
چهل منقبت
نتیجه و خلاصه آنچه در پانزده موضوع بیان داشتیم ، چهل منقبت و یا چهل مطلب است که بسیارى از آنها از شئون ولایت و از خصوصیات ولى الله است ، و اینکه حضرت صدیقه زهرا سلام علیها در این چهل منقبت با پدر و همسر و فرزندانش سهیم و
184 مقاله

نتیجه و خلاصه آنچه در پانزده موضوع بیان داشتیم ، چهل منقبت و یا چهل مطلب است که بسیارى از آنها از شئون ولایت و از خصوصیات ولى الله است ، و اینکه حضرت صدیقه زهرا سلام علیها در این چهل منقبت با پدر و همسر و فرزندانش سهیم و

بنده به عنوان یک گوینده و یک روحانى سالها از فاطمه زهرا(س) حرف زدهام و شاید صدها ساعت در باره این مخدره صحبت کردهام و همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه کردیم اما به این که باید یک الگوى زنده و مجسم

ستارگان درخشانتر از همیشه تاریخ در آسمان مدینه پرتو افشانى مىکردند. شمیم عطر محمدى(ص) در کوچههاى مدینه پراکنده بود و یاس علوى، آنگاه که به معراج نماز مىرفت، نورش براى اهل آسمان مىدرخشید و بر چهره اهل زمین نور مىپراکند. در آن هنگام فاطمه(س) ار سختى کارهاى خانه در زحمتبود.

فاطمه زهراعلیهاالسلام دختر پیامبر اکرم، سیماى پرفروغ ایمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمامعیار زن مسلمان است. در فضیلت آن بانوى بزرگوار نویسندگان مذاهب اسلامى روایتها آوردهاند که هر یک بیانگر گوشهاى از عظمت روحى آن نور مبین و گوهر ثمین است. مسلمانان نیکنهاد عموما و شیعیان شیفتهجان خصوصا عشق

تقدیم به محضر مبارک حضرت فاطمه زهرا(س) مقام والاى حضرت فاطمه زهرا(س) فقط ازمنظر معصومین(علیهم السلام) که همتاى ایشانند, قابل بیان است. کلمات و سخنان این بزرگواران حکایت از کرامت و عظمت والاى این بانوى عالمه دارد: ۱ ـ فاطمه(س) از نگاه امام امیرالمومنین(ع) در آخرین لحظات عمر مبارک

بررسى کامل سخنانى که رسول مکرم اسلام(ص) به مناسبتهاى مختلف در باره صدیقه کبرا علیها السلام فرموده است فرصتى ویژه مىطلبد که این مقام را گنجایش آن نیست. ما در این مبحثبه منظور تبرک به کلام نورانى نبوى به چند مورد اشارهمىکنیم. ۱- فاطمه پاره تن من است. رسول خدا(ص)

و در حدیثى از امام صادق- علیهالسلام- آمده است که: «جز خدا هیچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفرید و براى هر یک از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حمید» است و این اسم در محمد- صلى اللَّه علیه و آله-

ابن مسعود نقل مىکند که، دیدم على بن ابىطالب علیهالسلام را که مشغول نماز است و در رکوع و سجودش مىگوید: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتى» پروردگارا، به حق بندهى مقربت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم خطاکاران

مىدانیم بالاترین قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش کردن همه چیز، و همه کس، و حتى فراموش کردن خویشتن در برابر خداوند. یعنى انسان به مرحلهاى برسد که جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایهاى کمرنگ مشاهده نکند. همه جا خدا را ببیند، و

محبت اولیاى خداوند نسبت به افراد یک محبت ساده نیست، حتماً از عواملى سرچشمه مىگیرد که مهمترین آنها علم و ایمان و تقوى است، علاقه فوق العاده پیامبر(ص) به دخترش فاطمه زهرا دلیلى است بر وجود این امتیازات بزرگ در این بانوى نمونه جهان. از این گذشته وقتى او مىفرماید:

هنگامى که روح انسان قوى شود، و پرتوى از صفات الهى در جان او بیفتد، و به مقام قرب او نائل گردد، ارادهاش «به فرمان خدا» در جهان تکوین اثر مىگذارد و آنچه را او مىخواهد همان مىشود. این همان ولایت تکوینى است که اولیاء اللّه از آن برخوردار بودند،

محبت و عشق، قوىترین جاذبه در میان دو موجود است. در قانون معروف جاذبه که بر عالم ماده حکومت مىکند مىخوانیم: «هر قد جرم اجسام زیادتر، و فاصله آنها کمتر باشد جاذبه آنها بیشتر است» این قانون در جهان معنى و محبتهاى الهى نیز حاکم مىباشد، هر قدر شخصیتها والاتر

با توجه به اینکه «حب دنیا سرچشمه همه گناهان» است، چنانکه در حدیث معروف نبوى آمده «حب الدنیا رأس کل خطیئه» و همه تجربیات و مشاهدات ما نیز نشان مىدهد که تمام تجاوزها، جنایتها، ظلمها، و ستمها، دروغها، خیانتها به خاطر همین دلبستگى شدید به «مال» و «مقام» و «شهوت»

ارزش انسانها مسلماً یکسان نیست، بعضى از مقربترین فرشتگان الهى برترند، و بعضى از درندهترین حیوانات پائینتر، و آنچه به این انسان ارزش مىدهد بر اساس معرفى قرآن و اسلام همان «علم و ایمان و تقوى و ملکات فاضله انسانى» است. با توجه به این معیارها بانوى اسلام فاطمه زهرا

نخستین سنگ بناى وجود انسان «نطفه» او است، چرا که به هر حال نطفه است که قسمت مهمى از ارزشهاى وجودى انسان را در بر مىدارد، و به همین دلیل در روایات اسلامى دستورهاى زیادى وارد شده که این سنگ زیر بنا درست نهاده شود. هنگامى که به تاریخ زندگى

موضوع دوازدهم در حقیقت تابع و حاصل موضوع یازدهم است. کیفیت خلقت یکسان چهارده معصوم علیهمالسلام، ایجاب مىکند که در تمام شئون ولایت نیز ردیف یکدیگر باشند؛ لذا اثرات بغض و یا محبت، اطاعت و یا عصیان نسبت به هر معصومى برابر و یکسان با آثار و داد و یا

موضوع هفتم مشترک بودن فاطمه سلاماللَّهعلیها است بارسول اکرم در مقام رکن بودن نسبت به على بن ابىطالب سلاماللَّهعلیه. جابر بن عبداللَّه چنین روایت مىکندکه پیامبر اکرم به على فرمود: «سلام علیک ابا الریحانتین، اوصیک بریحانتى من الدنیا من قبل ان ینهد رکناک، و اللَّه خلیفتى علیک. فلما مات النبى

منتقب نهم اشتراک حضرت صدیقه سلاماللَّهعلیهاست با امیرالمؤمنین و یازده فرزند معصومش، در محدث بودن (یعنى شنیدن حدیث فرشتگان). منصبهاى الهى سه قسم است: نبوت، رسالت، و امامت. علماى عامه در کتب خود نقل کردهاند که عبداللَّه بن عباس آیهى (و ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبى)

حدیث دهم (۱) فاطمه (ع) شبیهه الرسول (ص) فى کلامه و حدیثه عن عائشه أمالمؤمنین رضىاللَّهعنها أنها قالت: ما رأیت أحدا کان أشبه کلاما و حدیثنا برسولاللَّه صلى اللَّه علیه و سلم من فاطمه و کانت إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها و رحب بها کما کانت تصنع هى به

حدیث ششم (۱) الرسول (ص) یشم رائحه الجنه من فاطمه عن عائشه رضىاللَّهعنها قالت: کان النبى صلى اللَّه علیه و آله و سلم: إذا قدم من سفر قبل نحر فاطمه و قال: منها أشم رائحه الجنه. حدیث ششم: حضرت رسول (ص) بوى بهشت را از فاطمه استشمام مىکند از عایشه

مرحوم صدوق از ابنعباس روایت مشروحى نقل کرده که پیامبر (ص) در آن، از ستمهائى که به اهلبیت (ع) مىشود خبر داده است، از جمله از مطالب آن روایت این است که فرموده: امّا دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلین و آخرین است، او پارهى تن

غیر از هدایاى فوق العاده معنوى که پیغمبر اکرم(ص) به دخترش فاطمه زهرا(س) داد که هر کدام از دیگرى گرانبهاتر و پر ارزشتر بود که بعضى از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت فاطمه(س) و بعضى را ما نمىدانیم یک هدیه ظاهرا مادى نیز به او داد و

ورود در بهشت آن کانون عظیم رحمت الهى، دلیل روشنى بر سعادت یک انسان است، و اگر کسى پیش از همه وارد شود برترین فضیلت براى او اثبات مىشود. در روایات معروف اهل سنت این افتخار از زبان پیغمبر اکرم(ص) براى فاطمه (علیهاالسلام) ثبت شده است: ۳۲- در حدیث دیگرى

نامها معمولا بیانگر چگونگى صاحبان نام است، البته اگر نامگذارى به وسیله شخصى حکیم انجام گیرد، از احادیث برمى آید که نامگذارى فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وسیله حکیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است. از سوى دیگر «فاطمه از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنى باز گرفتن کودک

در برابر فضائل عظیم اهل بیت(ع) و مقامات فوق العاده آنها در درگاه خداوند، همیشه این دغدغه خاطر براى بعضى از افراد که در متن مسائل نیستند وجود دارد که نکند این همه فضائل نتیجه خوشبینى فوق العاده دوستان، و برداشتهاى علاقمندان و عاشقان این مکتب باشد. آنها چون به

فاطمهى زهرا علیهاالسلام از دیدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست که بدون وجود او جهان خلقت به وجود نمىآمد. بنابراین هرچه بوده و هست و خواهد بود به یمن و برکت آن بانوى عزیز هر دو جهان است. چنانچه پیامبر خدا، از پروردگار عالم نقل مىکنند: عن النبى

مسأله شفاعت، چیزى است که ریشهى قرآنى و حدیثى داشته و ضرورت مذهب به حساب مىآید. بنابراین، یکى از شفعاى روز قیامت- آن هم در حد وسیع- حضرت فاطمهى زهرا علیهاالسلام مىباشد که در اینجا توجه شما را به مضمون دو حدیث که از طریق حضرت سلمان و جابر جعفى

یکى از معیارهاى ارزشى اسلام مراعات ادب بویژه در ارتباط با بزرگان و مربیان است و حتى آمده است: کسى که ادب ندارد، ایمان ندارد. آیات و روایات زیادى در این زمینه هست که از موضوع بحث ما خارج مىباشد…. در زمان رسول خدا گروهى از ضعیفالایمانها و منافقین هنگام

اینکه فاطمهى زهرا علیهاالسلام، برترین زن جهان هستى است و در پیشگاه خدا و بهشتبرین بر تمام زنان تفوق خواهد داشت، یک موضوع مسلم است، که از روایات زیاد استنتاج مىگردد و در منابع معتبر سنى و شیعى به آن تصریح گردیده است. ولى در این موضوع، در مورد زنان

سدیر مىگوید: به حضرت صادق علیهالسلام عرض کردم: فدایت شوم یابن رسولاللَّه، آیا مؤمن از قبض روحش کراهت دارد؟ فرمود: خیر (نه به خدا سوگند)، چون هنگامى که ملکالموت براى قبض روحش مىآید و وى اظهار ناراحتى مىکند، فرشته مرگ به او مىگوید: اى ولى خدا، بىتابى مکن. سوگند به