دسته بندی :مضطرب

1 مقاله

اضطراب و دلواپسي

اضطراب و دلواپسی

داستان دربار? پیرزنی است که با اتوبوس سفر می کرد ، شنیده ام پییرزن بسیار مضطرب بود و دائماً با ترس و لرز ازراننده سؤال می کرد که اکنون کجا هستیم و رانند? اتوبوس کجا توقف کرده است ؟ غریبه ای در کنار پیرزن نشسته بود و با دیدن نگرانی

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید