دستور پیرمرد به امام رضا(ع)!

دستور پیرمرد به امام رضا(ع)!

پیرمرد نشسته بود توی حمام و آرام روی خودش آب می‌ریخت و چشم می‌چرخاند. از پشت بخار، مردی را دید که وارد حمام شد و گوشه‌ای را پیدا کرد و نشست. مرد تازه‌وارد می‌خواست مشغول شستن خود شود که پیرمرد قولنج گردنش را شکست و داد زد:

+ تازه‌وارد!

+هی با توأم، بیا بیا این‌جا پشتمو کیسه بکش! مرد لبخندی زد و جلو رفت. کیسه را از دست پیرمرد گرفت و شروع کردن به کیسه کشیدن.

پیرمرد مشغول دستور دادن بود که صدای حمامی بلند شد:

– چه می‌کنی مرد بی‌فکر!

– کیسه‌ حمامت را داده‌ای دست امام شیعیان؟! نمی‌دانی او پسر امام هفتم است و ولی خدا روی زمین؟!

پیرمرد که از صحبت‌های حمامی جاخورده بود سر برگرداند. امام با لبخند به او نگاه می‌کرد. پیرمرد می‌خواست به دست و پای امام بیافتد.

اما امام او را به نشستن دعوت کرد.

پیرمرد اشک می‌ریخت و امام با لبخند پشتش را کیسه می‌کشید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید