
اینجا پر از دلتنگی است…
گفتندبیا، تمام کن این قصه راکه کاروان آهنگ سفرکرده است! و من با سکوتی تلخ ،فریاد زدم ، پای آمدنم نیست. گفتند بال بگشا! پرواز کن، گفتم: افسوس پر پرواز ندارم! بغض کهنه گلویم ملتهب شد و چشمان خیسم اقرار کرد که هرچه هست در این پینه های دل