ماموریت به شهر مرده

ماموریت به شهر مرده

در سال 1366 به منطقه غرب عازم شدم و در واحد اطلاعات و عملیات مشغول خدمت گردیدم. عملیات والفجر10 در روز بیست وچهارم اسفند ماه 1366 آغاز شد.محور حمله ما از شهر نوسود آغاز می شد بعد از گرفتن ارتفاعات مشرف نوسود ما که در این واحد بودیم برای استراحت

خاطرات رزمندگان 3

خاطرات رزمندگان 3

ام وهب دفاع مقدس جنازه شهيد شفاهي را سال‌ها پس از شهادت، توسط گروه تفحص كشف كردند و جهت تشييع جنازه به تهران انتقال دادند. وقتي مادر شهيد را خبر نمودند شروع به گريه و انابه كرد. سؤال كردند:«مادر چرا بي‌تابي مي‌كني؟» گفت: من براي شهادت فرزندم گريه نمي‌كنم من

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

هفتاد نفر بوديم. همه از برو بچه هاي آموزشکده ي فني کرمان. اتوبوسمان با سرعت جاده اي را که در نهايت به اهوازمان مي رساند، طي کرد. در دل احساس ترس مي کردم . چراغ ها خاموش بودند و يکي از بچه ها به زمزمه مي خواند. کربلا…کربلا…ما داريم مي

صدای همت هنوز می آيد !

صدای همت هنوز می آيد !

به بهانه ي شروع عمليات خيبر در اسفند ماه 1362  تهران- زمستان 1362 شهر را نا اميدي فرا گرفته. فرياد يأس گوش اميد را کَر کرده است. روزهاي سرد زمستان يکي يکي تمام مي شوند و شب ها در اين معرکه ي نفس گير يأس و اميد دوست داشتني ترند.

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید