دسته بندی :سکانس

1 مقاله

سکانس هایی که هرگز فراموش نمی شود

سکانس هایی که هرگز فراموش نمی شود

روز هشتم تیر به دنبال شوهرم که مصدوم شده بود به مهاباد رفتم ولی او را به تبریز اعزام کرده بودند، بلافاصله به طرف تبریز حرکت و به بیمارستان سینا رفتم. در آنجا مصدومان زیادی را دیدم که به علت نبود جا، حتی آنها را روی پتوی نظامی در راهروها

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید