دسته بندی :خاکریز

6 مقاله

خاکریز اقدام و عمل :  (اقتصاد مقاومتی در سیره شهیدان)

خاکریز اقدام و عمل : (اقتصاد مقاومتی در سیره شهیدان)

شهید ولی‌الله نیکبخت تیپش به کارمند عادی جهاد می‌خورد، اما بعد فهمیدم مسئول بوده و چه‌کارها که نکرده؛ بنیان‌گذاری سپاه، جهاد سازندگی،‌ کمیته و… . خبرنگارهای رادیو و تلویزیون که می‌خواستند باهاش مصاحبه کنند، زیر بار نمی‌رفت. می‌گفت «ما هنوز کاری نکردیم. هروقت تونستیم فقر و محرومیت‌رو تو منطقه از

كوه نور

کوه نور

علی موشک آر پی جی هفت را روی شانه‌اش میزان می‌کند. از پشت خاکریز بلند می‌شود و قبل از اینکه ماشه آن را بکشد، رو به من می‌گوید: « احمد، امشب کوه‌ها نوربارونه، نظرکرده‌ها مهمونن ! » و شلیک می‌کند. آتشی که از دهانه آن زبانه می‌کشد، دلم را فرو

خاطرات رزمندگان 4

خاطرات رزمندگان ۴

برو جلو عملیات طریق القدس بعد از اعلام رمز از قرارگاه ما به عنوان گروه خط‌ شکن وارد عمل شدیم اولین دسته حرکت کرد و نوبت به دسته ما رسید.از دسته‌ی اول چندین نفر روی مین رفته بودند زمانیکه به نزدیکی خط رسیدیم در کنار میدان مین یکی از برادران

خاطرات رزمندگان 1

خاطرات رزمندگان ۱

۱۲ بسیجی نیروها سعی داشتند به آن طرف نهر جاسم بروند عده‌ای بسجیان که شنا بلد بودند خود را به آب انداختند تا به آن طرف روند، آب نهر سرعتی نداشت ولی هربار که گلوله توپ یا خمپاره‌ای در آن فرود می‌آمد مثل فواره‌ای قوی نهر را متلاطم می‌کرد بسیجیها

طنز 18

طنز ۱۸

بلبلیش که بلبلی صدای خوبی داشت. وقتی می‌خواند لذت می‌بردیم، اما وانمود می‌کردیم که دوست نداریم او بخواند و می‌گفتیم: «از صدات خوشت می‌آد؟ برو بیرون چادر. آن طرف خاکریز برای سربازهای عراقی بخوان!» و او می‌گفت: «چه‌قدر بنده‌ی ناشکری هستید. مثل بلبل برایتان می‌خوانم، آن‌وقت شما این حرف‌ها را

آي با كلاه  ...

آی با کلاه …

آی با کلاه دوستی داشتیم به نام «حسین مرندی» که شجاعت خاصی داشت. در پشت خاکریز به ردیف کلاه‌های آهنی را سرچوب می کرد و خودش ده یا بیست متر آن طرف تر می‌ایستاد. وقتی عراقی‌ها شروع به تیراندازی می‌کردند از زاویه‌ای دیگر نگاه می کرد و دهانه آتش تیربار

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید