دوره Home
41-تجربه‌های مثبت در افزایش جمعیت
42-تحمیل‌ها و نقش آن در کاهش فرزندآوری(قسمت اول)
43-تحمیل‌ها و نقش آن در کاهش فرزندآوری(قسمت دوم)
44-سبک زندگی در کاهش جمعیت(قسمت اول)
45-سبک زندگی در کاهش جمعیت(قسمت دوم)
46-لزوم شرکت در کارگاه های مربوط به فرزند آوری
47-تحصیلات مادران و رابطه آن با کاهش فرزندآوری
48-عدم همراهی یکی از زوجین در فرزندآوری
49-عدم همراهی زوجین در تربیت فرزندان
50-رابطه حرف دیگران و کاهش فرزندآوری
51-مشکلات جسمی زنان در فرزندآوری
52-قانون جوانی جمعیت و رابطه اش با افزایش جمعیت
53-چگونه دیگران را به فرزندآوری تشویق کنیم(قسمت اول)
54-چگونه دیگران را به فرزندآوری تشویق کنیم(قسمت دوم)
55-چگونه دیگران را به فرزندآوری تشویق کنیم(قسمت سوم)
56-آخرین فرصت آخرین سنگر
2 of 2

45-سبک زندگی در کاهش جمعیت(قسمت دوم)

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد وافی  

عنوان: سبک زندگی در کاهش جمعیت(قسمت دوم)

کدام منطقه زندگی می‌کنید؟

  • هر منطقه‌ای سبک‌های مخصوص خودش را دارد.

این موضوع که بیان می‌کنیم در حوزه اجتماعی نقش دارد. یک نکته کوچکی در ریشه کاهش فرزندخواهی و سبک‌ها ماند.

در سبک‌های زندگی متوجه ازدواج‌ها هم باشیم.

گاهی اوقات یک دختر یزدی وقتی با پسر تبریزی ازدواج می‌کند به‌خاطر این که دو سبک متفاوت از هم دارند دچار مشکل می‌شوند و خود همین مانع فرزندآوری خواهد شد.

نه اینکه با هم ازدواج نکنند؛ بلکه ملاحظه کنید.

فردا روزی دختر و پسر شما وارد یک زندگی نشوند که سبک‌ها و عادت‌ها مانع فرزندآوری خواهی او بشود.

یعنی دختر یزدی اگر با پسر کرمانی ازدواج می‌کرد صاحب 5 فرزند می شد، الآن رفته است و با مشهدی ازدواج کرده و سبک های زندگی هم با یکدیگر متفاوت است و همین باعث شده است که فرزند نخواهند.

مراقبت کنید:

در ازدواج‌هایی که شکل می‌گیرد.

یک مقداری هم خودتان را آماده تقابل با سبک‌های جدی بکنید.

آهسته برو و آهسته بیا تا گربه شاخت نزنه! به یک‌منطقه‌ای رفتم که مهریه 500 سکه است. می‌گوییم اشکالی ندارد می‌زنیم؛ ولی بعداً می‌بخشیم. این که درست نیست.

خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو!

که چه بشود؟ هم‌رنگ جماعت بشویم تا زندگی‌مان نابود بشود. خروجی‌اش بشود فرودنیاوردن!

گاهی اوقات انسان باید سدشکنی کند. اندازه خودمان سبک‌های قطعی مناطق را می‌توانیم بشکنیم.

بنده خانواده‌هایی را در بعضی از مناطق می‌شناسم که دختر با یک سکه ازدواج کرده است و همه فامیل با او قهر کردند.

بسیاری از فامیل به این دلیل به عروسی او نیامدند.

وقتی از دختر سؤال کردم گفت: چه‌کار به فامیل دارم. خدا یک سکه را دوست دارد یا صد سکه؟ و من هم یک سکه را قبول کردم.

درس Content
به بالا بروید