دسته بندی :تلخند

1 مقاله

سوءتفاهم

سوءتفاهم

سوءتفاهم چند داستانک تلخ خواب بودیم به‌گمانم مادر مدت‌ها درد داشت. ما نمی‌دانستیم. تازه امروز از نسخه‌هایش فهمیدم؛ از داروهای ضد دردش. بیچاره دیشب راحت شد. نمی‌دانیم چه ساعتی؟!‌ ما خواب بودیم. صبح، وقتی صبحانه ما سروقت آماده نشد، فهمیدیم. عشق پوشالی دست به هر کاری زدند تا زودتر به

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید