دسته بندی :چوپان دروغگو

1 مقاله

من و چوپان دروغ گو مث هميم !

من و چوپان دروغ گو مث همیم !

گاو ما ما می کرد …گوسفند بع بع می کرد … سگ واق واق می کرد … و همه با هم فریاد می زدند ”حسنک” کجایی ؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید