اقتصادی داشته است. به همین دلیل با دکتر«ساسان شاهویسی» در خصوص شاخصههای اقتصادی دولت سیزدهم گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید: باتوجهبهمشکلاتیکهدرحوزهاقتصادکشوروجوددارد،دولتآیندهبرایجهتدهیمسائلاقتصادیبایدچهبرنامههایالگوییومدیریتیداشتهباشد؟ در جمهوری اسلامی یک نظام مسائل اقتصادی باید داشته باشیم که مبتنی بر آن، نقشه راه اقتصاد ملی را ترسیم کنیم که اگر این اتفاق بیفتد اولویتبندیها، ضرورتمندیها و نظاممند کردن این مسائل بهتر و آسانتر میشود. عموماً بعد از انقلاب اسلامی یک بعدی به مسائل اقتصادی و تعاملات نگاه شده است. در تقسیمبندیها یکسریها مسائل محوری در اقتصاد را مورد نظر داریم که این مسائل با یکسری از جزئیات، محورهای اصلی اقتصاد ایران را شکل میدهد که اگر این نگاه وجود نداشته باشد، چه بسا دچار تکبعدنگری میشویم و آن اتفاق مؤثری که لازم است برای اقتصاد ایران بیفتد و همچنین رسیدن به مطالبات رهبر معظم انقلاب و ضرورتهای تاریخی پرداختن به مسائل اقتصاد ملی مردم، دچار نقص میشود. یک مسئله محوری که در اقتصاد ایران وجود دارد، ضعف و بیثباتی در رشد است؛ اقتصاد ما خواسته یا ناخواسته دچار بیماری و ناکارآمدی هم در دولت و هم در شرکتهای دولتی است، محیط کسب و کار به شدت نامتناسب و نامناسب است، مدیریت واردات، علیه صادرات و تولید و منفعت ملی است، نوسانات درآمدی در دولت وجود دارد و دولت به درآمد خود نگاه میکند؛ اما اگر معیشت مردم دچار از دست رفتگی شود، وقعی به آن نمینهد و دچار یک کسری مزمن درآمدی در بودجهریزی شدهایم. برای اداره کشور در سال 1400، ده برابر سال 1392 در دولت خرج میشود، اما در کارآفرینی، شغلآفرینی و در مدیریتهای راهبردی نظام ملی مسائل اقتصادی ضعف وجود دارد و در نهایت فقدان زنجیره ارزش وجود دارد که در کنار خود میتواند ضعف بهرهوری و عوامل را به وجود آورد که همه موارد باعث بیثباتی و ضعف در رشد اقتصادی میشود. اصلاحشاخصههایاقتصادیدردولتبعدیبهچهمنظوریبایدصورتگیرد؟ اولین مسئلهای که آقای رئیسی در برنامه اقتصادی انتخاب کرده، اصلاح شاخصهای کلان است که خیلیها میگویند چرا باید وارد شاخص شود که پاسخ آن، ضعف در معیشت مردم است؛ تا زمانی که نتوانیم به شاخصهای کلان مانند رشد اقتصادی بپردازیم، متأسفانه سفره معیشت و محیط کسب و کار اصلاح نمیشود، چراکه ضعف تاریخی ساختار دولتی ما نسبت به اقتصاد، اثر خود را میگذارد. مسئله بعدی ضعف در عدالت اقتصادی است؛ با توجه به یک بعدی نگاه کردن به مسئله اقتصاد از ابتدای انقلاب، عدالت محقق نشده است که امروز باید در چارچوبهای نظام جمهوری اسلامی و مبتنی بر منافع ملی عمل کند، مردمدار باشد و در نظام توزیع به عدالت نزدیک شود که در حال حاضر این مسائل هیچ ربطی به این واقعیتهای اقتصادی ما ندارد. بنابراین وقتی درباره ضعف در عدالت اقتصادی صحبت میکنیم، یعنی 90 درصد بودجه به تهران اختصاص داده میشود و 10 درصد مابقی به مقامهای محلی، استانی و منطقهای و موقعیتهای محلی میرسد، لذا نتوانستهایم به قابلیتهای محلی و منطقهای بپردازیم، در عین حال بیثباتی و بیعدالتی تورمی داریم، چراکه تورم تهران به تورم شهرستانها به دلیل فقر مزمن در تولید، توزیع و شکل مصرف دامن زده است و ظرفیتهای تورمی را بغرنج کرده است که اگر بتوانیم مسئله تهران را حل کنیم، مسائل دیگر حل میشود. بیعدالتی در توزیع فرصتها، بیعدالتی در توزیع درآمد ثروت، سهم بری عوامل و بیعدالتی یارانهای است.بنابراین ضعف در عدالت اقتصادی به عنوان یک محور اساسی در کنار ضعف در بیثباتی رشد اقتصادی مطرح میشود. مسئله محوری دیگر ضربهپذیری اقتصاد ملی ماست؛ ما در پیوند راهبردی با اقتصاد منطقه ضعف داریم و صرف نظر از کنش مستقیم برخی کشورها با ما، بعضی کشورها به شدت به ما وابستگی دارند، اما نتوانستهایم از این موقعیت استفاده کنیم. بحث بعدی ضعف در مدیریت مخاطرات است؛ امروز مسئله برق مطرح میشود، تا چندی قبل بحث مرغ بود که قرارگاه ملی توزیع مرغ راهاندازی شد و امروز قرارگاه ملی نظارت بر توزیع برق راهاندازی شده است که ضرورتی ندارد، چراکه اگر قرار بر این امر باشد باید حدود 125هزار قرارگاه ملی راهاندازی کنیم، مگر مسائل اینطور بغرنج میشود که به راحتی بتواند اقتصاد را به سمت از دست رفتگی ببرد. علاوهبرمسائلیکهعنوانشد،چهموارددیگریباعثضربهپذیریاقتصادماشدهاستکهبایددردولتآیندهبرطرفشود؟ چالش بعدی که اقتصاد ما را ضربهپذیر کرده، عدم تمرکز بخشی و آسیبپذیری جریانهای تجاری کشور است؛ همه کشورها از تجارت بهرهبرداری میکنند، اما در کشور ما تجارت، بلای جان شده است. یک روز میگوییم اقتصاد نفتی است و توزیع منابع تجارت دولتی که نفتی است، به شدت برای ما دردسر میشود و رانت ایجاد میکند. امروز افتخار میکنیم حدود 90 درصد صادرات ملی از قِبل صادرات غیرنفتی و غیردولتی تأمین میشود که باعث ایجاد رانت جدید شده و ظرفیتهای تجاری را با کارکردهای دولتی که در آن تألیف کردهایم، آسیبپذیر کردهایم. از این جهت که در اقلام راهبردی وابستگی داریم، ضربهپذیر هستیم؛ طی سال های متوالی جشن خودکفایی محصولات مختلف گرفتیم یا بارها جزء 10 کشور اول دنیا بودهایم، اما امروز همان کالاها که ما را در دنیا خوداتکا میکرد، بلای جانمان شده و ما را ضربهپذیر کرده است. بحث بعدی وابستگی فناوری است؛ خیلی از کشورها وابستگی دارند، برای نمونه، کشور چین که اقتصاد دوم دنیاست، مهمترین لبه رقابتی آن با آمریکا وابستگی فناوری است؛ آمریکا آن را به دزدی فناوری متهم میکرد و جنگ فناوری راه میانداخت، اما چینیها برای تصرف بازارها، یک سیاستگذاری در کپیسازی پیدا کردند. امروز ما نه کپیسازی میکنیم و نه قدرت رقابت در مدلسازی تجارت فناوری داریم و دچار یک عقبماندگی شدهایم و دلالی را خوب بلد هستیم، اما زمانی که میخواهیم به تولید برسیم، دچار از دست رفتگی میشویم و نه میتوانیم از تولید ملی حمایت کنیم و نه اینکه قابلیت رقابت در حوزه فناوری پیدا کنیم. خامفروشی، ضربهپذیری دیگر اقتصاد است؛ در صادرات استاد این هستیم که بکر و خامِ هر چیزی را به کشورهای خارجی بفروشیم و بیش از 60 درصد صادرات غیرنفتی امروز خامفروشی است. در دیپلماسی اقتصادی نیز ضعف داریم؛ حدود 15 کشور در اطراف ما هستند که بدون استثنا یکی از مهمترین مأموریتهای سفیر و هیئت دیپلماتیکی که اعزام میکنند، افزایش نرخ صادرات اقتصادی بین دوَلی است که دستگاه دیپلماسی در این امر ضعیف است و دیپلماتی میفرستیم که اقتصاد کشورمان را نمیشناسد، چه برسد به شناخت اقتصاد کشور هدف که بخواهد آن را به رویکرد تجاری تبدیل کند. در نهایت همه اینها در مدل ضربهپذیری، کارآیی ضعیف بازارها را به وجود آورده است و همیشه از ضعف بازارهایمان لطمه خوردهایم، بنابراین اینها مسائل محوری است که اقتصاد ایران در حال حاضر با آنها مواجه است. دولتآیندهچگونهمیتوانداینمسائلرابرطرفکند؟ دولت آقای رئیسی میخواهد این نگاهها را اصلاح، مناسبتها را بهتر و ظرفیتها را مدیریت کند و برای نمونه میخواهد راهبردهای اقتصاد مقاومتی را به وجود آورد و میخواهد پیامد عملکردش در پایان چهار سال، یک اقتصاد قوی و مستقل باشد. به همین دلیل یکسری عوامل دیگری وجود دارند که به آن عوامل علّیه ساختاری و زمینهای نهادی میگوییم که اتفاقا 99 درصد آن به دولت ربط دارد؛ چراکه متأسفانه اقتصاد ایران، دولتیـ سرمایهداری است و علاوه بر اینکه 25 اقلیم اقتصادی داریم که هر کدام میتواند یک اقتصاد ملی را اداره کند، شروع به ثروت فروشی میکنیم که دچار یک پارادوکس شدهایم و به راحتی نمیگذاریم تولیدکننده مردمی و بخش خصوصی و تولیدکننده تعاونی در رقابت با تولیدکنندههای مثلا دولتی که در شرکتهای دولتی هستند، موفق شوند. از طرف دیگر اقتصاد ما نفتی و دولتی است و نظام برنامهریزی و بودجهریزی، نظام تأمین مالی به خصوص برای حوزههای تولید نظام مالیاتی به اندازه و سطحی نیست که در اقتصاد غیررسمی وجود دارد. این اعتیاد فزاینده دولت 11 و 12 در مناسبات مدیریتی در نگاه به خارج، بیثباتی سیاسی مانند سیاستهای مالی، تجاری، پولی، ارزی و رویههای اجرایی و اداری، رویههای بیثباتکننده محیط خارجی و بیثباتیهای کلان اقتصادی و قوانین و مقررات در کشور وجود دارد. همچنین دچار ناپدیدهترین نوع در مدیریت عالی و عمومی اقتصاد ملی که همان کسری موازنه بخشی در منابع و مصارف بودجهای در سال آخر دولت است، شدهایم که چالش بزرگتری برای برنامه هفتم به وجود میآورد. در کنار اینها رعایت نکردن اولویتها نیز وجود دارد و در این اولویتها، نگاههای حزبی به اقتصاد مهم است. به نظر میرسد رعایت نکردن اولویتبندیها، ضعف ساختاری و نداشتن نگاه ملی همیشه مورد نقد بوده است. در دوره آقای احمدینژاد با یک عده اقتصاد دان دور هم جمع میشدند و به یک نتیجهای مثل تحول اقتصادی با هفت محور میرسیدند، اما آقای روحانی هیچ نگاه عالمانه نداشت و یک تصمیم صرف نظر از عملکردها با یک فشار و نگاه سیاسی از بین میرفت. برای نمونه با فشارهای سیاسی برخی مدیران رده بالا حتی وزرا که دغدغههای ملی داشتند، حذف میشدند و نگاه تخصصی و عالمانه اقتصاد، به نگاه جریانی و جناحی تبدیل شد. این نگاههای سیاسی از یک طرف و ضعفهای نهادی و فقدان یک نظارتپذیری عمومی در اقتصاد باعث میشود که به هدف مورد نظر منتج نشود. آقایرئیسیدربرنامهاقتصادیخودبهچهمؤلفههاییاشارهکردهاستوچگونهمیخواهدآنهارامحققکند؟ پیامدهای این اتفاقات در نظام ملی مسائل ما، ایجاد چالشهای بزرگی است که آقای رئیسی در برنامه اقتصادی خود به چهار مؤلفه اصلی اشاره کرده است. اصلاح شاخصهای اقتصادی به عنوان یک وجهه است که در کنار آنچه ما انتظار داشتیم و فکر میکنیم درستتر است، پرداختن به اقتصاد معیشت است که نظام را امروز به شدت دچار عقبگرد کرده است. در تقسیمبندی برنامه اقتصادی جناب رئیسی اقتصاد کلان، خانوار، کسب و کارها و ساختار اقتصادی دولت وجود دارد که یک تقسیمبندی مناسبی است و حدود 50 شاخص را برای آن مطرح کردهاند؛ شاخصها را کمیکردهاند و به آنها بعد زمانی دادهاند و برنامه شش ماهه، یک ساله، دو ساله، سه ساله و چهارساله نوشتهاند و از طرف دیگر مردم را به عنوان هدف برخوردها و تصمیمهای اقتصادی قرار دادهاند. از همان ماه اول، اگر مسئلهای به اسم مسکن وجود دارد، انباشت تقاضا و ناکارآمدی در ساخت مسکن ملی به وجود آمده را هدفگذاری میکند. این از دست رفتگی بازارها و انباشت تقاضا در کنار رکود عمیق تعمیق یافته که هم تورمی و هم مدیریتی است، از دیگر مسائلی است که در این نظام مختصر و مفید وجود دارد که البته تفصیلات زیادی دارد و دستنامههایی که در ایام انتخابات در اختیار مردم قرار گرفت، یک بخشی را تیم اقتصادی آقای دکتر رهبر و آقای دکتر دوستی مطرح کردند. تا اینجا ما فقط یک آقای رئیسی و یک برنامه دیدیم و به نظر میرسد از اینجا به بعد اقتصاد ایران، در صورتی میتواند شکوفا شود که مبتنی بر دانش باشد که بتواند آن دانش را در یک برنامهریزی کامل، تکامل یافته و مدرن و پویا به منصه ظهور برساند. همچنین بتواند آن برنامه را در گامهای متوازن عملیاتی که امروز صفت جهادی هم به آن اضافه شده است، در یک نظام مدیریتی پویا و فعال با مدیریت شایسته و به دور از نگاههای حزبی، جناحی، قبیلهای و عشیرهای اجرایی کند. اگر بهترین برنامه دانش و الگو را مدیریتی شایسته و با نگاه جهادی انجام دهد و همه برنامهها، نگاهها، ضرورتها و اولویتها و مسائل محوری، عملیاتی، ساختاری، مناسبتی، مدیریتی و راهبردهای اقتصاد مقاومتی که قرار است اتفاق بیفتد و پیامد آن ایجاد یک قابلیت برای اقتصاد و عدالتورزی و پویایی باشد، به انتخاب مدیران شایسته، صالح و سالم برمیگردد. درانتخابمدیرانشایستهدرحوزهاقتصادیبایدبهچهنکاتوویژگیهایافرادتوجهداشتواینکهآیابایدازهمهجریانهایسیاسیاستفادهکنند؟ یکسری جذابیتهای کاذب برای مسئولان به وجود آمده که به نظر میرسد در وهله اول باید این مسئله از بین برود تا مسئولیتها، طعمه برای جریانهای حزبی و گروهی و غیره نباشند؛ برای نمونه طرف در فلان حزب است و چون از دولت منتخب حمایت کرده، پس برای آبشخور حزب باید در فلان بخش حوزه اقتصادی سمت بگیرد. در واقع سهمگیریهایی که در نگاههای حزبی در روابط فردی و خویشاوندی به وجود میآید، تعارض منافع به وجود میآورد. یا اینکه صبح از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که داماد آقای رئیسجمهور رئیس فلان سازمان شده که بعد از جویا شدن علت آن، میگویند ایشان نخبه است؛ اگر اینطور باشد که ما بالای چند میلیون نخبه داریم، چرا از بین این همه، داماد ایشان نخبهتر از همه اعلام میشود؟ البته این نوع نگاه فقط مختص این دولت نبود ولی این نگاهها در این دولت خیلی برجستهتر شد، آن هم به دلیل شعارهای عوامفریبی بود که رئیسجمهور در ایام انتخابات به مردم داده بود و همچنین سیاهنماییهایی که از دولت قبل به وجود آورده بود که در دوره ایشان اوضاع خیلی بدتر شد و اقتصاد به شدت دچار از دست رفتگی شد. بنابراین قاعده این است که پستها و مشاغل برای خدمت باشند نه روندی برای سهمبخشی و باید برای همه سطوح، مدیران را بر اساس فرآیندهای ارزیابی شده انتخاب کنیم. امروز سامانهای به اسم «یاران رئیسی» راهاندازی شده است که مردم با در نظر گرفتن یکسری شاخصه، افراد متخصص یا گاها خود را معرفی میکنند. امروز یک بانک اطلاعات مدیران وجود ندارد و یکدفعه شخصی را مدیر میکنیم که با داشتن مدرک دکتری اما مشکل دارد یا سابقه مدیریتی ندارد یا اینکه در سازمانی بوده که آنجا دچار مشکل بوده است و هزار مسئله دیگر وجود دارد؛ هیچ کس به این مسائل نگاه نکرده است و فقط به استعلامهای بالادستی بسنده شده که در استعلامهای صلاحیتی، رفاقت و امانتداری و هزار و یک مشکل وجود دارد. مدیریت باید جهادی و خادمی ملت باشد و حتما ضرورت دارد که دو رویکرد در نظر گرفته شود، اول عدم قلاب کردن پستها، مسئولیتها و سهمخواهیهای جناحی و جریانی و دوم شایسته گزینی بر اساس نظامات الگوی متمایزکننده یا ممیزکننده ارزیابی بر اساس ارزیابی و عملکرد در مدیران است. ما جوانهای شایسته، کارآمد، باسواد، دلسوز و از همه مهمتر اینکه حاضر هستند برای ایران و ایرانی پای رکاب بایستند، بسیار داریم. با توجه به کارنامه آقای رئیسی در قوه قضائیه و الگویی که در متن برنامه ایشان است، این برانگیختگی و شورانگیزی را انشاءالله میتوانیم به عنوان یک تحول مدیریتی و سرمایه انسانی دولت مشاهده کنیم.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل / حنیف غفاری خروج اشغالگران آمریکایی از افغانستان، مترادف با شکست بسیار سنگینی است که واشنگتن و ناتو…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز کابينه شايستگان! فرصت چنداني تا آغاز به کار…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز تداوم گفتگو تا حصول نتیجه! «جن ساکی» سخنگوی…
پایگاه بصیرت جدیدترین شماره هفته نامه صبح صادق با نسخه صوتی منتشر شد. علاقه مندان می توانند برای دریافت این شماره به سایت هفته نامه…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز تفسیر غلط از مشارکت مردمی! بهرغم سپری شدن…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز لزوم هوشیاری در مواجهه با اعتراضات در چند…
نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز چرا مالیات بر عایدی سرمایه؟! طرح مالیات بر عایدی سرمایه که…
پایگاه بصیرت / مصاحبه بررسیعملکرددولتهایمختلفدراجرایبرنامههایتوسعهوبودجههایسالیانهبهمنزلهنمادیازبرنامهپذیرییابرنامهگریزیاقتصادایرانطیدهههایگذشتهنشانمیدهد،اقتصادایرانچهدردورانرکودوچهدردورانرونقهموارهازاهدافتعیینشدهدربرنامههایمصوبفاصلهداشتهاست. برخیدیگرماهیتبرنامهوبودجهنویسیدرسازمانبرنامهرابهدورازواقعیتهایاقتصادایرانمیدانند. درهفتههایآیندهوبارویکارآمدندولتسیزدهمبهاحتمالبسیارزیادتیماقتصادیدولتنیزتغییرخواهدکرد. مدیریتسازمانبرنامهرامیتوانیکیازنقاطکلیدیاینتغییراتدانست. صبحصادقدرگفتوگوییبادکترعباسعلیابونوری،اقتصاددانورئیسسابقدانشکدهاقتصادوحسابداریتهرانمرکزنقشوجایگاهنظامبرنامهریزیدراقتصادایرانرابررسیکردهاست. حدودیکماهدیگردولتسیزدهمرسماکارخودراآغازخواهدکرد. یکیازمدیراندولتکهبهاحتمالزیادتغییرخواهدکرد،رئیسسازمانبرنامهخواهدبود. بههرحالآنچهمشخصاست،اینکهدرنیمقرناخیروحتیقبلازآناقتصادایرانازنظامبرنامهریزیمنسجمیبرخوردارنبودهاست؛یعنیهموارهبهبرنامههایتوسعهایوبودجهایبیتفاوتبودهایم. به نظرم چه در سالهای قبل و چه بعد از انقلاب ما اعتقاد چندانی به اقتصاد و علم برنامهریزی نداشتیم. همیشه اولویتهایمان چیزهای دیگری بوده است. در چنین شرایطی ما چگونه میخواهیم از این موضوع که چرا در کشور به برنامه یا بودجه توجه نمیشود صحبت کنیم؟ طبیعتاً در جایی که اعتقاد چندانی به علم اقتصاد وجود ندارد، نمیتوان توقع داشت به نظام برنامهریزی یا بودجهریزی اعتقاد باشد. در زمان اجرای برنامه اول توسعه، جنگ به تازگی تمام شده بود و بخش قابل توجهی از منابع کشور آسیب دیده بود و تقریباً ما باید با جیب خالی کار را شروع میکردیم. با وجود این، ما در آن دوره همچنان باز نفت میفروختیم. این، یعنی چیزی که به اقتصاد ما در آن مقطع حیات میداد و به واسطه آن میتوانستیم روند را ادامه دهیم، درآمدهای نفتی بود؛ یعنی حتی بعد از انقلاب هم روند این گونه بود که نفت میفروختیم و با درآمدهای نفتی واردات انجام میدادیم و کشور را اداره میکردیم و تا حدودی از تورمهای شدید و ساختاری جلوگیری میکردیم. جالب است که ما در برنامه اول توسعه کشاورزی را محور قرار دادیم؛ یعنی تمام بودجهریزیها باید با محوریت تولید محصولات استراتژیک، مانند برنج، گندم، روغن و… بود؛ اما در نهایت در سال 1372 و پایان برنامه اول با یک برنامه کاملاً شکست خورده مواجه شدیم؛ به گونهای که در انتهای سال 1372 به بزرگترین واردکننده گندم، روغن، علوفه، خوراک دام و… در جهان تبدیل شدیم. واقعاً جای تعجب است که نهادهای اقتصادی کشور ما چگونه برنامهریزی کرده بودند که ماحصل برنامهای که قرار بود محوریت آن توسعه کشاورزی باشد، ما به بزرگترین واردکننده محصولات کشاورزی تبدیل شدیم؛ یعنی به جای اینکه به مرحله خودکفایی برسیم، به بزرگترین واردکننده گندم در جهان تبدیل شدیم. همان زمان و با توجه به شکست برنامه اول توسعه در تحقق اهدافش، عدهای میگفتند برنامه در ایران جواب نمیدهد و باید قید برنامه را بزنیم؛ اما باز با نشستها و هماندیشیهایی که صورت گرفت در نهایت با اندکی تأخیر برنامه دوم توسعه تدوین و تصویب و تبدیل به قانون شد. در برنامه دوم توسعه نیز دوباره کشاورزی را محور قرار دادیم، اما همچنان یکی از بزرگترین واردکنندگان محصولات کشاورزی و گندم بودیم. به یاد دارم وقتی در سال 1370 تدریس میکردم، به دانشجویان میگفتم که ایران بزرگترین واردکننده خوراک دام در دنیاست، الآن هم که سر کلاس تدریس میکنم، همچنان همین حرفها را تکرار میکنم. این خیلی عجیب است که با وجود گذشت ۳۰ سال هیچ تغییری در این موضوع صورت نگرفته است. برای همین در برنامه سوم توسعه آمدیم و این بار صنعت را محور قرار دادیم. جالب است که این بار در سال 1383 توانستیم در گندم خودکفا شویم؛ یعنی در برنامههای اول و دوم توسعه که محوریت کشاورزی بود، ما واردکننده محصولات کشاورزی بودیم؛ اما در پایان برنامه سوم که محوریت آن صنعت بود، در تولید گندم به خودکفایی رسیدیم و جشن خودکفایی گرفتیم. شمامیگوییددربرنامهاولودومتوسعهمحوریتبرنامهباتوسعهکشاورزیبود؛امامادرپایاناینبرنامههابهبزرگترینواردکنندهگندم،علوفهو… تبدیلشدیم. بااینتفسیرمیتواننتیجهگرفت،عملاًنظامبرنامهریزیوبرنامههایتوسعهدرایرانشکستخوردهاند؟ضمناینکهبرنامههایبعدیهمعملاموفقیتینداشتندوتاآنجاکهمنمیدانمعمدهاهدافکمیبرنامههامحققنشدهاند. واقعیت این است که ما هر چقدر جلوتر رفتهایم اعتقادی که باید به اقتصاد داشته باشیم، نداشتهایم. این موضوع هم دو دلیل عمده دارد: دلیل اول آلوده بودن اقتصاد ما به سیاست و دلیل دوم وجود اقتصاد پنهان در کشور است. وجود اقتصاد پنهان یا سایه، یعنی پایههای حکمرانی ما در بخش اقتصادی عملکرد مناسبی ندارد و ما شاخصهای حکمرانی را در جای درست خودش مهرهگذاری نکردهایم، به همین دلیل هم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که فعالیتها عملکرد درستی داشته باشد. درواقعپررنگبودناقتصادغیررسمییاپنهانمایکیازدلایلیاستکهاقتصادمارابرنامهگریزمیکند؟چونطبیعتاهرچقدربخشغیرقابلرصددراقتصادیبیشترباشد،برنامهمحوربودنآناقتصادنیزسختترخواهدبود. بله همین طور است. وقتی اقتصاد پنهان در کشور به وجود میآید و گسترش پیدا میکند، در قبال این اقتصاد پنهان عدهای دارای ثروت و سرمایه میشوند و اصطلاحاً از این شرایط منتفع میشوند. همین است که میگوییم عدهای از همین شرایط تحریمی سوءاستفاده میکنند و از همین اقتصاد تحریمی منافعی دارند و درآمد کسب میکنند. همین امروز اگر تحریمها در حوزه تولید خودرو برداشته شوند و شرایط به گونهای باشد که یک رقابت آزاد شکل بگیرد و شرکتهای خودروسازی دنیا وارد ایران شوند، شما مطمئن باشید اولین شرکتهایی که ورشکست میشوند، همین دو شرکت بزرگ خودروساز داخلی هستند که امروز به واسطه انحصاری که وجود دارد سرپا هستند. مسلماً این شرکتها تمایل چندانی ندارند که مشکل تحریمها حل شود که همینها هم به نوعی اقتصاد پنهان را تشکیل میدهند. بهنظرتانمیتوانگفتیکیازمشکلاتبرنامههایتوسعهدرایرانایناستکهیکبرنامهازسویدولتیتهیهوتدوینشده،امادولتدیگریآنرااجراکردهکهاصولاتفکراتدولتقبلیراقبولنداشتهاست. طبق قانون اساسی دولت و رئیسجمهور حق ندارند برنامههای توسعه کشور را قبول نداشته باشند. در واقع طبق قانون اساسی دولت موظف به اجرای قانون است. مانند این است که بگوییم کسی رئیسجمهور ایران شود، اما نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشد. مگر چنین چیزی امکان دارد؟ طبیعتاً هر دولتی باید برنامههای توسعه را اجرا کند؛ چرا که این برنامهها به قانون تبدیل شده است. بعدازاینکهسازمانبرنامهدرسال1386منحلشدعدهایمخالفوبرخیموافقاینموضوعبودند. برخیازموافقانانحلالمیگفتندمابااستدلالدولتنهمکارینداریمامااینکارچندانهمبدنبود؛چراکهسازمانبرنامهبهمانعودستاندازیبرایاجرایبرخیازپروژههاتبدیلشدهبود. ضمناینکهبرنامههایتوسعهوعملکردسازمانبرنامهنیز،دراینسالهاموفقیتینداشتهاست. به هرحال اینها دلیلی برای انحلال سازمان برنامهریز در یک کشور نیست. اگر شما بخواهید برای یک خانه غذایی تهیه کنید، به لحاظ ساختاری و فرهنگی در خانواده پدر مسئول کسب درآمد و مادر خانواده مسئول پخت و پز است؛ یعنی حتی مسئول تهیه غذا برای یک خانواده چهار نفره هم باید مشخص باشد، آن وقت چطور میشود یک نهاد یا سازمان مشخصی برای برنامهریزی در کشور وجود نداشته باشد. ضمن اینکه این نکته را هم نباید فراموش کرد که ما در شرایط تحریمی هستیم و این تحریمها مشکلات جدیدی را برای ما ایجاد کرده است. با توجه به کاهش شدید ارزش پول ملی طی دوسال گذشته، صادرات قاچاق یا قاچاق خروجی افزایش قابل توجهی داشته است. موضوعی که وقتی شما با کاهش شدید ارزش پول ملی مواجه میشوید، نمیتوان از آن فرار کرد و لاجرم اتفاق میافتد. اینها یعنی اقتصاد شما به صورت ساختاری مشکل دارد. یکی از مشکلات اصلی اقتصاد ایران هم باور نداشتن علم اقتصاد است. الآن سالهاست که گفته میشود یکی از دلایل تورم نقدینگی است؛ اما این موضوع را نه روحانی و نه احمدینژاد قبول نداشتند. وقتی گفته میشد این قانون علم اقتصاد و نظریه مقداری پول است که میگوید با افزایش نقدینگی سطح عمومی قیمتها افزایش پیدا میکند و این چیزی است که سر کلاسها تدریس میشود، باز هم قبول نمی کردند. اگر یک رئیسجمهور بگوید من این مسائل را قبول ندارم و اینها صرفاً برای کلاسهای درس و مسائل آکادمیک است واقعاً میتوان به این رئیسجمهور چه گفت؟ بزرگترین اقتصاددانان دنیا میگویند مقصر اصلی کاهش ارزش پول ملی، مسئول بانک مرکزی هر کشور است و باید پاسخگو باشد؛ اما در ایران همه در یک اقدام رئیس کل بانک مرکزی ایران را از انجام اشتباه یا خطا تبرئه میکنند و حتی ممکن است چندی بعد در پست بهتر و بالاتری به کار گرفته شود. منبع: هفته نامه صبح صادق
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / دکتر یدالله جوانی با رأی مردم در اسفند 1398 و 28 خرداد 1400، اتفاق مبارک رخ داد و آن، پدیدایی یکآهنگی، همصدایی و همگفتمانی در دو قوه راهبردی مقننه و مجریه است. همسویی این دو قوه با قوه سوم، یعنی قوه قضائیه بر مبنای گفتمان مشترک انقلاب اسلامی، از آیندهای بسیار امیدوارکننده خبر میدهد. هر چند در 43 سال پس از انقلاب اسلامی، کشور در حوزههای بسیاری پیشرفت داشته و دستاوردها ارزشمند و در مواردی شگفتانگیز و غرورآفرین بوده است؛ ولی مشکلات قابل توجهی هم وجود دارد که موجبات گلهمندی و نارضایتی مردم را فراهم کرده است. مشکلات معیشتی و اقتصادی، بیکاری، شکافهای طبقاتی، تبعیض و بیعدالتی، وجود شبکههای مخرب فساد در برخی از مجموعههای تعیینکننده ماننند سیستم بانکی، گمرکات کشور، بخش صنعت، تجارت و نظایر اینها، هیچ تناسبی با انقلاب اسلامی و آرمانهای والای آن ندارد. بسیار روشن است که دوام و بقای انقلاب اسلامی، به جز با رفع این مشکلات، ریشهکنی فساد و برقراری عدالت ممکن نیست. اما پرسش اصلی آن است که با وجود اراده قوی در کانون حاکمیت در چهار دهه گذشته برای اصلاح این امور، چرا و به چه دلایلی برخلاف آرمانها، شعارها و اهداف انقلاب اسلامی و همچنین خواست عموم مردم، در چهلوسومین سال انقلاب، کشور و مردم با چنین وضع نامناسبی مواجه هستند؟ به طور قطع یکی از عوامل و دلایل اصلی این وضعیت غیر قابل قبول که سرمایه اجتماعی نظام اسلامی را کاهش داده و به آن آسیب فراوان رسانده، عدم انسجام و یکپارچگی در هیئت حاکم و ارکان حکومت در طی سالهای متمادی گذشته بوده است. وجود گفتمانهای متفاوت و بعضاً متضاد در سالهای طولانی در قوای سهگانه، واگرایی قوای سهگانه از یکدیگر را رقم زده و با فاصله گرفتن این گفتمانها از گفتمان اصلی انقلاب اسلامی و گفتمان ولایت در این سالها، چنین شرایطی را پدید آورده است. این واگراییها نقش اصلی را در کاهش کارآمدی قوا و به ویژه دولت در پی داشته و ضعف کارآمدی دولت که در این سالها کاملاً مشهود بود، نارضایتی مردم را در پی داشته است. اکنون با رفتار انتخاباتی هوشمندانه، عقلایی و محاسبهگرایانه مردم در دو انتخابات متوالی، طرفداران و گفتمان انقلابی و اسلامی مجال خدمت پیدا کردهاند. بنابراین بدیهی است که با رأی مردم در سالهای 1398 و 1400، زمینهها و بسترهای لازم برای انسجام در ارکان حکومت که از شروط لازم برای حل مشکلات کشور است، به وجود آمده است. همین امر امید به آینده را به شکل منطقی افزایش میدهد. کشور نیازمند تحول و انجام اصلاحات واقعی برای تغییر وضع موجود به منظور رسیدن به آیندهای مطلوب است. آیندهای که در بیانیه گام دوم، مختصات آن به خوبی و به درستی از سوی رهبر حکیم انقلاب اسلامی ترسیم شده است. این تحول براساس اصول و مبانی انقلاب اسلامی، کارآمدی نظام اسلامی را افزایش خواهد داد و موجبات رضایتمندی مردم را فراهم میکند. البته این رویکرد، دشمنان خارجی و داخلی فراوانی دارد که با هوشمندی قوای سهگانه و با حضور مردم در صحنه و تبعیت از ولایت، تحول رخ خواهد داد و ملت طعم زندگی شیرین در نظام ولایی را خواهند چشید. انشاءالله منبع: هفته نامه صبح صادق
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/ فرزان شهیدی این روزها حملات و پیشروی گروه طالبان در مناطق مختلف افغانستان، توجه محافل و رسانه…
صبح صادق 1006 منتشر شد سند تحول را به سرمنزل مقصود برسانید / ایران فردا با یکآهنگی قوا / غلبه متن بر…
پایگاه بصیرت نشریه اخبار و تحلیلها wordنشریه اخبار و تحلیلها pdf ▼حرف روز قانون چالشبرانگیز انتخابات! انتخابات 28 خرداد با حماسهآفرینی…
پایگاه بصیرت یکی از سؤالاتی که این روزها در مورد انتخابات پرسیده میشود این است که چرا میزان مشارکت مردم در این…
پایگاه بصیرت انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا با همه فراز و نشیبها برگزار شد. این انتخابات از نظر شرایط اقتصادی و اجتماعی یک انتخابات استثنایی به شمار میرود. نارضایتیهای فراگیر و انباشته شده مردم از وضعیت اقتصاد و معیشت از یک سو و استمرار جنگ اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران از سوی دیگر به شدت بر فضای ذهنی و فکری مردم اثرگذار بود. در این زمینه باید کسانی را که پروژه تحریم انتخابات را نی به پیش بردند نیز مورد توجه قرار داد. با این موانع و چالشها توجه به نقش و تأثیرگذاری رهبر معظم انقلاب در تحقق مشارکت سیاسی اهمیت اساسی پیدا میکند. نکته قابل توجه در زمینه نقش رهبرمعظم انقلاب اسلامی در بسیج عمومی مردم برای حضور در انتخابات 28 خرداد به مدیریت کلان راهبری سیاسی و انتخاباتی رهبر معظم انقلاب برمیگردد. این نقش و تأثیرگذاری رهبر حکیم انقلاب صرفاً به انتخابات اخیر معطوف نیست. برای بررسی و شناخت نقش و مدیریت رهبری عزیز انقلاب در انتخاباتها باید به رویه و مواجهه معظمله در دوران رهبری توجه کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره و در همه انتخاباتها بر اساس قواعد و منطق ثابت خود جایگاه مهم و متمایزی را برای انتخابات1400 در نظر گرفتهاند. در این زمینه سخن اساسی آن است که ایشان جایگاه و نقش انتخابات را در موقعیتی فراتر از رقابت بین کاندیداها و عملکرد دولتها تعیین کرده و انتخابات را در سطح استراتژیک و در حوزه امنیت و انسجام ملی تبیین و گفتمانسازی کردهاند. دقت و تأمل در مواضع راهبردی ایشان درباره انتخابات نشاندهنده این معناست و همه را به این جمعبندی میرساند که رهبر معظم انقلاب اسلامی اساساً انتخابات را در نقطهای رفیعتر از کنشگری و رقابت احزاب و بازیگران سیاسی تبیین میکنند. رهبر معظم انقلاب در مواضع گذشته خود بیان کردهاند که برای من حضور در انتخابات از اینکه چه کسی پیروز انتخابات میشود، ارجحیت دارد. در مقطعی دیگر ایشان بیان کردهاند که هر کس رهبری، نظام و انقلاب اسلامی را قبول نداشته باشد، اما به خاطر ایران در انتخابات شرکت کند. ایشان در دورههای پیشین بر این نکته تأکید کردند که هر کس به ایران و امنیت آن علاقهمند است، در انتخابات شرکت کند. در این زمینه نکته مهم آن است که وقتی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی میفرمایند که هر کس انقلاب و نظام اسلامی را قبول ندارد در انتخابات شرکت کند، به این موضوع توجه دقیق دارند افرادی که خارج از دایره اعتقادی نظام وقتی اراده میکنند در انتخابات شرکت کنند، آنها بالطبع بر اساس سلیقه و منش خود به دورترین فرد به انقلاب و نظام گرایش پیدا میکنند و کنش انتخاباتی آنها معین میشود. با این حال این مسئله دلیل و مانعی نمیشود که رهبر معظم انقلاب از دعوت آنها به مشارکتآفرینی در انتخابات منصرف شوند و ایشان به طور مستمر و ثابت، نه به عنوان یک تاکتیک، بلکه به مثابه یک راهبرد این فکر و عمل سیاسی را دنبال میکنند. همه آنچه در بالا اشاره شد مؤید این نکته است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی انتخابات را در ترازی بالاتر از نیروها و گروههای سیاسی میدانند. در این پاردایم فکری متغیر اصلی و تعیینکننده مردم هستند که با بر عهده گرفتن کنشگری انتخاباتی، ثبات سیاسی، مشروعیت مردمی، انسجام و یکپارچگی ملی را نهادینه میکنند و شاخص عزت و اقتدار کشور در تعاملات بینالمللی برای غلبه بر موانع خارجی را ارتقا میدهند. یکی از موضوعات اساسی دیگر، شکست پروژه تحریم انتخابات است. از دشمنان بیرونی انتظاری نیست، که دشمنی جزء ذات دشمن است؛ اما روسیاهی برای کسانی ماند که در داخل کشور به اشکال مختلف پروژه تحریم انتخابات را در پیش گرفتند و در حالی که حقد و بغض دشمن بیرونی را تماشا میکردند، با آنها در یک صف جمع شدند. تاریخ و مردم ایران نفاق این جماعت را فراموش نخواهد کرد. در این باره رهبر معظم انقلاب اسلامی با طرح این موضوع که آنهایی که مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد میکنند، دلسوز مردم نیستند. طرح این عبارت از سوی رهبر معظم انقلاب که گلایه مردم پذیرفتنی است، اما عدم مشارکت چارهساز نیست، توانست اثر اجتماعی و عمومی خود را بگذارد. منبع: هفته نامه صبح صادق
پایگاه بصیرت انتخاباتریاستجمهوریوشوراهایاسلامیشهروروستاباحضورپرشورمردمدرپایصندوقهایرأیبرگزارشدوباردیگرجمهوریتنظامدرکناراسلامیتآنبهرخجهانیانکشیدهشد. دشمنانانقلاباسلامیوملتایرانماههاتلاششبانهروزیکردهبودندتادرایندورهازانتخاباتمردمپایصندوقهایرأیحاضرنشوندوباصندوقهایرأیقهرکنند؛امامردمفهیموبصیرایراناسلامیباوجودمشکلاتوتنگناهاباردیگرحضوریمثالزدنیآفریدندودشمنانایراناسلامیراناکامگذاشتند. برایبررسیاهمیتاینحضورباشکوه،عواملدخیلدرآنونقشبصیرتافزایپاسدارانوبسیجیاندرافزایشمشارکتمردم،پایصحبتهاینمایندهولیفقیهدرسپاه،حجتالاسلاموالمسلمیندکترعبداللهحاجیصادقینشستیم. باتوجهبهاینکهخیلیهادرداخلوخارجتلاشکردندتاانتخاباتپرشوربرگزارنشود،بفرماییددرخصوصمشارکتپرشکوهمردمدرانتخاباتریاستجمهوریوشوراهایشهروروستاچهنظریدارید؟ اجازه میخواهم با این آیه شریفه شروع کنم: «الحمدللَّه الّذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لو لا ان هدانااللَّه». باید عرض کنیم این پیروزی و این موفقیت را که پیروزی ملت بزرگ ایران است، ما از خدا داریم و از خودمان نمیبینیم. بنابراین، اولین نکته من این است که خاضعانه خدا را شاکر هستیم، به درگاه الهی سجده شکر و عمل شاکرانه انجام میدهیم که این عنایت و لطف را به ملت بزرگ ایران و جبهه انقلاب ارزانی کرد. نکته دوم اینکه این موفقیت، پیروزی یک کاندیدا در برابر کاندیداهای دیگر یا حتی یک گروه سیاسی مقابل گروه سیاسی دیگر نبود، بلکه پیروزی جبهه انقلاب اسلامی و پیروزی ولایت در برابر طاغوت و جبهه استکبار بود؛ زیرا رئیسجمهوری انتخاب کردند که نیروی انقلابی است و خیلی از اصلاحطلبها هم آمدند و از او حمایت کردند. انصافاً جای آفرین گفتن به این مردم است و واقعاً باید ۲۸ خرداد 1400را که انشاءالله یک دهه جدیدی را با دولت اسلامی شروع میکنیم، ایامالله دانست که مردم آفریننده آن هستند و باید از این مردم واقعاً قدردانی و تشکر کرد. در این انتخابات تقابل اصلی بر سر این نبود که چه کسی انتخاب میشود. تقابل اصلی بر سر اصل انتخابات بود، دشمنان تمام توان خودشان را به کار گرفتند و از همه ابزارهایشان استفاده کردند، حتی به ابزارهای طبیعی مانند کرونا هم امید بستند تا انقلاب اسلامی را بعد از آن فشارها و تحریمها و عملکرد ضعیف بعضی از مدیران به جایی برسانند که عقبه مردمیاش را قطع کنند. مؤلفههای قدرت فراوان هستند، اما اساسیترین مؤلفه قدرت در نظام ولایی حضور و مشارکت و ایثار و جهاد مردمی است. آنها تلقیشان این بود که همه فشارها و زمینهسازیها و بد عمل کردنها در داخل سبب خواهد شد تا این بار مردم به نظام «نه» بگویند. نه به صندوق رأی نه به نظام بود. برای آنها این یک موضوع مهم بود؛ اما با وجود همه این تلاشها، این بار هم جبهه انقلاب پیروز شد. این انتخابات پیروزی در برابر حکومتهای مرتجع منطقه بود، خیلی برای ما جالب است، کشوری که در طول عمرش صندوق و انتخابات ندیده است و به قول رهبر معظم انقلاب فرق بین صندوق رأی و صندوق میوه را نمیداند؛ این کشور بیاید به طور 24 ساعته هزینه بدهد و شبکه راه بیندازد تا مردم را از شرکت در انتخابات باز دارد. نکته مهم اینجاست که جبهه استکبار میخواست انتقام تمام شکستهایش در مقابل انقلاب اسلامی را در این انتخابات بگیرد؛ ولی مردم واقعاً معجزه کردند وبار دیگر جبهه عبریـ عربی و غربی را به شکست کشاندند. چهچیزیموجبشدباوجودهمهناراحتیهاوگلایههاییکهمردمداشتند،اینپیروزیبزرگرابیافرینند؟ این پیروزی دو عامل اصلی داشت: عامل اول رهبری و ولایت است. این هدایت، این امامت و این صبر و منطق و این گفتمان خیلی مهم است. ما اگر در مردم بصیرت میبینیم، مدیون رهبری هستیم. در واقع، این پیروزی ولایت بود در برابر همه شیاطین و همه قدرتهای استکباری. عامل دوم این پیروزی را مرهون مردم عزیز و صبور و بصیرمان هستیم. هر چه در تمجید مردم گفته شود کم است. شاید بهترین جمله همان جملهای باشد که حضرت امام(ره) در حق این امت فرمودند که «مردم زمان ما از مردم مدینه زمان پیامبر و از مردم زمان امیرالمؤمنین بهتر و باوفاتر هستند.» چرا که مردم در آن زمانها به دلیل نداشتن بصیرت نتوانستند استقامت فکری کنند؛ اما مردم ما به هیچ عنوان در این میدان نلغزیدند و محکم ایستادند. لذا پیروز این انتخابات ولایت است و مردم. البته این پیروزی آغاز یک راه است. ما با این پیروزی دشمن را گرفتار شکست کردیم. دولت آینده باید مطالبات بحق مردم و این انتظارات مردم را که از دولت دارند، به خوبی بشناسند و به خوبی اینها را پاسخ دهد. الان زمان کار است و این دولت باید با حفظ عزت و اقتدار امت اسلامی نیازها و خواستههای مردم را به نحو مناسبی جامه عمل بپوشاند؛ چرا که مردم گرفتار مشکلات فراوان اقتصادی و معیشتی هستند و امید دارند با روی کارآمدن دولت انقلابی و جهادی که نگاهش به توان داخلی است، مشکلاتشان مرتفع شود. اینمشارکتباشکوهدوبعددارد؛یکیحضورمعنادارواینکهانتخابمعنادارایندوبعدراشماچطورتحلیلمیفرمایید؟ به تعبیر دیگر، این انتخابات دو پیام بزرگ داشت: یک پیام به کسانی که فکر میکردند حرکت انقلاب کند شده و روحیه جهادی و انقلابی ضعیف شده و جبهه مقاومت سست شده است. نتیجه انتخابات ما این بود که کل جبهه انقلاب قویتر شد. مردم مقاوم ما ثابت کردهاند که مال و جان میدهند، اما انقلاب نمیدهند. اینها در فرهنگ حسینی تربیت شدهاند و آماده هستند برای حفظ انقلابشان از همه چیزشان گذشت کنند و لذا پیام اصلی این انتخابات تولی و تبری است؛ هم استکبارستیزی و هم اقبال به حاکمیت دینی. اما درباره نکته دومی که شما اشاره کردید خیلیها تلاش کردند این جور القا کنند که مردم از حاکمیت ارزشهای دینی و گفتمانهایی که بیشتر به جنبههای معنوی و ارزشی توجه میکند خسته شدند، مردم به یک تعبیر قرآن ممکن «مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» شدند. آنها ثابت کردند آبادانی دنیایشان را در آبادانی آخرتشان میدانند. مردم ما دانستند این مشکلات معیشتی هم به دست نیروهای مؤمن حل میشود. نوع انتخاب و نوع مشارکتی که داشتند و میزان رأی به رئیسجمهور منتخب نشان میدهد، مردم ما اصالتهای اعتقادی و باورهای دینیشان را بر چیزهای دیگر ترجیح میدهند و به این واقعیت رسیدهاند که حتی مشکلات اقتصادیشان را با تکیه بر دشمنان قابل حل نمیدانند؛ چرا که با توکل بر خدا و اعتماد بر مردم حل میشود. شکلگیریدولتانقلابیمیتواندچهنقشیدرتحققدولتاسلامیوبهتبعآنتمدناسلامیمدنظررهبریانقلابداشتهباشد؟ همانطور که بدون گذشت از مرحله اول به مرحله دوم نمیرسیدیم و بدون گذشت از مرحله دوم به سوم نمیرسیدیم؛ بدون این مرحله سوم که نقش مهمی دارد، نمیتوانیم به مراحل بعدی برسیم که جامعهسازی اسلامی و تمدن اسلامی است. یقیناً میتواند ما اگر در این راستا خوب حرکت کنیم و اگر این دولت اسلامی عدالتمحور، تحولآفرین باشد و بتواند خوب عمل کند، گام مؤثری برخواهیم داشت برای اینکه اگر در برخی سالها به سمت تمدن اسلامی کند حرکت کردیم، با سرعت بیشتر آن را جبران کنیم. سپاهدرابعادمختلفچهکمکهاییمیتواندبهدولتجدیدبرایحلمشکلاتاقتصادیو… بکند؟ سپاه پاسداران انقلاب است و هر کجا که تهدید متوجه انقلاب باشد، حضور دارد و هر کجا هم که پیشروندگی احساس شود، حتما سپاه حضور داشته است. سپاه فقط این انقلاب را با وضعیت موجودش نمیخواهد. سپاه انقلاب پیشرونده را پاسداری میکند. حضرت آقا از ما این را خواستند؛ لذا در این راستا هر کس که در جمهوری اسلامی نقشی داشته باشد، سپاه به او کمک میکند. سپاه به همه دولتها با هر گرایش سیاسی و جریانی کمک کرده و در برابر این کمک هیچ چشمداشتی نداشته و سهمخواهی نکرده است. سپاه همانطور که به این دولت کمک کرد، به دولت آینده هم قطعاً کمک خواهد کرد. ما به دولتها کمک میکنیم و به تعبیر یکی از فرماندهان عزیز چیزی نمیخواهیم؛ «عَلَيهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُربى» ما از دولتمردان چیزی نمیخواهیم. عزیزان ما مردم هستند و باید به این مردم خدمت کنید، زیرا کار بزرگی است که میتوانید انجام دهید. ما مثل بقیه دولتها میخواهیم این دولت هم موفق و تحولآفرین باشد.…
پایگاه بصیرت / عزیز غضنفری انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا با همه فراز و نشیبهایش برگزار شد. این انتخابات به جهت…
پایگاه بصیرت / یدالله جوانی زمان آزمون بزرگ ملت ایران در 28 خرداد 1400 فرارسید و جهانیان، بیش از هر زمان دیگری رفتار انتخاباتی…
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ گفتگو با ال داود سیدعلیرضا آل داوود در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی بصیرت در خصوص…
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/ فرزان شهیدی «بنیامین نتانیاهو» که به مدت 12 سال طولانی ترین مقام نخست وزیری رژیم صهیونیستی را…
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ گفتگو با محمد لسانی زهرا ظهروند-خبرنگار/ محمد لسانی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی بصیرت در…
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ اللهبخش روشنروان مناظره به معنای تبادل نظر کردن با یکدیگر و فکر کردن در حقیقت و ماهیت موضوعی و…
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ گفتگو با نماینده مجلس زهرا ظهروند-خبرنگار/حسینعلی حاجی دلیگانی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی بصیرت درخصوص…
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ دکتر یدالله جوانی در وجود مشکلات آزاردهنده به ویژه در حوزه اقتصادی و معیشت مردم، هیج اختلاف نظری میان…
پایگاه بصیرت / گروه بین المللی/ گفگو با سعدالله زارعی سعید ترکاشوند- خبرنگار/« سعد الله زارعی » کارشناس مسائل بین الملل و استاد دانشگاه…
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل / حنیف غفاری جاسوسی مقامات آمریکایی از کشورهای اروپالیی وارد فاز تازه ای شده است. اگرچه آژانس امنیت…
پایگاه بصیرت / گروه بین المللپایگاه بصیرت / گروه بین الملل هفتهنامهصبحصادقبهمنظورواکاویتحولاتموجودمنطقهایوپرداختنبهحوادثواتفاقاتاخیرهمچونپیروزیمقاومتدرفلسطین،مصاحبهایراباجنابآقایدکترحسنکاظمیقمی،سفیراسبقایراندرعراقتحلیلگرارشدمسائلمنطقهغربآسیاانجامدادهاستکهماحصلآندرادامهمیآید. تحمیل شکست به اشغالگران در۱۲روز در ابتدا جا دارد پیروزی مقاومت قهرمانانه ملت مظلوم فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس را به حضرت ولی عصر(عج)، رهبر معظم انقلاب، جبهه مقاومت و مردم مظلوم و قهرمان فلسطین تبریک و تهنیت بگوییم و درود بفرستیم به شهدای مسجدالاقصی که با مقاومت 12 روزه خود یک نقطه تحولی بر تمامی تحولات آتی منطقه به جای گذاشتند. 42 سال است که غرب آسیا و ایران در کانون یک تحول ژئوپلیتیک قرار گرفتهاند و این عامل تأثیر خود را بر محیط امنیتی منطقه و شکلگیری ساختار منطقه و نظام بینالملل گذاشته که محصول تقابل دو جبهه استکبار صهیونیستی با محوریت آمریکا و جبهه مقاومت با محوریت ایران است. در جبهه مقاومت، فلسطین از نمادهای اصلی این تقابل است که سردمدار این حرکت نیز امام راحل بود. ایشان در ابتدا فریاد زدند اسرائیل غدهای سرطانی است که باید محو شود. در حوادث منطقه نیز همه این فتنهها از جنگ و ترور و جنگهای داخلی و شکلگیری گروههای تکفیری و آوارگی مردم فلسطین ناشی از موجودیت این رژیم و حمایتهای جبهه استکباری از این رژیم است و تا زمانی که این موجودیت وجود دارد، منطقه روی آرامش را نخواهد دید. جنگ 12 روزه و دستاوردهای آن این رخداد عظیم از نگاه پیامد و دستاورد، دستاوردهای راهبردی و ژئوپلیتیک مهمی داشته است و میتوان آنها را در سطوح مختلف دستهبندی کرد. در ابتدا لازم است چند نکته پیرامون تحولات موجود گفته شود: این اولین بار بود که برخلاف سایر جنگها(جنگ 2006 در لبنان، 2008، 2011 و 2014 که بیش از پنجاه روز طول کشید) نیروهای مقاومت به شکل آفندی ظاهر شدند. رژیم صهیونیستی در جنگهای گذشته به دنبال شکستن مقاومت مردم بود و زیرساختهای غزه و ساختمانهای خدماتی را مورد هجوم قرار میداد تا مقاومت مردم را بشکند و نیروی آفندی در همه این موارد رژیم بود و مقاومت در موضع دفاع قرار داشت؛ اما در این نبرد 12 روزه ابتکار در دست مقاومت بود و رژیم اشغالگر به دلیل بحران سیاسی و فرافکنی و تحمیل جنگ به فلسطینیها بود تا بتواند مسیر بحران سیاسی رژیم را تغییر دهد؛ چرا که با وجود چهار انتخابات هنوز موفق به تشکیل دولت نشدهاند. گسلهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی در رژیم صهیونیستی به شدت رو به تزاید است و ترمیم نمیشود. این فرافکنی در عملیاتی در حال تدارک بود و سیدحسن نصرالله در روز جهانی قدس اشاره کرد که رژیم اشغالگر اگر بخواهد در پوشش مانور اقدامی انجام دهد، با پاسخ کوبنده مقاومت روبهرو میشود. مقاومت غزه این راهبرد را با شکست مواجه کرد و طرح رژیم را به هم زد.…