
شعر کودکانه درباره مورچه
“شعر کودکانه قطار مورچه ها” می رود قطار سوی لانه اش گندم است و جو یار دانه اش می رسد به پیچ پیچ پر خطر جمع می شود مثل یک فنر تونلی بزرگ رو به روی آن سوت می کشد در گلوی آن می رسد قطار شاد و بی خطر
75 مقاله

“شعر کودکانه قطار مورچه ها” می رود قطار سوی لانه اش گندم است و جو یار دانه اش می رسد به پیچ پیچ پر خطر جمع می شود مثل یک فنر تونلی بزرگ رو به روی آن سوت می کشد در گلوی آن می رسد قطار شاد و بی خطر

آمد به مَحضَرَت، این عاصیِ حقیر با کوهی از گناه، محزون و سر به زیر گنجینه کرم، محبوب بی نظیر دل بر غمت اسیر، تو شاه و من فقیر بی دست کربلا، دست مرا بگیر… یادِ غَمِ تو جُز، جاهم نمیدهد غیر از شَراره بر آهم نمیدهد جُز تو کسی

آمد دوباره ماه ماتم ماه پر از داغ محرم دل های ما در شور و شین است هر لحظه بین الحرمین است این ماه غم ماه حسین است عزیز زهرا یا حسین جان بزم عزا گردیده برپا صاحب عزا حضرت زهرا دل ها گرفته شور ماتم اشک تمام اهل عالم

در کوفه محشر شد به پا آه و واویلا آه و واویلا فرق علی گشته دو تا آه و واویلا آه و واویلا واویلا واویلا… محراب و منبر لاله گون آه و واویلا آه و واویلا مسجد شده دریای خون آه و واویلا آه و واویلا حاجتش روا شد مهمان

*آیینه ی حُسن خدا خوش آمدی خوش آمدی گل پسر ِ امام رضا،خوش آمدی خوش آمدی مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ الرّضا… *از برکت ِ ای مولود ِ خجسته از لطف و احسان حضرت زهرا می دهد عیدی به کُلّ عاشقان مولا جوادِ بنُ الرّضا مولا جوادِ بنُ

شب لیله الرغائب ، شب اسرار و عجایبه دل شکستم و بخر ذکرمون شده با شور و شین ، آرزوم اینه که یاحسین ما رو به کربلا ببر چه حالی میده ، شب جمعه سینه زنون بریم به کربلا چه حالی میده ، پایین پا بریم با پرچم امام رضا

هلال ماه رجب انعکاس ابرویت جهانیان همگی مست عطر خوشبویت به روز اول مه آمدی به این دنیا طلیعه ای تو به میلاد جد نیکویت تو هدیهای ز خدا بر امام زین العباد سرور قلب پدر روی ماه دلجویت ز مادرت حسنی،وز پدر حسینی تو دل حسین(ع) تو بردی به

شب تولد کوثر/شب تولد مادر شب تولد کسیه که بیقرارشه حیدر مادر ما سیدهالنساء عالمینه یا فاطمه یا فاطمه رو لب مومنینه همه دنیا بخدا کم میاره پیش نگاش گل خنده میشینه روی لب ملائکه با خنده هاش جوونیه همه نوکرا فدای حیدر و نذر تموم بچه هاش یازهرا یازهرا

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف میشکند بازارش بلبل از

خانه عشق و فضیلت بیت آل مصطفی جانشین بر حق احمد علی مرتضی خانه امید امّت آنکه بد بعد از نبی مرکز عشق و ولایت حضرت مولا علی اهل این بیت است خاص آیه تطهیر حق در فضائل بی نظیر و بر همه برده سبق پاکباز سفرۀ خود بر یتیم

مدافع حرم بهنام شیرزن دشت کربلای دمشق وضو گرفتهام از خون شوم فدای دمشق کبوترم که شدم سرخ در هوای دمشق من از کرامت این لانه دانه میخواهم برای روز مبادا اعانه میخواهم اسیر ماندن در تن برای روح بس است اسیر عشق نباشی بهشت هم قفس است به یار

حکایت زندگی مثل یک فنجان دمنوش بهارنارنج است با عطر بهشت، شاید تلخ باشد اما با نبات عشق شیرین میشود. حکایت زندگی، مثل بارونه. ما از آسمان میآییم و به آسمان برمیگردیم، زمینگیر نشویم. حکایت زندگی مثل یک جاده یک طرفه است. قدمبهقدم آن نوشته شده دور زدن ممنوع. حکایت

اینها حداقل نقشهایی است که یک مرد باید توی زندگی بپذیرد. مرد بودن کار راحتی نیست. اصلاً سایه مرد که بالای سر یک خانه باشد (تأکید میکنم، یک مرد، نه نامرد) حس امنیت هم هست. لبخند هست. دلخوشی هست. حتی اگر هیچی هم نباشد. آن امنیت داشتن برای زن خیلی

نام احمد،نام جمله انبیاست چون که صد امد،نود هم پیش ماست میلاد نبى رحمت (ص)مبارک باد اس ام اس میلاد پیامبر و امام صادق (ع) میلاد گل بوستان نبوى،وام دار شیعه علوى،امام جعفر صادق(ع)مبارک باد اس ام اس میلاد پیامبر و امام صادق (ع) ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﺭﺏ ﺧﻮﺩ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻮﯾﯿﻢ

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت ——— اس ام اس عید فطر ——— حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد! ——— اس ام اس عید فطر ——— عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک

حیرانی علیرضا قزوه و انسان هرچه ایمان داشت پای آبونان گم شد زمین با پنج نوبت سجده در هفتآسمان گم شد شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد همان شب چنگ زد در چین زلفت، چین و غرناطه

آری ما را بر عظمت و شناسایی شب قدر راهی نیست تنها می توان درزیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . . ======اس ام اس مخصوص شب قدر====== و کنون وقت دعاست وقت شکر

عزیز من! خوشبختی، نامهای نیست که یک روز، نامهرسانی، زنگ در خانهات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکلپذیر… به همین سادگی، به خدا به همین سادگی، اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از

جملات زیبا برای مادر از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم ! ***** جملات عاشقانه زیبا در مورد مادر شناسنامه رو بی خیال ! محلِ تولد من ، آغوش گرم و پر محبت

“علیرضا بدیع” آخرین سفر کفشهایش به سمت در چرخید، شاید این آخرین سفر باشد آسمان ابر، پشت پایاش ریخت؛ خواست چشمان کوچه تر باشد به همین راحتی مسافر شد! پا به متن سیاه جاده گذاشت او که در سطر زندگی میخواست روی هر واژه ضربدر باشد بعد از آن ماهیان

دژ کرامت هیچ کس به اسم آزادی، دیوار خانهاش را برنمیدارد و در حیاطش را باز نمیگذارد. چون ممکن است دزدی رخنه کند و اموالش را به یغما ببرد. حجاب، دیواری است که راه را بر دزد عفاف میبندد و زن را در دژ کرامت مصون میسازد. این دیوار را

ولادت سعدی شیرازی، یکی از شاعران توانا و شیرین سخن ایران است. وی در دهه نخستین قرن هفتم هجری در شیراز و در خاندانی که همه از عالمان دین بودند پا به عرصه هستی نهاد. نامش مُشَرَّف الدین یا مُصلحُ الدین است. هنوز کودک بود که از نوازش دستهای مهربان

ترس از مرگ را می توان مادر تمام ترس ها نامید. چرا که حس ترس به خودی خودی آژیری برای نهیب زدن خطری است که وجود را تهدید می کند چه آن خطر حقیقی باشد مثل حمله ی درندگان چه آن خطر وهمی و ریشه در روان داشته باشد مثل

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اِعتِصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰) از زنان شاعر ایرانی است. پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصامالملک) از سکنه شفت گیلان و اصالتاً آشتیانی بود و مادرش اختر فتوحی (درگذشته ۱۳۵۲) از اهالی آذربایجان بود. پروین تنها

شاخه خشکم، ز پاییز و بهار من مپرس مردهام، از صبح و شام روزگار من مپرس آفتابی بر لب بامم، در آفاقم مجوی جلوهای از طالع بی اعتبار من مپرس سر خط مضمون افسوسم، بر این حیرت بیاض جز ندامت سطری از شعر و شعار من مپرس سر به پیش

مولوی ، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان مثلی بسیار عالی در این زمینه میآورد ، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد میگوید : زین للناس حق آراسته است زانچه حق آراست چون تانند رست چون پی یسکن الیهاش آفرید کی تواند آدم از حوا برید رستم زال

موضوع: برزخ زندگی پس از مرگ مرگ پدیدآورنده: نعمتالله صالحیحاجیآبادی ناشر: گلهای بهشت ۳۴۴ صفحه – رقعی (شومیز) – ۱۶۰۰۰ ریال – چاپ ۵ – ۳۰۰۰ نسخه کد کنگره:۷س۲ص/۲۴۱/BP222 شابک:۸-۹-۹۴۶۶۳-۹۶۴ رده دیوئی:۲۹۷.۴۴ تاریخ نشر:۰۸/۱۲/۸۵ سه زندگی، سه میلاد: شرحی پیرامون تولد، مرگ، قیامت و دنیا، برزخ، آخرت موضوع: پدیدآورنده: غلامرضا

یکی از حکمای متأخر بنام مرحوم آقا محمد رضا قمشه ای اشعار بدیعی در سعه رحمت پروردگار دارد، در آن اشعار عقیده حکما و بلکه سعه مشرب عرفا را منعکس می کند، می گوید: آن خدای دان همه مقبول و نا مقبول ***من رحمه بدا و الی رحمه یؤل از

شاعر طناز: شرمنده از آنم که نباشم به سرایم تا با تو سلامی و علیکی بنمایم گر لطف کنی نمره و پیغام بگذاری پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم حافظ: رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور تا

یکی از زنان کاخ نشین به یکی از علما در نامه ای نوشت، چرا به زن، ضعیفه می گویید؛ در حالی که پرورش مردان قوی هیکل و پیل تن در دامن زن می باشد. شاعری این سوال و جواب را به صورت شعر در آورده است: صبا برو به بر