شهدا

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود

شهیدی که می خواست شناسایی نشود

پرستار در حالی که اشک پهنه صورتش را پوشانده بود، می‌گفت: چند دقیقه پیش، این مجروح عملیات، زیر لب چیزی زمزمه می‌کرد و من به گمان شنیدن درخواستش، گوشم را نزدیکتر بردم، اما او زیارت عاشورا زمزمه می‌کرد و طلبی

شهیدی که می خواست شناسایی نشود ادامه مطلب

شهيدي که امام بر بازويش بوسه زد

شهیدی که امام بر بازویش بوسه زد

«به جبهه اومدم شاید کمکی در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه» «تو این مدت البته ما هیچ کاری نکردیم. هر کاری که می‌شد خدا می‌کرد. ما فقط وسیله بودیم. همین حالا که ما داشتیم با موتور از خط

شهیدی که امام بر بازویش بوسه زد ادامه مطلب

پذيرايي شهيد ورکش از زائران نورالشهد !ا!

پذیرایی شهید ورکش از زائران نورالشهد !ا!

با نام شهید ورکش صبح یک روز خنک پاییزی آشنا شدیم. روی تپه نورالشهدای کلکچال و همراه با چای داغی که از ایستگاه صلواتی شهید تقی ورکش نصیب‌مان شد. سختی مسیر ناهموار کلکچال را به عشق زیارت هشت شهید گمنام

پذیرایی شهید ورکش از زائران نورالشهد !ا! ادامه مطلب

به بالا بروید