دسته بندی :امام حسین (ع)

137 مقاله

دعوت مردم از امام حسین(ع) به کوفه

دعوت مردم از امام حسین(ع) به کوفه

در آن روز جهان اسلام سه مرکز بزرگ و موثر داشت مدینه که دارالهجره بود. شام که دارالخلافه و کوفه که قبلاً دارالخلیفه بود و امیرالمومنین علی (ع) در آنجا مرکز حکومت خود قرار داده بود. بعلاوه کوفه شهری جدید التّأسیس بود که بوسیله سربازان اسلام در زمان عمر بن

با امام حسين(ع) در سايه قرآن

با امام حسین(ع) در سایه قرآن

پیامبـر اکرم(ص) فرمـود: ((مـن دو چیز گرانمایه در میان شما به یادگار مى نهم: کتاب خدا و خاندانـم. ایـن دو هرگز از یکدیگر جدا نمـى شـوند تا آنکه در قیامت کنار حوض کوثر بر مـن وارد آیند.)) ایـن حدیث به حـدیث ثقلیـن معروف شـد و تمـام فـرقه هاى مسلمیـن آن

امر به معروف و نهی از منکر؛ کارسازترین تعامل اجتماعی

امر به معروف و نهی از منکر؛ کارسازترین تعامل اجتماعی

۱) نامگذاری هفته اول ماه محرمالحرام به عنوان هفته امر به معروف و نهی از منکر، یک نامگذاری با مسما و دارای آثار ماندگاری در عرصه اجتماعی است. چرا که این اقدام فیالواقع از این حقیقت ناشی میشود که در تفکر شیعی، قیام عاشورا و نهضت خونین حسینی با دو

امام حسين عليه السلام در برابر معـــاويه

امام حسین علیه السلام در برابر معـــاویه

بخش اول امام حسن(ع) در اثر توطئه اى شوم که از سوى معاویه تـدارک دیده شد بـه شـهادت رسـید و جـلوه هاى شـکوهمند امامت در دیگر یادگار فاطمه و على ـ علیهماالسلام ـ متجلى گشت. استبـداد اموى جهت هدم امامت راستین و یاران دلبـاخته آن عزم را دو چندان کرد

امر به معروف در نهضت حسینی

امر به معروف در نهضت حسینی

زائر در سفر معنوى زیارت به دیدار آمران به معروف و الگوهاى نهى از منکر مى‏رود و گامهاى بلند آنان در جهت پاسدارى از ارزشها را یادآور مى‏شود. از این مقال به نمونه‏هایى از «معروف‏گرایى‏» و «منکرستیزى‏» از درسهاى «مکتب زیارت‏» آشنا مى‏شویم. امام حسین(ع) در بیان هدف خودش از

امام حسين(ع) و تربيت فرزند

امام حسین(ع) و تربیت فرزند

حادثه کربلا از منظر تربیت فرزندان حادثه کربلا، جاودانه‏ترین رویدادى است که زمانه در بستر خودمانند آنرا ندیده است. حادثه‏اى که آثارش در حصار مرزهاى اسلامى‏محدود نگشته و خورشید فروزانش همه گیتى را تا ابد درخشان‏گردانید. همه کسانى که پیرامون این حادثه به تامل نشسته‏اند،به فراخور شناخت‏خویش از آن درس

بیعت خواستن یزید(لعنت الله علیه) از امام حسین(علیه السلام)

بیعت خواستن یزید(لعنت الله علیه) از امام حسین(علیه السلام)

در حادثه کربلا ما به مسائل زیادی بر می خوریم در یک جا سخن از بیعت خواستن یزید از امام حسین و امتناع امام از بیعت، در یکجا دعوت مردم کوفه از امام حسین و پذیرفتن امام ولی در جایی بدون توجه به مسئله بیعت و بدون توجه به درخواست

مبارزهء حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) و شهادت آن مظلوم

مبارزهء حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) و شهادت آن مظلوم

از بعض ارباب مقاتل نقل است که چون حضرت سیدالشهداء علیه السلام نظر کرد هفتاد و دو تن از یاران و اهلبیت خود را شهید و کشته بر روی زمین دید عازم جهاد گردید، پس به جهت وداع زنها رو به خیمه کرد و پردگیان سرادق عصمت را طلبید و

آخرين لحظات

آخرین لحظات

پس از آنکه حضرت عباس علیه السلام به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام غریب و بى یاور شد، و دیگر هیچکس را نیافت که از او یارى کند، صداى گریه و ندبه بانوان حرم و کودکان را مى‏شنید، در این هنگام فریاد زد: «هل من ذاب یذب عن حرم

زينب«ع»

زینب«ع»

زینب کبرى سلام الله علیها،پیامبر خون شهداى کربلا و همراه حسین«ع»در نهضت خونین عاشورا .حضرت زینب،دختر امیر المؤمنین و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز ۵ جمادى الأولى در مدینه،پس از امام حسین«ع»به دنیا آمد.از القاب اوست:عقیله بنى هاشم،عقیله طالبیین،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،کامله،عابده آل على.زینب را مخفف«زین اب»دانسته‏اند،یعنى زینت پدر. امام حسین«ع»هنگام دیدار،به احترامش

در بيان ورود اهلبيت عليهم السلام به مدينه طيبه

در بیان ورود اهلبیت علیهم السلام به مدینه طیبه

چون اهلبیت علیهم السلام از شام بیرون شدند طی مراحل و منازل نمودند تا نزدیک به مدینه شدند، بشیر بن جذلم که از ملازمین رکاب بود گفت چون نزدیک مدینه رسیدیم حضرت علی بن الحسین علیه السلام محلی را که سزاوار دانست فرود آمد و خیمه‌ها برافراخت و فرمود ای

تنها سفير بازمانده از مردان

تنها سفیر بازمانده از مردان

حضرت على بن الحسین، امام سجاد علیه السلام در روز ۵ شعبان یا ۱۵ جمادى الاولى سال ۳۸ هجرى قمرى در مدینه دیده به جهان گشود و در ۱۲ یا ۱۸ و بنابر مشهور در ۲۵ محرم سال ۹۵ ه.ق در سن حدود ۵۶ سالگى مسموم شده و به شهادت

مردم‏ شناسى كوفه

مردم‏ شناسى کوفه

مقدمه شاید بتوان گفت واقعه عظیم و دردناک عاشورا موضوعى است که طى قرون متمادى بیشترین سهم تالیف در میان شیعه و بلکه در میان مسلمانان را از آن خود کرده است. اما در این میان، بخش ناچیزى از این آثار و تالیفات به بررسى اوضاع اجتماعى دنیاى اسلام در

ورود اهل بيت (ع) به مجلس يزيد پليد

ورود اهل بیت (ع) به مجلس یزید پلید

یزید ملعون چون از ورود اهلبیت طاهره علیهم السلام به شام آگهی یافت مجلس آراست و به زینت تمام بر تخت خویش نشست و ملاعین اهل شام را حاضر کرد، از آن سوی اهل بیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله را با سرهای شهداء علیهم السلام در باب

خطبه‌هاي‌ زينب‌ كبري

خطبه‌های‌ زینب‌ کبری

خطاب‌ اول‌: زینب‌ دست‌های‌ خود را در زیر آن‌ پیکر مقدس‌ برد وبه‌ طرف‌ آسمان‌ بالا آورد وگفت‌: «اِلهی‌ تَقَبِّل‌ مِنّا ه’ذاَالقربان‌» «خداوندا، این‌ قربانی‌ را از ما قبول‌ کن‌» حال‌ در وادی‌ مصیبت‌ هابرده‌ زینب‌ دو دست‌ را بالا رو نموده‌ به‌ جانب‌ معبودگفت‌ با او هر آنچه‌ در

زینب (س)

زینب (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س) ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری محل تولد : مدینه کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم القاب : صدیقه الصغری، عصمه الصغری، ولیه الله العظمی ،

ورود اهل بيت (ع) به درالاماره

ورود اهل بیت (ع) به درالاماره

عبیدالله زیاد چون از ورود اهلبیت به کوفه آگه شد، مردم کوفه را از خاص و عام اذن عام داد لاجرم مجلس او را حاضر و بادی انجمن و آکنده شده، آنگاه امر کرد تا سر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را حاضر مجلس کنند، پس آن سر مقدس را به

بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع)

بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع)

چون حضرت سیدالشهداء علیه السلام به درجه رفیعه شهادت رسید اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطید و سرو کاکل خود را به آن خون شریف آلایش داد و به اعلی صوت بانگ واویلی برآورد و روانه به سوی سراپرده شد چون نزد خیمه آن حضرت رسید چندان صیحه

اولين مجلس عزاى حسين(ع)

اولین مجلس عزاى حسین(ع)

از عصر عاشورا زینب تجلى مى‏کند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین(سلام الله علیه)است که در این وقت‏به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلى پسر زیاد که از جنس ذکور اولاد حسین

آخرين وداع

آخرین وداع

نوشته‏اند ابا عبد الله در حملات خودش نقطه‏اى را در میدان مرکز قرار داده بود. مرکز حملاتش آنجا بود.مخصوصا نقطه‏اى را امام انتخاب کرده بود که نزدیک خیام حرم باشد و از خیام حرم خیلى دور نباشد،به دو منظور.یک منظور این که مى‏دانست که اینها چقدر نامرد و غیر انسانند.اینها

شب دهم: حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

شب دهم: حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب! در سپیده دم غیرت، “خون” که ـ با اباعبدالله (ع) ـ به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد! معادله جهان چیز دیگری شد: سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی

شب عاشورا

شب عاشورا

نزدیک شب عاشورا، امام حسین علیه السلام یاران خود را به گرد خود آورد، امام سجاد علیه السلام مى‏فرماید: من با اینکه بیمار بودم، نزدیک شدم ببینم پدرم به آنان چه مى‏گوید، شنیدم رو به اصحاب کرد و پس از حمد و ثنا فرمود: «اما بعد و انى لا اعلم

غيرت امام حسين(ع)

غیرت امام حسین(ع)

این روح،از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدس حسین بن على علیه السلام متجلى بود،به قول خودش جزء خون و حیاتش شده بود،امکان نداشت از حسین جدا شود.در لحظات آخر[حیات]ابا عبد الله،وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده است و قدرت حرکت کردن ندارد،قدرت جنگیدن با دشمن ندارد،قدرت ایستادن

خطبه حضرت ابالفضل العبّاس در شهر مكّه مكرّمه در سال60 هجري.[پيش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه].

خطبه حضرت ابالفضل العبّاس در شهر مکّه مکرّمه در سال۶۰ هجری.[پیش از هجرت کاروان از مکّه به کوفه].

«بسم الله الرّحمن الرّحیم» «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَهً. أَیُّهَا الکَفَرهُ الفَجَره اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَه؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریَّه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیَّه وَ اَسرارُهُ العِلّیَّه وَاختِبارُهُ

مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع

مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع

عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و یاران، حضرت عباس علیه السلام تنهایی و بی کسی امام را نتوانست تحمل کند. محضر امام(ع) رسید و رخصت میدان رفتن و جانفشانی خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه میدان می دهی؟ امام حسین(ع) گریه شدیدی کردند و فرمودند: برادر! تو

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس(ع)

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس(ع)

خاندان حضرت عباس (ع): در سال ۲۶ هجری قمری، حضرت عباس (ع) پایه عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی و کنیه اش (ام البنین) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که امیرالمومنین از برادرش عقیل، که به

به ميدان رفتن حضرت على‏اكبر(ع)

به میدان رفتن حضرت على‏اکبر(ع)

نوشته‏اند تا اصحاب زنده بودند،تا یک نفرشان هم زنده بود،خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر،از خاندان امام حسین،از فرزندان،برادر زادگان، برادران،عموزادگان به میدان برود.مى‏گفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه‏مان را انجام بدهیم،وقتى ما کشته شدیم خودتان مى‏دانید.اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین

على اصغر«ع»

على اصغر«ع»

یکى از فرزندان امام حسین«ع»که شیر خوار بود و از تشنگى،روز عاشورا بى تاب=شده بود.امام،خطاب به دشمن فرمود:از یاران و فرزندانم،کسى جز این کودک نمانده است.نمى‏بینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟در«نفس المهموم»آمده است که فرمود:«ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل»در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله

قاسم بن حسن بن على بن ابيطالب

قاسم بن حسن بن على بن ابیطالب

قاسم بن حسن برادر پدر و مادرى همان ابوبکر بن حسن است که بیش از او کشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (که خبرنگار لشکر عمر بن سعد است ). روایت کرده که گفت : از میان همراهان حسین علیه السلام پسرى که گویا پاره ما بود

شب چهارم: فرزندان حضرت زینب (س)

شب چهارم: فرزندان حضرت زینب (س)

پس از شهادت خاندان عقیل حضرت امّ المصائب، عقیله بنی هاشم (ع) دو فرزندش عون و محمد را برای جانفشانی به محضر حضرت ابا عبدالله (ع) فرستاد. در تاریخ آمده این دو بزرگوار فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید