
گلچین سروده های گیلانی
پشت شیشه باد شبرو جار میزد برف سیمین شاخه ها را بار میزد پیش آتش یار مهوش نرم نرمک تار میزد جنبش انگشتهای نازنینش به چه دلکش به چه موزون رقصهای تار و گلگون بر رخ دیوار میزد ******** ابر های سرخ و آبی روز های آفتابی چون دل من
2 مقاله

پشت شیشه باد شبرو جار میزد برف سیمین شاخه ها را بار میزد پیش آتش یار مهوش نرم نرمک تار میزد جنبش انگشتهای نازنینش به چه دلکش به چه موزون رقصهای تار و گلگون بر رخ دیوار میزد ******** ابر های سرخ و آبی روز های آفتابی چون دل من

خانۀ ویران از خانۀ تار و نیمه ویران آواز جگرخراش برخاست رفتم به درون آن شتابان فریاد زدم: « کسی در اینجاست؟ » دادم به زمین و آسمان گوش… ایوان و اتاق و پله و بام خاموش، چو گورِ تیره، خاموش آرام، چو چشمِ مرده آرام از پنجره دیدم آسمان