دوره Home
1- چرا ساختار جمعیتی مهم است؟
2- وظایف آژانس بین اللمللی آمریکا
3- تبدیل همجنسگرایان به خانواده
4- آمریکا مخالف رشد جمعیت جهان
5-وضعیت جمعیت ایران چگونه است؟
6-سُرسُره جمعیتی ایران، قسمت 1
7- سُرسُره جمعیتی ایران، قسمت 2
8-همه باید نگران باشند!
9-قانون چگونگی خراب کردن جمعیت
10-فقط نیروهای مسلح به فکر جمعیت هستند!
11-فاجعه‌ای به نام سقط جنین، قسمت 1
12-فاجعه‌ای به نام سقط جنین، قسمت 2
13-رابطه مهاجرت با جمعیت
14-مردم باید وارد میدان بشوند
15-چرا عِین خیالمان نیست؟!
16-همه باید توجه کنند
17-تأثیر اقتصاد در فرزندآوری
18-بهترین سن برای ازدواج
19-فرزند برای خداست، نه پدر و مادر!
20-من مال خودم نیستم !
21-بارداری می‌تواند سرطان را هم درمان کند
22-تأثیر بارداری بر خانم‌ها
23-درمان بیماری فیبروم با بارداری
24-ظلم بزرگی به نام تک فرزندی
25-چند فرزند داشته باشیم؟
26-بارداری و انسجام خانواده
27-چگونه زایمان کنیم؟
28-واقعیت‌هایی در مورد ناباروری
29-دلیل اصلی ناباروری
30-یک اتفاق جالب در ناباروری
31-سقط یا همان آدم کُشی
32-هدف از غربالگری چیست؟

2- وظایف آژانس بین اللمللی آمریکا

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد اکبری

عنوان: وظایف آژانس بین اللمللی آمریکا

در فرایند فلسفی آقای برتراند راسل و ژان پل سارتر که تقریباً پشتوانه اصلی نوشتن سیاست‌های جهان در دهه‌های اخیر بودند پیرو سیاست‌گذاری‌ای که کشورهای اروپایی در اعلامیه وستفالیا انجام دادند، صراحتاً آمدند دو کار خیلی بزرگ کردند:

  • نفی ایمان به غیب
  • نفی و نابودی خانواده

یعنی آقای برتراند راسل کتاب چرا من مسیحی نیستم را نوشت. سخنرانی کرد و بعد کتاب شد. گفت که خداوند وجود ندارد و این چیزها در مورد غیب صحت ندارد. بعد هم نامیرایی را زیر سؤال بود، به مفهوم این که مرگ را گفت: کسی که احساس دنیای باقی را می‌کند ناشی از ترس است. این حرف‌ها خیلی کوچک و سبک است.

وقتی که این صحبت‌ها را کرد، در سن ۷۶ سالگی برنده جایزه نوبل شد. یعنی تا آن زمان با این که ایشان ریاضی‌دان بود و کاری به مسائل اجتماعی نداشت، اما به‌محض این که وارد این مباحث شد و این حرف‌ها را زد جایزه نوبل گرفت. برای این که او را معروف کنند.

این آقا به همراه همسرش خانم دورا راسل مدارسی را تأسیس کردند که تمامی بچه‌ها باید برهنه در آنجا درس می‌خواندند. این اتفاق دو هدف دارد:

نفی ایمان به غیب که ایشان به‌صراحت بیان کرد. آقای ژان پورسان هم طراحی کرد و صراحتاً مطرح کرد. بقیه فیلسوف‌ها مانند شوپنهاور و کانت هم به این مسئله دامن زدند.

آقای کانت اخلاق‌گراست. واقعاً درک معنا خیلی با دانش تفاوت دارد. بعضی از نویسندگان دانش دارند؛ اما درک معنا ندارند. چطور می‌شود که آقای کانت اخلاق‌گرا می‌شود و به میان میدان می‌آید و آقای شوپنهاور که هنرمند بود به میان میدان می‌آید و می‌خواهد به ما القاءکند که خداوند وجود ندارد.

این ها اینجا را هدف قرار می‌دهند که بتوانند بقیه حرف‌هایشان را آزادانه بزنند. شما اگر ایمان به غیب داشته باشید مطمئناً باید یک سیری از موارد را رعایت کنید.

نفی خانواده که به‌هرحال در تعاریف علمی، اجتماعی و حتی سازمان ملل (ماده ۲۳ و ۲۶ قانون ملل) خانواده تعریف شده است. به‌عنوان واحد جامعه تعریف شده است.

اگر ما بخواهیم خانواده را ضعیف کنیم، یعنی اجتماع را ضعیف کردیم. وقتی اجتماع را ضعیف کردیم؛ یعنی ما می‌توانیم اداره کنیم هر طوری که تمایل باشیم و این اتفاق در کشورهای غربی کاملاً افتاد. به‌طوری‌که آنها آمدند یک آژانس تحت عنوان آژانس بین‌المللی آمریکا در جهان سوم درست کردند که هنوز هم وجود دارد.

پول‌ها خرج می‌کنند. مهم‌ترین وظیفه آنها این سه هدف است:

  • نفی ایمان به غیب
  • نابودی خانواده
  • تحدید جمعیت

این سه کار را که اولین‌بار آقای کیسینجر درست کرد و به آقای هولت به هدف اصلی سیاست‌گذاری دنیا تبدیل شد.

درس Content
به بالا بروید