
شرور از نظر خیام
بحث درباره شرور، و احیانا اعتراض به وجود آنها، بخش نسبتا مهمی از ادبیات ما را تشکیل می دهد. شاعران به زبان جد یا هزل، فراوان در این میدان وارد شده اند. البته آنچه را در این زمینه گفته شده است نمی توان به حساب جد یعنی انتقاد و اعتراض
3 مقاله

بحث درباره شرور، و احیانا اعتراض به وجود آنها، بخش نسبتا مهمی از ادبیات ما را تشکیل می دهد. شاعران به زبان جد یا هزل، فراوان در این میدان وارد شده اند. البته آنچه را در این زمینه گفته شده است نمی توان به حساب جد یعنی انتقاد و اعتراض

منسوب به خیام است که: من می خورم و هر که چو من اهل بود *** می خوردن من به نزد او سهل بود می خوردن من حق ز ازل می دانست *** گر می نخورم علم خدا جهل بود سراینده این شعر پنداشته است که اراده انسان نسبت به

منسوب به خیام است: ترکیب پیاله ای که در هم پیوست *** بشکستن آن روا نمی دارد مست چندین قد سرو نازنین و سر و دست *** از بهر چه ساخت وز برای چه شکست؟ جامی است که عقل آفرین می زندش *** صد بوسه ز مهر بر جبین می