دسته بندی :عکس

7 مقاله

چرا عکس خودمان را دوست نداریم؟!

چرا عکس خودمان را دوست نداریم؟!

قرار بود برای تعویض گواهینامه رانندگی اقدام کنم و از آنجاییکه می‌دانستم عکسی که در آن قرار می‌گیرد باید تا ده سال آینده همانجا بماند می‌خواستم حتما بهترین تصویر از من در کارتم وارد شود. احساس خوبی نسبت به خود داشتم و تا قبل از اینکه دوربین فلش بزند در

خاطرات رزمندگان 12

خاطرات رزمندگان ۱۲

شهید بی‌سر بعد از درگیری سنگینی که در منطقه شرهانی داشتیم، دشمن مجبور به ترک مواضع و عقب‌نشینی شد اما هر از گاهی خاکریزهای ما را مورد هدف قرار می‌داد در این میانه نوجوانی را دیدم که در گوشه ایستاده پرسیدم کجائی هستی، گفت:اصفهانی، دوباره پرسیدم چند سالت هست؟ پاسخ

خاطرات رزمندگان 13

خاطرات رزمندگان ۱۳

عکس یادگاری روزعلی خسته از جنگ بی‌امان تنها و غریب به عقبه بازمی‌گشت.در میان راه پیرمرد و دو پیرزن بومی را دید.پرسید: چرا اینجا مانده‌اید؟ مرد با چشمانی اشک‌آلود گفت: کجا بریم جوانهایمان با علم‌الهدی رفته اند؟در همین لحظه ماشینی نزدیک شد، روزعلی در پشت خانه پنهان شد سرگرد عراقی

خاطرات رزمندگان 1

خاطرات رزمندگان ۱

۱۲ بسیجی نیروها سعی داشتند به آن طرف نهر جاسم بروند عده‌ای بسجیان که شنا بلد بودند خود را به آب انداختند تا به آن طرف روند، آب نهر سرعتی نداشت ولی هربار که گلوله توپ یا خمپاره‌ای در آن فرود می‌آمد مثل فواره‌ای قوی نهر را متلاطم می‌کرد بسیجیها

ديدن عکس هاي نامناسب درنوجواني

دیدن عکس های نامناسب درنوجوانی

در حال حاضر چندین هزار سایت اینترنتی وجود دارد که حاوی تصاویر مستهجن است. تصاویر موجود در این سایت‌ها بسیار وقیح و زننده است. اگر تا پیش از این، استفاده ابزاری از زنان در تبلیغ لباس و کالاهای لوکس معمول بود، این سایت‌ها پا را فراتر نهاده و صحنه‌های ارتباط 

10 فرمان شهروندی در شبکه های اجتماعی

۱۰ فرمان شهروندی در شبکه های اجتماعی

این داستان غریب نیست و کم و بیش با امکان دسترسی به شبکه های اجتماعی گوگل پلاس، لینکدین، کلوب و نمونه های این چنینی، بسیاری از کاربران ایرانی با دو پدیده اجتماعی تازه مواجه هستند؛ یکی ایجاد کدورت و دلخوری از عدم رعایت آداب اجتماعی در فضای مجازی و دیگری

عکسي که تو برايم فرستادي

عکسی که تو برایم فرستادی

از رفتنت نبود که داشتم می مُردم، کوه غمی هم که وقتی، می رفتی، رودوشِ دلم گذاشتی، از رفتنت نبود: از اینکه تو می رفتی و من اینجا پیش آبجی می ماندم، داشتم می مُردم، حالا که برگشتی و اینجا روبروی من زیر آن پرچم، توی آن تابوت خوابیدی و

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا