غم ۱۳۹۱/۰۹/۲۶ شادی ندارد ، آنکه ندارد به دل غمی آن را که نیست عالم غم ، نیست عالمی آنان که لذّت دم تیغت چشیدهاند بر جای زخم دل ، نپسندند مرهمی راز ستاره از من شبزندهدار پرس کز گردش سپهر نیاسودهام دمی دل بستهام چو غنچه به راه نسیم صبح بو