خاطراتی از شهید منصور ستاری
یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد،گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که میای میایستی وسط…
1394/11/14
2
7
0
ادامه مطلب