دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: خداوندا، دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود

کمی بخندید

کمی بخندید

هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید چون اون بنده خدا به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه یه سوال دارم چرا وقتی شلوار سفید میپوشی ، خاکی که میشه رنگش سیاهه !؟ ولی وقتی شلوار مشکی میپوشی ، خاکی

تاثیر وعده

تاثیر وعده

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ولی لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان

کارمند تازه وارد

کارمند تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.» صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟» کارمند تازه

سختی ها را آسان بگیر

سختی ها را آسان بگیر

آنهایی که رانندگی تازه یاد گرفته اند را تازه دیده اید سفت و محکم به رل چسبیده اند،سرشان را به شیشه نزدیک می کنند و با دقت و وسواس عجیبی به جلو زل می زنند.به محض اینکه راننده کناری بوق می زند بلافاصله و بدون هیچ مکثی سریعأ به سمت

اسب زیبا و بادیه نشین

اسب زیبا و بادیه نشین

 مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای

داستان چهار فصل زندگی…..

داستان چهار فصل زندگی…..

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود. پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.   سپس پدر همه را فراخواند و

کودک قهرمانی که یک دست نداشت

کودک قهرمانی که یک دست نداشت

روزگار نو : کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد… پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد! استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک

داستان طنز ۴ داشنجو، بسیار جالب و بترکون ... !!!

داستان طنز ۴ داشنجو، بسیار جالب و بترکون … !!!

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی

حکایت قورباغه

حکایت قورباغه

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو

میمون و کلاه فروش

میمون و کلاه فروش

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه

زود قضاوت نکنید !!!

زود قضاوت نکنید !!!

یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست آلمانی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند و سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد اما وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل

وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان دهيد

وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان دهيد

يه خانومي وارد داروخانه ميشه و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره! داروسازه ميگه واسه چي سيانور مي‌‌خواي؟ خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه. چشم‌هاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه، خانوم من نمي‌تونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش

پـــ نه پـــ

پـــ نه پـــ

نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم میگم یکم تلویزیونو بچرخون ؛ میگه سمت شما؟  پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…   دارم چایی میخورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟  میگم پ نه پ رفتم مرحله بعد     به همکارم

داستانک حکیم و زن خانه

داستانک حکیم و زن خانه

حکیمی جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد. زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست

نامه ای عاشقانه ولی تبليغاتی

نامه ای عاشقانه ولی تبليغاتی

اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه سلام سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع

تنها بازمانده یک کشتی

تنها بازمانده یک کشتی

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.   سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از

من و چوپان دروغ گو مث هميم !

من و چوپان دروغ گو مث هميم !

گاو ما ما مي كرد …گوسفند بع بع مي كرد … سگ واق واق مي كرد … و همه با هم فرياد مي زدند ”حسنك” كجايي ؟ شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در

آرزوی کافی برای تو می‌کنم !

آرزوی کافی برای تو می‌کنم !

در فرودگاه گفتگوی لحظات آخر بین مادر و دختری را شنیدم : هواپیما درحال حرکت بود و آنها همدیگر را بغل کردند و مادر گفت: ” دوستت دارم و آرزوی کافی برای تو میکنم.” دختر جواب داد: ” مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو

معرفی رشته های دانشگاهی

معرفی رشته های دانشگاهی

آقا دانشگاه ما تموم شده/اما من به چند تا از دوستای دانشگاهیم قول دادم حسابی حالشون رو بگیرم و رشته هاشون رو ببرم زیر سوال!حالا ببینید:1-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به

خویشتن داری

خویشتن داری

زن و شوهری در طول ۶۰ سال زندگی مشترک، همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در طول این سالیان طولانی آنها راجع به همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از هم پنهان نمی کردند. تنها چیزی که مانند راز مانده

کاریکیلماتور توپ !!!

کاریکیلماتور توپ !!!

کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمیکشد اما تولید و نگارشش شاید ساعتها زمان برده باشد. – حادثه، واحد تولید خبر است. – زخم نا کار، کاری از آب در آمد. – حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد. – بیداری معتاد با چُرت پر می شود. –

دانشگاه پیام نور

دانشگاه پیام نور

پیام نور ای سرای دردمندان سرای منطق وتسلیم وعرفان در آنجا یافت گردد هر چه خواهی ز شیر مرغ تا جان یک انسان کتاب هایت سراسر علم و دانش که دارد اشتباهاتی فراوان .. چو ویرایش کنند هر ترم آن را خطاهائی شود افزوده بر آن ..!؟ اینجا رو ساختنش

ضد حال های موجود در اینترنت!

ضد حال های موجود در اینترنت!

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست! 2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن 3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه 4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو

ضد حال های موجود در اینترنت!

ضد حال های موجود در اینترنت!

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست! 2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن 3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه 4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد !!!!!!!

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد !!!!!!!

وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار

فرهنگ خفن فارسی !

فرهنگ خفن فارسی !

الف آخرشه : نهایتشه آشغال كله : احمق آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند آمار دادن : نخ دادن – توجه کی را جلب کرن مترادفها : نخ دادن ،راه دادن آش و لاش : آسمون جل آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و

مناسبت ها

مناسبت ها

آیــا همسرتان همیشه شکایت می کند که چرا شما مناســبت های مخــتـلف را جـــدی نمی گیرید و هیچ جشنی برگزار نـمی نمایید؟ آیا او از شـمـا انتظار دارد تا هر بار برایش فرش قرمز پهن کنید؟ خانمهــا معمولا تمایل دارند تا مناسبتها را جشن بگیرند و خاطــره ها را بـرای

فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي

فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي

برزن : ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ) ظنين : در

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید