صفحه اصلی دوره بازکردن همه

۱۰- آزادی و اختیار- قسمت دوم

متن

بخش نهم

سؤال اولم این هست که چه کسی تعیین می‌کند شما بازی را از کجا آغاز کنید؟ آیا شما به‌عنوان یک گیمر تعیین می‌کنید بازی از کجا شروع بشود؟ یا بازی‌ساز تعیین می‌کند؟ همه بازی‌ها. فرقی نمی‌کند. خب پاسخ بچه‌ها این است که چه GTA چه غیر GTA بازی‌ساز تعیین می‌کند بازی از کجا آغاز شود و حتی یک بازی مثل سایبرپانک ۲۰۷۷ که آمده یک تحولی در دنیای بازی‌های ویدئویی ایجاد کنه اول بازی به شما چند تا اختیار می‌دهد؛ مثلاً می‌گوید می‌خواهی بالا شهرنشین باشی؟ مرفه، نیمه مرفه باشی یا فقیر؟ آقا باشی یا خانم همین یکی اینها رو انتخاب کنی باز از یک جایی شروع می‌شود. غیر این‌ها شما نمی‌توانید انتخاب کنید و بالاخره از گزینه‌های بازی‌ساز شما یک‌دانه را برمی‌دارید انتخاب می‌کنید و بازی را شروع می‌کنیم. این دیگر بازترین حالت ممکن در بازی‌های ویدئویی هست تا الان. خوب این از سؤال اول.

 سؤال دوم این که روند پیشبرد بازی در اختیار شما است؟ یا بازی‌ساز؟ بگذارید با یک مثال روشن در همین بازی GTA  تبیین کنم. چه می‌خواهم بگویم؟ من به بچه‌ها می‌گویم GTA شما چه‌کارهایی می‌توانید بکنید؟ می‌گویند: خیلی کارها! ماشین، موتور، دوچرخه، هواپیما، هلی‌کوپتر، حتی سفینه‌های فضایی می‌توانیم سوار شویم. تانک، همه چیز. خب وقتی ماشین موتورسوار می‌شویم سفرم می‌توانیم برویم دیگر. در شهر می‌توانیم بچرخیم. قدم می‌توانیم بزنیم. دویدن هم می‌توانیم انجام بدهیم. سلاح می‌توانیم دست بگیریم. دیگران را می‌توانیم بکشیم. تهدید کنیم. از خودمان دفاع کنیم. املاک می‌توانیم بخریم. در متن بازی (بازی چه حالت آنلاین چه آفلاین) در متن بازی می‌توانیم با عناصر بازی یا شخصیت‌هایی که آنلاین در آن بازی می‌کنند ارتباط بگیریم. آنجایی که حالا آفلاین باشخصیت بازی می‌توانیم زنگ بزنیم پیامک بدیم. ایمیل بزنیم و این حرف‌ها. خیلی کارها می‌توانیم انجام بدهیم خیلی. جاها می‌توانیم برویم برای همین می‌گوییم آزاد است. خصوصاً که می‌توانید اصلاً داستان بازی را شما نروی جلو، می‌توانید آزادانه در شهر بچرخید و هر کاری دوست دارید انجام بدهید.

خوب واقعاً آدم حس می‌کند خیلی آزاد است دیگر. یعنی خیلی مختار است و هر کاری دوست دارد می‌تواند انجام بدهد و همه چیز تحت سلطه و کنترل ماست. داستان را بروم یا داستان را پیگیر نشوم بروم بچرخم این‌وروآن‌ور. به بچه‌ها می‌گویم حالا که می‌شود این‌همه کار کرد. ملک و املاک هم می‌شود خریدوفروش کرد؟ می‌گویند: آری می‌گویم خب من می‌توانم یک ملکی بخرم این ملک را در بازی وقف کنم یک مسجد بسازم و آنجا نماز جماعت برگزار کنیم؟ حالا قبله را هم چون مسیریاب داریم در بازی، مشخص است چهار جهت اصلی در بازی کدام است. قبله را هم مجازاً پیدا می‌کنیم یک نماز جماعت مجازی خوانیم شاید خدا بالاخره ثواب‌های مجازی هم به ما عطا کن. خب! بچه‌ها می‌خندند بعضی‌ها دست می‌اندازند. مسخره می‌کنند. می‌گویند: این حرف‌ها چیست؟ بازی آمریکایی است. نماز چیست؟ می‌گویم خب! ببیند شما گفتید هر کاری دوست داریم می‌توانیم انجام بدهیم؟ و در آمریکا هم مسلمان داریم. مسجد هم داریم و آمریکایی‌ها نماز می‌خوانند بعضی‌شان که مسلمان‌اند.

بنابراین، این بازی هم امریکایی باشد شما که گفتید همه کار می‌شود کرد! نه نمی‌شود. شما خودتان بروید بازی بسازید. این آقای بازی‌ساز این را در نظر نگرفته است. خب! این‌جوری که تو محکم گفتی نه نمی‌شود. مشخصاً هیئت هم نمی‌شود اینجا دیگر؟ کوچه‌ای باز کرد و یک کسی بیایید مداحی کند یا مولودخوانی کند و مناقب اهل‌بیت را بگوید و ما واقعاً آن جا حالا یا جشن و سروری داشته باشیم. پارچه و بنر بزنیم. یا این‌که سینه‌زنی کنیم و این حرف‌ها؟ می‌گویند نه اینها نمی‌شود. می‌گویم: خب! مثلاً سفر که می‌رویم احتمال دارد با ماشین، موتوری می‌رویم یک کسی بالاخره بیایید به ما بزند در محیط بازی می‌گوید آری. خب! پس خطراتی ما را تهدید می‌کند. می‌شود؛ مثلاً اینجا ما مجازاً با رمزارزها صدقه پرداخت کنیم؟ بلکه خدا آفات و بلیات مجازی را مجازاً از سر ما بردارد؟ حالا مثلاً یکی خوش‌مزگی می‌کند می‌گوید کمیته امداد یادش رفته با اینها قرارداد ببندد. شما بروید مطرح کنید مثلاً. شاید در نسخه بعدی این کار را کردند.

به بچه‌ها می‌گویم که من دیگر سراغ گزاره‌های دینی نمی‌روم. می‌گذارم کنار. برویم سراغ گزاره بشری. فارغ از مسائل دینی آیا در بازی می‌شود درحالی‌که سوار اتومبیل هستیم یا موتور یک کسی را در پیاده‌رو زیر بگیریم بکشیمش؟ می‌گویم خب حالا که می‌توانیم این کار را انجام بدهیم؟ می‌توانیم دست یک نفر را از این‌ور خیابان بگیریم بیاوریمش این‌ور خیابان ماشین را به او نزند؟ می‌گوید نه!

می‌گویم در بازی می‌شود به پدر و مادر توهین کرد فحاشی کرد؟ چیز خورشان کرد؟ پولشان را دزدید؟ ماشینشان را دزدید؟ می‌گویند آری! می‌گویم خب! حالا چون خانواده داریم در بازی خانواده هست. خب حالا که می‌شود این کار را که می‌شود به پدر و مادرم احترام گذاشت؟ می‌گویند: نه

می‌گویم پس شما که می‌گفتید من تعیین می‌کنم بازی چگونه انجام بشود و من مختارم؟ شما این کار را نمی‌توانید اساساً انجام بدهید. می‌دانید چرا؟ چون گیم‌پلی در اختیار شما نیست. گیم‌پلی توسط بازی‌ساز طراحی شدند. این‌که یک معما رو چه جوری حل کنیم هر جور بازی‌ساز گفته شما می‌توانید آن را حلش کنید. حالا یک روش آورده، دو روش، پنج روش هر چه او آورده همان است؛ لذا آن صحبتی که می‌گویند بازی موجب افزایش خلاقیت می‌شود یک مقداری مسئله‌دار است. بیشتر باید دقت کرد. به نظر می‌رسد نمی‌تواند این‌طوری باشد، بخصوص این‌که می‌فهمیم شما صرفاً می‌توانید یک معما را طبق متدی که بازی‌ساز گفته حل کنید نه غیر او. شاید شما یک روش جدید به ذهنت برسد که بازی‌ساز در نظر نگرفته نمی‌توانید انجام بدهید.

سؤال سوم این که پایان بازی چه؟ در اختیار شماست؟ می‌گویند بله حاج‌آقا! خبر ندارید ما الان یک بازی داریم مثل هویرین که هیجده تا پایان دارد. خب من به ایشان می‌گویم ما یک بازی داریم به اسم دیترویت بی کام هیومن بیشتر از هویرین پایان دارد. منتها شما در انتخاب پایان‌ها یکی از گزینه‌های بازی‌ساز را انتخاب می‌کنید. مثلاً در همان هویرین که هیجده پایان دارد شما نمی‌توانید نوزدهمی را رقم بزنید. یعنی در اختیار شما نیست نه آغازش در اختیار شماست، نه انجامش در اختیار شماست، نه پایانش. چطور می‌گویید من اینجا فعال لما یشاء هستم؟ یک کسی می‌گوید خب ما پذیرفتیم در بازی، آری این‌طوری است ظاهراً.

می‌گویم صبر کنید. بگذار کاملش کنم. خوب گوش کنید می‌دانید فرق فیلم با بازی چیست؟ شما فیلم را می‌بینید چه جور تمام می‌شود. خوب دقت کنید یک کارگردانی فیلم را، داستان فیلم را، روایت آن داستان را به یک نحوی برده تمامش کرده است. فرق بازی با این فیلم چیست؟ اگر همان فیلم را تبدیل به بازی کنیم فرقش این است که شما هیچ نقشی در تحقق داستان ندارید. اما در بازی شما اجیر بازی‌ساز شده‌اید. برای این‌که روایت و داستان او را محقق کنید همین. هیچ‌چیز دیگری نیستید. دنیای بازی به شما حس اختیار و فرمانروایی می‌دهد. اما واقعیتش این است که به شما توهم این قصه را داده و ما توهم داریم که می‌توانیم هر کاری انجام بدهیم.

محتوای درس
اسکرول به بالا