
فقط به خاطر مهريه
مرد كلافه و مستاصل رو به روي قاضي ايستاد و با درماندگي گفت :آخه زور مي گه جناب قاضي، وقتي ندارم از كجا بيارم، خب اگه داشتم كه دريغ نمي كردم، مگه من بدم مي ياد كه مثل همه خرج كنم. ولي زن با قاطعيت گفت:پس اگه نمي توني خرج

مرد كلافه و مستاصل رو به روي قاضي ايستاد و با درماندگي گفت :آخه زور مي گه جناب قاضي، وقتي ندارم از كجا بيارم، خب اگه داشتم كه دريغ نمي كردم، مگه من بدم مي ياد كه مثل همه خرج كنم. ولي زن با قاطعيت گفت:پس اگه نمي توني خرج