
ترس از آخر کار
جناب آقاى منوچهر موریسى سلمه اللّه تعالى داستانى طولانى نقل نمودند که خلاصه اش آن است که اوقاتى که ایشان در حومه لارستان در قریه اسیر به آموزگارى مشغول بودند جوانى به نام احمد از اهل آن قریه مریض سخت و محتضر آماده مرگ مى شود پس در حالت احتضارش