
سرباز مست ,سشوار , زرگري در اسارت , سنگ ومنگ , ريش فيدل كاسترو
سرباز مست عيد فرا رسيده بود؛ اما جوّي افسرده بر اردوگاه و بچّهها حاكم شده بود. بايد فكر ميكرديم، از اين رو عدهاي از بچّهها جمع شديم و ترتيب يك تئاتر طنز را داديم؛ بدين شكل كه يكي از اسرا به نام صادق از بچّههاي اصفهان در قالب يك روستايي