موسسين و علماء نامدار اشاعره چه كساني هستند؟

موسسين و علماء نامدار اشاعره چه كساني هستند؟

پاسخ: اشاعره نامي است براي پيروان ابوالحسن اشعري[1](260 ـ 324)، او از نواده‌گان ابو موسي اشعري است كه در آغاز غيبت صغري در بصره به دنيا آمد، پدرش اسماعيل بن اسحاق مكني به «ابي بشر» از طرفداران اهل حديث بود. اشعري در كودكي با عقايد اهل حديث خو گرفت،[2] او

چه نقدهاي كلي بر اشاعره وارد است؟

چه نقدهاي كلي بر اشاعره وارد است؟

پاسخ: اشاعره نامي است كه بر پيروان مكتب كلامي ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري اطلاق مي‌شود[1](260 ـ 324) و در معناي عام به سنت‌گرايان يا اهل سنت و جماعت گفته مي‌شود.[2] كه در اين نوشتار مباني اعتقادي‌شان در چند بخش نقد و بررسي مي‌شود. ابوالحسن اشعري در برابر دو جريان

اشعريه و معتزله از نظر عقيده چه اختلافي با هم دارند؟

اشعريه و معتزله از نظر عقيده چه اختلافي با هم دارند؟

پاسخ: تفاوت‌هاي زيادي بين عقايد معتزله و اشاعره وجود دارد. به علّت نظم بحث ابتدا بر طبق اصول پنج‌گانه معتزله، فرق دو مكتب را بررسي و در آخر به ديگر اختلاف‌ها، فهرست‌وار اشاره مي نمائيم. 1ـ توحيد: معتزله اعتقاد به توحيد صفاتي دارد، به اين معنا كه صفاتي مانند: علم،

حسن و قبح عقلی افعال از نظرمعتزله

حسن و قبح عقلی افعال از نظرمعتزله

معتزله طبعا طرفدار غایت داشتن و غرض داشتن صنع الهی (فعل الهی) شدند و حکیم بودن خداوند را که در قرآن کریم مکرر به آن تصریح شده است به همین گونه تفسیر کردند که او در کارهای خویش، غرض و هدف دارد و از روی کمال دانائی کارها را برای

رابطه سنت و حسن و قبح افعال از نظر معتزله و اشاعره

رابطه سنت و حسن و قبح افعال از نظر معتزله و اشاعره

حسن و قبح افعال از نظر اشاعره : اشاعره، همچنانکه عدل را به عنوان یک صفت قبلی و ذاتی منکر شدند، حسن و قبح ذاتی قبلی عقلی را نیز مورد انکار قرار دادند. اشاعره اولا حسن و قبح ها را اموری نسبی و تابع شرائط خاص محیطها و زمانها و

تنزیه خداوند از ظلم توسط اشاعره

تنزیه خداوند از ظلم توسط اشاعره

اشاعره در تفکرات خود به این نتیجه رسیده اند که صفت عدل، منتزع است از فعل خداوند از آن جهت که فعل خداوند است. از نظر این گروه هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم و هر فعلی از آن جهت عدل است که فعل خدا

تفاوت نظر معتزله با اشاعره درباره غایت افعال الهی

تفاوت نظر معتزله با اشاعره درباره غایت افعال الهی

یکی از امهات (مسائل اساسی) مسائل کلامی این است که آیا افعال ذات باری (خداوند)، معلل به اغراض و غایات هست یا نه؟ چنانکه می دانیم و بدیهی است، انسانها در کارهائی که انجام می دهند هدف و غرضی را در نظر می گیرند. انسان در هر کار خود یک

اختلاف معتزله با اشاعره و شیعه در بحث توحید و عدل

اختلاف معتزله با اشاعره و شیعه در بحث توحید و عدل

معتزله خود را اهل العدل و التوحید می نامیدند و مقصودشان توحید صفاتی بود اما در توحید افعالی، کمیت معتزله لنگ بود و اشاعره در توحید افعالی، خود را ” اهل التوحید ” می نامیدند. حقیقت این است که معتزله در عین اینکه در توحید صفاتی، ایرادات بجایی به اشاعره

نظرات مختلف درباره رابطه عدل الهی با جبر و اختیار 2

نظرات مختلف درباره رابطه عدل الهی با جبر و اختیار 2

عدل الهی در اندیشه صاحب بن عباد : صاحب بن عباد یکی از برخوردارترین و متنعم ترین مردم جهان بود که در حمایت شدید از اصل عدل برآمد، وی وزیر برخورداری است و از این نظر کمتر نظیر دارد. او اولا برخلاف اکثر وزرا که سری سالم به گور نمی

تفاوت معتزله و اشاعره با دیدگاه نهج البلاغه در مورد صفات خداوند

تفاوت معتزله و اشاعره با دیدگاه نهج البلاغه در مورد صفات خداوند

اگر یک مقایسه – ولو بطور مختصر – میان منطق نهج البلاغه با منطق سایر مکتبهای فکری به عمل نیاید ارزش واقعی بحثهای توحیدی نهج البلاغه روشن نمی شود. درباره ذات و صفات حق قبل از نهج البلاغه و بعد از آن، در شرق و غرب، در قدیم و جدید

نقد نظریه اشاعره در مورد تنزیه خداوند از ظلم

نقد نظریه اشاعره در مورد تنزیه خداوند از ظلم

اشاعره به جای خداوند، در واقع ظالمان بشری را تنزیه نموده و تبرئه کرده اند زیرا ابتدایی ترین و روشن ترین نتیجه ای که از این طرز تفکر گرفته می شود این است که آنچه فلان ستمگر می کند، خودش نمی کند؛ بلکه خداوند می کند و چون خدا انجام

نقد نظر اشاعره در خصوص قدرت و اراده خداوند

نقد نظر اشاعره در خصوص قدرت و اراده خداوند

ایشان می گویند که اگر ما قائل بشویم که عالم قانون دارد و قانون عالم هم قانون قطعی است باید قدرت و اراده خداوند را محدود بدانیم. هرگز چنین چیزی نیست. ما اول مثالی در انسان ذکر می کنیم تا در خدا هم روشن بشود. یک وقت هست که شما

دیدگاه اشاعره و جبریون در مورد نظام سبب و مسببی جهان

دیدگاه اشاعره و جبریون در مورد نظام سبب و مسببی جهان

آیا لازمه توحید افعالی این است که نظام سببی و مسببی جهان را انکار کنیم و هر اثری را مستقیما و بلاواسطه از خدا بدانیم و برای اسباب هیچ نقشی قائل نباشیم؟ مثلا معتقد باشیم که آتش نقشی در سوزانیدن و آب در سیراب کردن و باران در رویانیدن و

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید