
درویش
درویش نقل کرده اندکه درویشی فقیر به نام عنایت درمشهد بود که گاهی دو روز را در گرسنگی به سر میبرد زیرا عادت نداشت چیزی را از مردم طلب کند پس با نهایت گرسنگی و ناتوانی به حرم مطهر مشرف شد و خدمت قبر آن حضرت گریه نمود. ناگهان حالت
204 مقاله

درویش نقل کرده اندکه درویشی فقیر به نام عنایت درمشهد بود که گاهی دو روز را در گرسنگی به سر میبرد زیرا عادت نداشت چیزی را از مردم طلب کند پس با نهایت گرسنگی و ناتوانی به حرم مطهر مشرف شد و خدمت قبر آن حضرت گریه نمود. ناگهان حالت

به نا خدا کبری وارد خانه شد ،خواهرش سمیرا تکرار خندوانه را تماشا می کرد،پدر و مادرش هم مشغول صحبت کردن با یکدیگر بودند تا اینکه چشم شان به کبری افتاد با نگاهی عجیب و عبوس او را دنبال کردند ،تا اینکه کبری سراسیمه به طرفشان رفت ،همین که نزدیک

مثل همه ایستاده بود تا سؤال بپرسد اما نه مثل همه! از خوارج بود. به دوستش گفته بود: « اگر جواب صحیحی ندهد میکشمش. گمان میکند چون فرزند رسول خداست، میتواند ولیعهدی طاغوت زمان را بپذیرد.» ـ بپرس. جوابت را خواهم گفت، اما به شرطی! ـ به چه شرطی؟ –

ارتباط قیام عباسیان با تبلیغ به نفع اهل بیت در سه یا چهار مرحله که مقتضاى شرایط آن روزها بود، صورت پذیرفت. هر چند این مراحل در بسیارى از موارد چنان با هم درمى آمیخت که قابل بازشناسى نبود، ولى همه تابع شرایط مکانى ، زمانى و اجتماعیى بود که

پیرمرد نشسته بود توی حمام و آرام روی خودش آب میریخت و چشم میچرخاند. از پشت بخار، مردی را دید که وارد حمام شد و گوشهای را پیدا کرد و نشست. مرد تازهوارد میخواست مشغول شستن خود شود که پیرمرد قولنج گردنش را شکست و داد زد: + تازهوارد! +هی

دعاى مستجاب – آل برمک، مخصوصاً یحیى بن خالد بر مکى براى حفظ حکومت و مقام خویش هارون عباسى را وادار کردند تا موسى بن جعفر (ع) را شهید کرد، بدین سبب امام رضا (ع) در مکه به آنها نفرین کردند، حکومت و مقامشان تار و مار گردید. محمد بن

همنشین امام هشتم(علیه السلام) هشتمین امام نور حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: «هرگز روزگار، پایان نخواهد پذیرفت تا اینکه «طوس» میعادگاه عاشقان و جایگاه رفت و آمد زائران من گردد…. مردم! بدانید هر کس در «طوس» و در اوج تنهایی من، مرا زیارت کند در روز رستاخیز مورد بخشایش خدا قرار

راهنمایی امام جهت تشخیص راه درست در آن صبح آفتابی ، مکه این قبله گاه دل ها از نوه محمّد استقبال می کرد. شترها بوی نزدیکی وطن را حس می کردند. پرسش ها، مانند حباب هایی که بر آب ها برویند، برلب ها آشکار شدند. نه موسم حج بود و

در جنوب شهر شوشتر، پس از خرابه های حصار شهر، در پشت بقعه امامزاده عبد اللّه، کمی دورتر از پلهای شاه علی و لشکر، بقعه إمام راضاعلیه السلام دیمی واقع ( دیار شهریاران، بخش أوّل، ۴/۱ – ۵۸۳ و علیه السلام علیه السلام علیه السلام ؛ ابن بطوطه، سفرنامه، ۲۰۲/۱.

یاقوت حموی در معجم البلدان و بغدادی در مراصد الاطلاع به نقل از مسعر بن مهلهل می نویسد: در اهواز چند رود جاری است، از جمله رود ششتر (شوشتر) است که به وادی عظیمی می رود و در وادی پلی بر روی آن بسته اند و بر روی پل مسجد

در پشت پنجره نقره نقره برداشتم به او دادم قبول نمیکرد، اصرار کردم و او پذیرفت بعد از آن چند مرتبه همدیگر را ملاقات کردیم و او چیزی نگفت تا یکمرتبه به من گفت ای رفیق میدانی قضیه آن روز که به من پول دادی چه بود گفتم مگر قضیه

ابوعلی یا ابوجعفر دعبل خزاعی ، از خاندانی معروف به تقوا و دینداری و فضیلت و شجاعت است. پدرش علی بن رزین، و عمویش عبدالله بن رزین، و پسرعمویش ابوجعفر محمد و برادرانش ابوالحسن علی و رزین، همه شاعر بودند و سخنور. گفته اند که اصلش از کوفه است و

اجابت دعاها هشتمین امام نور حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: «برای شتافتن به کوی هیچ کس بجز کوی ما خاندان وحی و رسالت، بار سفر نبندید. بدانید که من بوسیله سمّ بیداد، مظلومانه به شهادت رسیده و در مکان مقدّسی، دور از خانه و خاندانم به خاک سپرده خواهم شد هر

تغییر و جابجایی خداوند صفوان میگوید: ابوقرّه مرا واسطه قرار داد، از حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ اجازه گرفتم و او به حضور آن حضرت رسید، و چند سؤال از حلال و حرام، مطرح کرد تا اینکه پرسید: «آیا شما قبول دارید که خدا محمول است؟» امام هر محمول

درمان مسافر با نیشکر چون ماءمون – خلیفه عبّاسی – جهت دست یابی به اهداف شوم خود دستور داد تا حضرت علی بن موسی الرّضا علیهما السلام را از مدینه به خراسان – از راه اهواز – احضار نمایند. ابوهاشم جعفری گوید: زمانی که ماءمون چنین تصمیمی را گرفت ،

بسمه تعالی با ارادت فراوان نسبت به ساحت ملکوتی حضرت ثامن الحجج علیه السلام و با آرزوی موفقیت شما ارادتمندان به امام رضا (ع) هر سال که به زیارت می آیم، توفیق زیارت با خانواده نصیبم می شود ولی هیچ وقت نخواسته بودم تنها بیایم. چند مورد سفر با خانم

الهم صل علی علی بن موسی الرضا … دلم پر کشید، وقتی ندای صلوات خاصه آقا علی بن موسی الرضا از تلویزیون پخش می شد، ساعت صفر عاشقی است. دلم لرزید، گفتم میشه یه دفعه دیگه تا سال تموم نشده چشم به ضریح مقدس و منور آقا بیافته. مخصوصا که

مقدمه: انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهانبینی خود را دارد و رفتارها و دیدگاههای او برگرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکلگرفته از انسانهای هدفمند است که در سایه باورها و دانستههای خویش گامهایی جهت رسیدن به هدف

شخصی به نام ابواحمد، عبداللّه صفوانی حکایت کند: روزی به همراه قافلهای از خراسان عازم کرمان شدم ، در بین راه دزدان و راهزنان ، راه را بر ما بستند و تمام اموال و وسائل ما را غارت کرده و به یغما بردند. در این میان ، یکی از همراهان

وقتی پسرم ۶ ماهه بود به عکسی که از حرم آقا امام رضا روی دیوار منزل پدرم نصب شده بود اشاره می کرد و هر وقت از او می پرسیدم امام رضا کو- رو به عکس برمی گرداند و اشاره به عکس می کرد. خیلی دلم می خواست در همان

با عرض سلام و تشکر از بانی هایی که این سفر را برای ما فراهم کردن در این وسط من که بعد از ۴۱ سال توانستم حرم آقا را از نزدیک زیارت کنم عقده دلم را پیش آقا وا کنم خیلی دوست داشتم با خانواده خدمت آقا باشم و تنهایی

در منابع از حرکت إمام رضاعلیه السلام از اهواز به تستر (شوشتر) و همچنین دزفول ( مرآت البلدان، ۴۹۸/۱. ) یادی نشده است، هر چند که این دو شهر از نواحی خوزستان به شمار می رفته اما با توجه به صراحت منابع که مسیر حضرت رضاعلیه السلام را از اهواز

نکاتی درباره اربق و اربک یاقوت حموی معتقد است که اربق و اربک دو منطقه جداگانه در خوزستان است، اربق از نواحی رامهرمز است و اربک شهر و ناحیه ای است از اهواز که ( معجم البلدان، ۱۸۸/۱؛ مرآت البلدان، ۳۰/۱. ) دارای قراء و مزارع است و نیز پلی

دسیسهای دیگری شبههها و وسوسههای عمران چنان از دل وی گریختند که گویی اشباح مه گون از برابر خورشید حقیقت دور شدند. عمران حس کرد که دوباره متولد شده است. حاضران پراکنده شدند. در زیر نور مهتاب، عمران به سوی خانه امام ره میسپرد. عموی حضرتـمحمد بن جعفر (ع) ـبه

ورود إمام رضا(ع) به اهواز إمام رضاعلیه السلام از بصره به سوی اهواز حرکت کرد ولی از جزئیات مسیر حرکت ( الخرائج و الجرائح، ص ۱۰۴. ) إمام علیه السلام و منزلگاههایی که حضرت در آن توقف فرمود منابع هیچ گزارشی ارائه نکرده اند. آنچه مسلم است منازلی را که

شیخ صدوق به سند خود از أبو الحسن صانع و او از عموی خود نقل می کند که: من با حضرت رضاعلیه السلام تا خراسان همراه بودم و با ایشان مشورت کردم درباره قتل رجاء بن أبی ضحاک که آن جناب را به خراسان آورد، پس آن جناب مرا از

اهواز در اواخر سال ۵۱ ه’ ق توسط أبو موسی اشعری در زمان زمامداری عمر بن خطاب فتح شد. ابن حوقل که کتاب خود صوره الأرض را در سال علیه السلام (۱) صلی الله علیه واله ۳ ه’ ق تألیف کرده است، حدود خوزستان را به شرح ذیل وصف می

راه کنونی بصره به اهواز، براساس نقشه های جدید امروزه از بصره به «العشار» (Ashar -Al) با عبور از شط العرب و از آن جا به سمت «تنومه» (Tanumeh) و سپس «یمین» (Yamin) و «جاسم» (Jasim) و سپس از مرز ایران به سمت «شلمچه» (shalamcheh) و از آن جا به

ناصر خسرو که در سال ۴۳۸ ه’ ق از شهر ابلّه دیدن کرده در سفرنامه خود می نویسد: شهر ابلّه بر کنار نهر است و نهر، بدان موسوم است، شهری آبادان دیدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه (رباطها = کاروانسراها) که آن را حدّ و وصف نتوان

چون ماندن امام رضا علیه السلام در مرکز خلافت برای مامون مشکلاتی به وجود آورده بود، نمیدانست که چگونه از امام رهایی یابد و مشکلات گذشته پیش نیاید. بدین وسیله به این فکر افتاد تا از امام درخواست رفتن به عراق نموده و در آنجا آن حضرت را وادار به