
خردمندي
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : بي ديني، نتيجه بي عقلي قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ،ولا دِينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.(8/3868؛ روضة الواعظين: 9) جان مايه آدمي خرد اوست و كسي كه خرد ندارد دين ندارد. نقش خرد در كسب خوبي ها انَّما يُدرَكُ
942 مقاله

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : بي ديني، نتيجه بي عقلي قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ،ولا دِينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.(8/3868؛ روضة الواعظين: 9) جان مايه آدمي خرد اوست و كسي كه خرد ندارد دين ندارد. نقش خرد در كسب خوبي ها انَّما يُدرَكُ

دو هجرت الهِجرَةُ هِجرَتانِ: احداهُما أن تَهجُرَ السَّيّئاتِ، والاُخري أن تُهاجِرَ الَي اللَّهِ تعالي ورَسولِهِ، ولا تَنقَطِعُ الهِجرَةُ ما تُقُبِّلَتِ التَّوبَةُ.(13/6602؛ كنزالعمال: 46262) هجرت دو گونه است: يك هجرت، هجرت و دوري كردن از گناهان است و ديگري آن است كه به سوي خداوند متعال و رسول او

گرسنگي گرسنگي و تفكر، عوامل بلندپايگي در نزد خدا أفضَلُكُم مَنزِلَةً عندَ اللَّهِ تعالي أطوَلُكُم جُوعاً وتَفَكُّراً، وأبغَضُكُم الَي اللَّهِ تعالي كُلُّ نَؤومٍ وأكُولٍ وشَروبٍ.(10/4648؛ تنبيه الخواطر: 1/100) بلندپايه ترين شما نزد خداوند متعال كسي است كه مدتهاي طولاني تري گرسنگي بكشد و به تفكّر بپردازد و

نهي از غيبت مردم مَرَرتُ ليلةَ اُسرِيَ بيعلي قَومٍ يَخمِشُونَ وُجوهَهُم بأظفارِهمِ، فقلتُ: يا جَبرَئيلُ، مَن هؤلاءِ ؟ فقالَ: هؤلاءِ الذينَ يَغتابُونَ الناسَ ويَقَعُونَ في أعراضِهِم. (9/4450؛ تنبيه الخواطر: 1/151) در شب معراج، مردمي را ديدم كه چهرههاي خود را با ناخنهايشان ميخراشند. پرسيدم: اي جبرئيل، اينها كيستند

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : شاد كردن مؤمن شاد كردن يتيمان مؤمن انّ في الجَنَّةِ داراً يُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لا يَدخُلُها الّا مَن فَرَّحَ يَتامَي المؤمنينَ.(5/2450؛ كنزالعمال: 6008) در بهشت سرايي است به نام دار الفرح (شادي سرا) كه تنها كساني وارد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : ديوانگي دنيا گزيني و ديوانگي مَرَّ رسولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله بمَجْنونٍ، فقالَ: ما لَهُ ؟ فقيلَ: انّهُ مَجْنونٌ، فقالَ: بَلْ هُو مُصابٌ، انَّما الَمجْنونُ مَن آثَرَ الدُّنيا علي الآخِرَةِ. (2/830؛ مشكاة الانوار: 270) پيامبر خدا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خشم، شعله اي از آتش شيطاني الغَضَبُ جَمرَةٌ مِنالشيطانِ.(9/4330؛ بحار: 73/265) خشم، اخگري از شيطان است. قوي ترين انسان ألا اُخبِرُكُم بِأشَدِّكُم؟ مَن مَلَكَ نفسَهُ عِندَ الغَضَبِ.(9/4332؛ نثر الدرّر: 1/183) آيا شما را از

افزودن بر كارهاي نيك يابنَ مَسعودٍ، أكثِرْ مِن الصّالِحاتِ والبِرِّ؛ فانّ الُمحسِنَ والمُسِيءَ يَندَمانِ، يَقولُ الُمحسِنُ: يا لَيتَني ازدَدتُ مِن الحَسَناتِ ! ويقولُ المُسِيءُ: قَصَّرتُ (13/6388؛ مكارم الاخلاق: 2/353) اي پسر مسعود، كارهاي شايسته و نيك بسيار به جاي آر؛ زيرا نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان ميشوند. نيكوكار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : زيبايي با نرمش و رفاقت انّ الرِّفقَ لَم يُوضَعْ علي شيءٍ الّا زانَهُ، ولا نُزِعَ مِن شَيءٍ الّا شانَهُ. (5/2106؛ كافي: 2/11) نرمي با هيچ چيز همراه نشد جز اين كه آن را آراست و از هيچ چيز

اميدواري به مردم، موجب غم و اندوه مَن نَظرَ الي ما في أيْدي النّاسِ طالَ حُزنُهُ، ودامَ أسَفُهُ. (3/1146؛ اعلامالدين: 294) هر كه چشمش به دست مردم باشد، اندوه اش دراز و افسوس اش پايدار شود. لذت كوتاه و غم دراز مدت رُبَّ شَهْوةِ ساعةٍ تُورِثُ حُزناً

شتابزدگي پرهيز از شتابزدگي انَّما أهلَكَ النّاسَ العَجَلَةُ، ولَو أنَّ النّاسَ تَثَبَّتوا لَم يَهلِكْ أحَدٌ. (7/3484؛ المحاسن: 1/340) در حقيقت، مردم را شتابزدگي به هلاكت افكنده است. اگر مردم آرام و از شتابزدگي به دور بودند، هيچ كس هلاك نميشد. شتابزدگي، صفت شيطان الأناةُ مِنَ اللَّهِ، والعَجَلَةُ مِنَ

ديد و بازديد ديد و بازديد مؤمن الزِّيارَةُ تُنبِتُ المَوَدَّةَ.(5/2278؛ بحار: 74/355) ديد و بازديد (بذر) محبّت را ميروياند. تشويق به ديد و بازديد براي خدا مَن زارَ أخاهُ المؤمنَ اليمَنزِلِهِ لا حاجَةً مِنهُ الَيهِ كُتِبَ مِن زُوّارِ اللَّهِ، وكانَ حَقيقاً علي اللَّهِ أن يُكرِمَ زائرَهُ.(5/2276؛

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خيانت ممنوع حتي به خائن! لا تَخُنْ مَن خانَكَ فتكونَ مِثلَهُ.(4/1588؛ بحار: 103/175) به كسي كه به تو خيانت كرده خيانت نكن، كه تو نيز چون او خواهي بود. جزاي خيانت لَيسَ مِنّا مَن خَانَ بالأمانَةِ.(4/1586؛

معيار ارزش اعمال يا أيُّها النّاسُ، انّما الأعمالُ بالنِّيّاتِ، وانّما لِكُلِّ امريٍ ما نَوي، فمَن كانَت هِجرَتُهُ الَي اللَّهِ ورَسولِهِ فهِجرَتُهُ الَي اللَّهِ ورَسولِهِ، ومَن كانَت هِجرَتُهُ الي دُنيا يُصيبُها أوِ امرأةٍ يَتَزَوَّجُها فهِجرَتُهُ الي ماهاجَرَ اِلَيْهِ. (13/6570؛ كنزالعمال: 7272) اي مردم، جز اين نيست كه اعمال به نيّت

نفرت خداوند از شخص سالم بيكار انَّ اللَّهَ يُبغِضُ الصَّحيحَ الفارِغَ، لا في شُغلِ الدنيا ولا في شُغلِ الآخِرَةِ. (10/4604؛ شرح ابن ابيالحديد: 17/146) خداوند از شخص تندرست بيكاره كه نه در كار دنياست و نه سرگرم كار آخرت، نفرت دارد. مبغوضان در نزد خدا انَّ اللَّهَ

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : عيب پوشي پاداش عيبپوشي مَن سَتَرَ عَلي مُؤمِنٍ خِزيَةً فكأنَّما أحيا مَوؤودَةً مِن قَبرِها. (9/4220؛ كنزالعمال: 6387) هر كس رسوايي مؤمني را بپوشاند، چنان است كه دختر زنده به گوري را از گورش نجات دهد. عيب

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : زيركي انسان زيرك الكَيِّسُ مَن دانَ نفسَهُ وعَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ.(11/5268؛ مكارم الاخلاق: 2/368) زيرك كسي است كه نفس خود را محكوم سازد و براي پس از مرگ كار كند. زيركترين مؤمن لمّا سُئلَ: منَ أكيَسُ

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : بهترين يار خَيرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ وكَثُرَ وِفاقُهُ.(6/3028؛ تنبيه الخواطر: 2/123) بهترين يار كسي است كه ناسازگاري اش اندك باشد و سازگاري اش بسيار. دوستان خدا انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ الحَليمَ العَفيفَ المُتَعفِّفَ.(2/948؛ كافي: 2/112)

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خواب خواب زياد، سبب تهيدستي در قيامت ايّاكُم وكَثرَةَ النَّومِ؛ فانَّ كَثرَةَ النَّومِ يَدَعُ صاحِبَهُ فَقيراً يَومَ القِيامَةِ. (13/6550؛ الاختصاص: 218) از پر خوابي بپرهيزيد؛ زيرا پرخوابي صاحب خود را در روزقيامت تهيدست ميگذارد. با وضو خوابيدن

به عقيده برخي از فلاسفه «تأثيرات فلاسفه هند و مصر(پيرو عقايد رمزي اسرار آميز تصوف) که اولين بانيان حکمت شناخته شده اند تا عهد يونان در برخي از آثار حکيمان اسلامي ديده مي شود که به تاريخ حکمت اهميت خاص قايل اند و نظريات حکماي قبل از سقراط مانند :

مال فراوان، ابزار شيطان قالَ الشّيطانُ لَعَنهُ اللَّهُ: لَن يَسلَمَ مِنّي صاحِبُ المالِ من احدي ثلاثٍ أغدو علَيهِ بهِنَّ وأرُوحُ: أخذُهُ مِن غيرِ حِلِّهِ، وانفاقُهُ في غيرِ حَقِّهِ، واُحَبِّبُهُ الَيهِ فيَمنَعُهُ مِن حَقِّهِ.(12/5718؛ الترغيب والترهيب: 4/182) شيطان، كه خدايش لعنت كند، گفت: شخص دارا در يكي از سه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : پاي بندي مسلمانان به پيمانهاي خود المُسلِمونَ عِندَ شُروطِهِم فيما اُحِلَّ.(9/4100؛ كنزالعمال: 10919) مسلمانان به شروط حلال و رواي خود، پايبندند. وفاي به عهد ألا مَن ظَلَمَ مُعاهَداً، أوِ انتَقَصَهُ، أو كَلَّفَهُ فَوقَ طاقَتِهِ، أو أخَذَ

بالاترين شجاعت أشجَعُ النّاسِ مَن غَلَبَ هَواهُ.(14/6708؛ معاني الاخبار: 195) شجاعترين مردم، كسي است كه بر هوس خود چيره آيد. پهلوان حقيقي انّ الشَّديدَ لَيسَ مَن غَلَبَ النّاسَ، ولكِنَّ الشَّديدَ مَن غَلَبَ علي نَفسِهِ. (14/6708؛ تنبيه الخواطر: 2/10) پهلوان كسي نيست كه بر مردم زور شود، بلكه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خوراك دوزخيان لَو أنَّ دَلْواً صُبَّ من غِسْلينٍ في مَطلَعِ الشّمسِ لَغَلَتْ مِنهُ جَماجِمُ مَن في مَغْرِبِها. (2/886؛ امالي طوسي: 533) اگر يك سطل از چركابه دوزخيان در شرق عالم ريخته شود، بر اثر آن جمجمه كساني كه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : حيا، منش اسلام انّ لِكُلِّ دِينٍ خُلُقاً، وانّ خُلُقَ الاسلامِ الحياءُ.(3/1354؛ كنزالعمال: 5757) هر ديني منشي دارد و منش اسلام حياست. انواع حيا الحياءُ حياءانِ: حياءُ عَقْلٍ وحياءُ حُمْقٍ، فحَياءُ العَقلِ العِلْمُ، وحَياءُ الحُمْقِ الجَهْلُ. (3/1356؛

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : مباهات خداوند به جوان پرهيزگار انَّ اللَّهَ تعالي يُباهِي بالشابِّ العابِدِ المَلائكةَ، يقولُ: اُنظُرُوا الي عَبدي ! تَرَكَ شَهوَتَهُ مِن أجلي.(6/2650؛ كنزالعمال: 43057) خداوند متعال، به وجود جوان عبادت پيشه بر فرشتگان مينازد و ميفرمايد: بنگريد اين

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : جهاد با دست و زبان لَمّا سُئلَ عنِ الشُّعَراءِ قال: انّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَيفِهِ ولِسانِهِ، والذي نَفسي بيدِهِ لَكأنّما يَنضِحُونَهم بِالنَّبلِ.(6/2764؛ نورالثقلين: 4/70) پيامبر خدا صلي الله عليه وآله در پاسخ به سؤال از شاعران فرمود: همانا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : جمعه جمعه، برترين روز يَومُ الجُمُعةِ سَيّدُ الأيّامِ، وأعظَمُ عِند اللَّهِ عزّ وجلّ مِن يَومِ الأضْحي ويَومِ الفِطْرِ. (2/764؛ بحار: 89/267) روز جمعه مِهتر روزهاست و نزد خداوند عزّ و جل از روز قربان و روز فطر

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : ترك مجادله، رسيدن به كمال ايمان لايَستَكمِلُ عَبدٌ حَقيقَةَ الايمانِ حتّي يَدَعَ المِراءَ وان كانَ مُحِقّاً. (11/5538؛ منية المريد: 171) هيچ بندهاي كاملاً به حقيقت ايمان نرسد، مگر آن گاه كه مجادله را رها كند، هرچند حقّ با

توبه، پوشاننده خطاها التَّوبهُ تَجُبُّ ما قَبلَها(2/636؛ مستدرك الوسايل: 12/129) توبه، گذشته ها را ميپوشاند. پاك شدن توبه كار التّائبُ مِن الذَّنبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ(2/636؛ كنزالعمال: 10174) توبه كننده از گناه، مانند انسان بي گناه است. كسب دوستي خدا با توبه ليسَ شَيءٌ