کلیپ
پادکست
متن
بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد اکبری
عنوان: چرا ساختار جمعیتی مهم است؟
- قطعاً مهمترین مؤلفه اجتماعی برای هر قوم، کشور و مملکتی بحث ساختار جمعیتی آن کشور است.
ساختار جمعیت به معنای مفهوم اینکه چه گروهی از انسانها و به چه تعدادی در آنجا کار، زندگی، تولید ثروت یا تولید هزینه میکنند.
معمولاً جمعیت به سه گروه تقسیمبندی میشود:
- زیر ۱۵ سال
- ۱۵ تا ۶۵ سال (گروه مولد کار)
- ۶۵ به بعد (گروه سالمندان)
هر کشوری که نسبت درستی از این گروهها را داشته باشد، یک کشور جوان و پویا نامیده میشود.
- زیر ۱۵ساله ها باید ۲۴ درصد از جمعیت کشور را شامل بشوند.
- جمعیت کار حوالی ۷۰ درصد است.
- سالمندان حدود ۶ درصد است.
این یک جمعیت پویای اهل کار و جوان است.
اتفاقی که افتاده است چه چیزی است؟
کشورهای غربی با وجود افت جمعیتی مانند ما هرگز اجازه ندادند که این ساختار جمعیتیشان از بین برود و همچنان این جمعیت مولدی که دارند ۷۰ درصد را پوشش داده است.
لذا هیچوقت از لحاظ اقتصادی ضرر نکردهاند. یعنی حتی زمانی که تعداد فرزندانی که بهازای یک خانم به دنیا میآید که اصطلاحاً به آن TFR گفته میشود در آنجا هم پایین آمده و افت کرده است، اما این موضوع را با مهاجرپذیری به نحوی جبران کردند که همیشه جمعیتشان ثابت بوده و حتماً روبهرشد هم بوده است.
بنابراین، شما هیچوقت در آمریکا و کشورهای اروپایی یک اتفاق بد جمعیتی را نمیبینید. اخیراً که کمی افت بیشتر شده است شروع به مهاجرپذیری بیشتر کردهاند.
این اتفاق مورد قبول فیلسوفها و سیاستمداران غربی قرار نگرفت، چون دیدند که کشورهای به قول خودشان عرب یا محمدیون (آنها کشورهای مسلمان را به نام محمدیون تلقی میکنند) در حال خطرآفرینی هستند.
اعلام کردند که جمعیت این کشورها باعث خطر برای دنیا و برهمزدن امنیت آمریکا شد. این اتفاق از حدود ۴۰۰ سال قبل آغاز شد.
- در حقیقت آدمها با فیلسوفهای بزرگی شروع به کارکردن کردند که معروفترینشان آقایان:
- توماس مالتوس
- برتراند راسل
- ژان پل سارتر
- آرتور شوپنهاور
هستند.
اینها افرادی هستند که با دیدگاههای فلسفی خودشان موضوع محدودیت جمعیت در دنیا را طراحی کردند. آمریکاییها این کار را انجام دادند بهطوریکه در سال ۱۹۳۷ مردم را در سانفرانسیسکو آمریکا دعوت کردند و بنیان سازمان ملل را بر مبانی اینگونه فکرکردنها طراحی کردند.
علت این که اصرار داریم تا بدانید چه کسانی این کارها را کردند این است که تا ندانیم دشمن چقدر میداند و چقدر سرمایهگذاری کرده است قادر نخواهیم بود تا برای آن برنامهریزی کرده و اجرا کنیم همانطور که تا الآن هم موفق نبودیم!