
جهان و سازنده آن
هر فردی از افراد بشر، درک می کند که خودش آورنده خود نیست و پدید آورنده دگر، آن هم نیست و نیز درک می کند که این موجودات عالم هیچکدام پدید آورنده وی نیستند. پس پدید آورنده وی، کسی است که مانند خودش نباشد. پدید آورنده وی کسی است که
53 مقاله

هر فردی از افراد بشر، درک می کند که خودش آورنده خود نیست و پدید آورنده دگر، آن هم نیست و نیز درک می کند که این موجودات عالم هیچکدام پدید آورنده وی نیستند. پس پدید آورنده وی، کسی است که مانند خودش نباشد. پدید آورنده وی کسی است که

هسته اتم اورانیم، دارای ۹۲ الکترون می باشد که با سرعتی متجاوز از ۲۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه بگرد پروتون یعنی هسته مرکزی می گردد. آیا نود الکترون در هر یک از اتمهای اورانیوم با این سرعت عجیب درین مدار بسیار کوچک، در سالیان دراز، بگردش خود ادامه بدهند و

دانشوران به حسب فطرت خود می دانند که پدیده های جهان تابع قوانین طبیعی است و تابع تصادف نمی باشد زیرا اگر پدیده ای را تحت آزمایش قرار دادند حکم می کنند همه امثال آن پدیده نیز همان حکم را دارند و اجزاء آنها همگی یکی است ولی اگر پیدایش

هیوم در نقد این برهان می گوید: اساس این برهان بر شباهت میان مصنوعات طبیعت و مصنوعات انسان است، بر این است که جهان از نظر ترکیب و تألیف اجزا مانند یک خانه و یا یک ماشین است که یک قوه بیرونی ذی شعور، یعنی عقل و روح، آنها را

اگر پیدایش جهان، نتیجه تصادف بود، هرج و مرج تکوینی بر آن حکومت می کرد. در نتیجه، علمی از علوم وجود نداشت و فلسفه مفقودالاثر می شد. چون پیدایش علم و فلسفه، در اثر وجود قوانین کلی و قواعد جاریه در طبایع می باشد. دانشمندی می گوید: احتمال پیدایش زندگی

هیوم در این قسمت از نقد خویش بر برهان نظم می گوید: فرضا این جهان بهترین جهان ممکن باشد که بهتر از آن امکان پذیر نباشد، بازهم دلیلی بر وجود باری تعالی که کمال مطلق و غنی بالذات و واجب الوجود است (بر حسب فرض) نمی شود، زیرا این برهان

آیا زیبائی در طبیعت، وجود دارد؟ آری. جهان پر است از زیبائیها. آیا این زیبائیهائی که ما آن را زیبائیهای طبیعتش می نامیم خود به خود پیدا شده است؟ آیا طراحی نداشته؟ مهندسی نقشه آنها را ترسیم نکرده است؟ عقل می گوید: زیبائی نمی تواند طبیعی باشد و خودبخود پیدا

دست یافتن بشر، بر داروها دو گونه می باشد: یکی در اثر اتفاق، دیگری در اثر کاوش و جستجو. مقصود، از پیدا شدن دارو برحسب اتفاق آن است که کسی دچار یک بیماری شده است و ندانسته و ناشناخته به داروئی برخورد کرده و خود ناآگاه به کار برده است

آیا می توان موجودی را تصور کرد که برتر و کاملتر از آن، موجودی نباشد؟ آری. به گواهی وجدان: شما معنی این پرسش را دانستید. به گواهی برهان: که صحت این پرسش باشد. اکنون می گوئیم: چنین موجودی، در خارج از تصور ما موجود است زیرا اگر موجود نباشد موجوداتی

عنصر، ماده بسیطی است که در اثر ترکیب آن با یک یا چند عنصر دیگر یا نسبتی معین، اجسام جهانی، پیدا می شوند. شماره عنصرهائی که تاکنون کشف شده اند ۹۲ یا بیشتر می باشد. فلزات، سنگها، همگی در اثر ترکیب این عناصر، پیدا شده اند. عنصر، تا قابل ترکیب

آیا نخستین ماده جهان چگونه پیدا شده؟ آیا اجزای آن چگونه پدیده آمدند؟ آیا چه شد که آن اجزا با هم ترکیب شدند و ماده را به وجود آوردند؟ هر چیزی در هنگام نابودی، از بود کردن خویش ناتوان است وگرنه بحث از علت و معلول، در فلسفه و علم

نیازهای فردا را امروز دیدن، نشانه خرد و دانش می باشد. نیروئی را در امروز برای فردا اندوختن، نشانه قدرت و توانائی می باشد. نادان، تنها امروز را می بیند و خردمند امروز و فردا را. آنکه نیاز آینده را بهتر تشخیص دهد، علمش بیشتر و عقلش کاملتر خواهد بود.

حیات چیست و حقیقت آن چه می باشد و چگونه پیدا شد؟ آیا حیات مادی می باشد؟ پاسخ پرسشهای نخستین را نمی توانیم بدهیم ولی به پاسخ پرسش های واپسین می پردازیم. تحلیل شیمیائی یک یاخته نمی تواند راز حیات را روشن سازد چون که یاخته زنده و یاخته مرده

هیوم در قسمت دوم نقدش بر برهان نظم می گوید: این برهان آنگاه یک برهان تجربی بود که مکرر تجربه شده بود، یعنی مکرر جهانهایی به همین شکل و همین وضع و همین نظام از موجوداتی شاعر و انسان ماب صادر شده بود و ما با تجربه رابطه چنین نوع

همه می دانید که حرارت و گرما، گذرا و رفتنی است، و هر جا که گرما پیدا شود، ماندنی نیست و رفتنی خواهد بود. چرا؟ آیا اگر حرارت ماندنی بود و نمی رفت، چه می شد؟ حرارت ابتدائی کره زمین به همان حال، باقی می ماند و زمین هیچگاه برای

۱- خلاصه نظریات هیوم در تقریر و بیان برهان نظم این است: الف . برهان نظم یک برهان تعقلی محض براساس بدیهیات اولیه نیست، برهانی تجربی است و مولود تجربه طبیعت است و باید واجد شرایط براهین تجربی باشد. ب. این برهان مدعی است که از تجارب ممتد درباره طبیعت،

وجود حرکت بستگی به دو چیز دارد: حرکت کننده و حرکت دهنده. محال است حرکت وجود پیدا کند و حرکت دهنده نداشته باشد. عقل هر جا حرکت کننده ای را ببیند، می گوید بایستی حرکت دهنده ای وجود داشته باشد. موجودات این جهان، از اتم تا کهکشان تا سحابیها، همگی

علوم طبیعی، پیدایش جهان را چنین می گوید: در آغاز، گازهائی در فضا، پراکنده بوده اند، سپس متراکم شده اند. در اثر تراکم گازها، کرات، آتشینی پیدا شده که ما آنها را خورشید می نامیم. سیارات آسمانی از خورشید ها جدا شده اند و به گرد خورشید به چرخیدن، پرداخته

کارگرهائی که بکاری مشغولند گاه چند واحد از کار را تشکیل می دهند. چنانچه هر کدام، برای خود خانه ای بسازند، درین صورت کارگرها انفرادی کار می کنند. گاه مجموع آنها یک واحد را تشکیل می دهند، چنانچه همگی یک خانه بسازند. درین صورت کار آنها، اجتماعی است و کارگرها

در سوره جاثیه آیه ۵ آمده: «و اختلاف اللیل و النهار و ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها و تصریف الریاح ایات لقوم یعقلون؛ و در آمد و شد شب و روز و رزقی که خدا از آسمان نازل کرده و زمین را پس

در علم وظائف الاعضاء، گوش ماهی را، نشانه پیشی و تقدم آب می دانند. بالهای پرندگان، شش های انسانی را، نشانه پیشی و تقدم هوا، می دانند. چشمها را نشانه پیش بودن نور، تحقیقات و کاوشهای علمی را، نشانه تقدم حقایق، وجود زندگی را، نشانه تقدم و پیش بودن یک

یکی از قطعی ترین قوانینی که در علوم طبیعی ثابت شده و با بداهت و جدائی مطابقت دارد، قانون ملازمه حرارت با حرکت، می باشد، یعنی حرارت، همیشه رفتنی است و ماندنی نیست. این قانون حکم می کند که این جهان ما، از نیستی به هستی آمده و همیشه نبوده

موضع اولیا الله در برابر مرگ : حال که مرگ برای اولیاالله یک آرزوست، آیا آنها در صدد تحقق بخشیدن به این آرزو هستند یا در عین اینکه مرگ برای آنها یک امر آرزویی است با آن مبارزه هم می کنند؟ نکته این است که هم آرزویش را دارند و