اسوه ‏هاى تربيتى و اخلاقى در نهضت‏ حسينى

اسوه ‏هاى تربيتى و اخلاقى در نهضت‏ حسينى

ايرانيان همچون ديگر ملتها دين اسلام را به اين دليل پذيرفتند كه دينى آسمانى است و فرامين آن خدايى و پيام آن با پيام فطرت سازگار است. در اين مكتب است كه ارزشهايى نظير شهادت و جهاد معنى مى‏دهد و شهيد قداست و ظمت‏خاصى مى‏يابد و شهادت به كام مجاهد

توضيح عكس العمل سوم، كه مربوط به خود يزيد است

توضيح عكس العمل سوم، كه مربوط به خود يزيد است

 امام اگر بيعت مي كرد اولاً تثبيت خلافت موروثي بود ثانياً شخصيت خود يزيد است كه او فردي فاسق و بدتر از همه متظاهر به فسق بود معاويه و بسياري از خلفاي بني اميه فاسق بودند ولي يك مطلب را كاملا درك مي كردند و مي دانستند اگر بخواهند ملك

احسان وبخشش امام حسين (عليه السلام)

احسان وبخشش امام حسين (عليه السلام)

احسان به قدر معرفت و بينش   روزى يك نفر از اعراب بيابان محضر حضرت حسين (ع) آمد و گفت: يابن رسول الله به يك خونبهاى كامل ضامن شده و از پرداخت آن عاجز شده‏ام، پيش خود گفتم: بروم مشكل خود را پيش بزرگوارترين مردم مطرح كنم و از او

دو جنبه قيام عاشورا

دو جنبه قيام عاشورا

حادثه و تاريخچه كربلا دو صفحه دارد؛ يك صفحه سفيد و نوراني و ديگري صفحه اي سياه و ظلماني، كه هر دو صفحه در صحنه روزگار، بي نظير است.     صفحه ظلماني از آن نظر كه در آن فقط جنايت ديده مي شود كه شايد به جاي حادثه بهتر باشد

آثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (ع)

آثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (ع)

سخنى پيرامون عزادارى و گريه بر سيدالشهدا (ع) «گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزه‏هاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب

آثار و بركات زيارت سيدالشهداء (عليه السلام)

آثار و بركات زيارت سيدالشهداء (عليه السلام)

سخنى پيرامون زيارت سيدالشهدا (ع)   اى غمين ز اشتياق حضرت او روز و شب مايل به زيارت او تو از او دور نيستى بالله «قبره فى قلوب من والاه »   در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده

آثار و بركات فردى سيدالشهداء (ع)

آثار و بركات فردى سيدالشهداء (ع)

1- چراغ هدايت و كشتى نجات‏ من آن نورم كه در شبهاى تاريك چراغ رهنماى كاروانم در اين دريا منم آن ناخدايى‏ كه كشتى را به ساحل مى‏رسانم‏ روايت شده كه امام حسين (ع) فرمود: «خدمت رسول خدا (ص) شرفياب شدم در حاليكه ابى بن كعب هم آنجا بود. حضرت

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره

درك پيام عاشورا و الگوگيرى از آن در گرو درك حقيقت قيام كربلا و ارائه تفسير صحيح از آن و شناخت و مبارزه با تحريفاتى است كه ممكن است در اين حادثه رخ دهد. در طول تاريخ، عالمان روشن‏ضمير شيعه، پيوسته نگهبانى از اين سنگر بزرگ را به عهده داشته‏اند

آثار و بركات تربت پاك سيد الشهداء(عليه السلام)

آثار و بركات تربت پاك سيد الشهداء(عليه السلام)

سخنى پيرامون تربت سيدالشهدا (ع)   سجده بر خاك تو شايسته بود وقت نماز اى كه از خون جبينت به جبين آب وضوست‏   فضيلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسينى است ، براى هيچ تربتى و قطعه‏اى از قطعات زمين نيست . خاك كربلا قطعه‏اى از بهشت

خطبه‌هاي‌ زينب‌ كبري

خطبه‌هاي‌ زينب‌ كبري

خطاب‌ اول‌: زينب‌ دست‌هاي‌ خود را در زير آن‌ پيكر مقدس‌ برد وبه‌ طرف‌ آسمان‌ بالا آورد وگفت‌: «اِلهي‌ تَقَبِّل‌ مِنّا ه’ذاَالقربان‌» «خداوندا، اين‌ قرباني‌ را از ما قبول‌ كن‌» حال‌ در وادي‌ مصيبت‌ هابرده‌ زينب‌ دو دست‌ را بالا رو نموده‌ به‌ جانب‌ معبودگفت‌ با او هر آنچه‌ در

زینب (س)

زینب (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س) ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری محل تولد : مدینه کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ،

ورود اهل بيت (ع) به درالاماره

ورود اهل بيت (ع) به درالاماره

عبيدالله زياد چون از ورود اهلبيت به كوفه آگه شد، مردم كوفه را از خاص و عام اذن عام داد لاجرم مجلس او را حاضر و بادي انجمن و آكنده شده، آنگاه امر كرد تا سر حضرت سيدالشهداء عليه السلام را حاضر مجلس كنند، پس آن سر مقدس را به

بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع)

بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع)

چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام به درجه رفيعه شهادت رسيد اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطيد و سرو كاكل خود را به آن خون شريف آلايش داد و به اعلي صوت بانگ واويلي برآورد و روانه به سوي سراپرده شد چون نزد خيمه آن حضرت رسيد چندان صيحه

اولين مجلس عزاى حسين(ع)

اولين مجلس عزاى حسين(ع)

از عصر عاشورا زينب تجلى مى‏كند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئيس قافله اوست چون يگانه مرد زين العابدين(سلام الله عليه)است كه در اين وقت‏به شدت مريض است و احتياج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستور كلى پسر زياد كه از جنس ذكور اولاد حسين

آخرين وداع

آخرين وداع

نوشته‏اند ابا عبد الله در حملات خودش نقطه‏اى را در ميدان مركز قرار داده بود. مركز حملاتش آنجا بود.مخصوصا نقطه‏اى را امام انتخاب كرده بود كه نزديك خيام حرم باشد و از خيام حرم خيلى دور نباشد،به دو منظور.يك منظور اين كه مى‏دانست كه اينها چقدر نامرد و غير انسانند.اينها

شب دهم: حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

شب دهم: حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب! در سپیده دم غیرت، “خون” که ـ با اباعبدالله (ع) ـ به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد! معادله جهان چیز دیگری شد: سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی

شب عاشورا

شب عاشورا

نزديك شب عاشورا، امام حسين عليه السلام ياران خود را به گرد خود آورد، امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: من با اينكه بيمار بودم، نزديك شدم ببينم پدرم به آنان چه مى‏گويد، شنيدم رو به اصحاب كرد و پس از حمد و ثنا فرمود: «اما بعد و انى لا اعلم

غيرت امام حسين(ع)

غيرت امام حسين(ع)

اين روح،از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدس حسين بن على عليه السلام متجلى بود،به قول خودش جزء خون و حياتش شده بود،امكان نداشت از حسين جدا شود.در لحظات آخر[حيات]ابا عبد الله،وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده است و قدرت حركت كردن ندارد،قدرت جنگيدن با دشمن ندارد،قدرت ايستادن

مبارزهء حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) و شهادت آن مظلوم

مبارزهء حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) و شهادت آن مظلوم

از بعض ارباب مقاتل نقل است كه چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظر كرد هفتاد و دو تن از ياران و اهلبيت خود را شهيد و كشته بر روي زمين ديد عازم جهاد گرديد، پس به جهت وداع زنها رو به خيمه كرد و پردگيان سرادق عصمت را طلبيد و

آخرين لحظات

آخرين لحظات

پس از آنكه حضرت عباس عليه السلام به شهادت رسيد، امام حسين عليه السلام غريب و بى ياور شد، و ديگر هيچكس را نيافت كه از او يارى كند، صداى گريه و ندبه بانوان حرم و كودكان را مى‏شنيد، در اين هنگام فرياد زد: «هل من ذاب يذب عن حرم

زينب«ع»

زينب«ع»

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين«ع»در نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«ع»در سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسين«ع»به دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخفف«زين اب»دانسته‏اند،يعنى زينت پدر. امام حسين«ع»هنگام ديدار،به احترامش

در بيان ورود اهلبيت عليهم السلام به مدينه طيبه

در بيان ورود اهلبيت عليهم السلام به مدينه طيبه

چون اهلبيت عليهم السلام از شام بيرون شدند طي مراحل و منازل نمودند تا نزديك به مدينه شدند، بشير بن جذلم كه از ملازمين ركاب بود گفت چون نزديك مدينه رسيديم حضرت علي بن الحسين عليه السلام محلي را كه سزاوار دانست فرود آمد و خيمه‌ها برافراخت و فرمود اي

تنها سفير بازمانده از مردان

تنها سفير بازمانده از مردان

حضرت على بن الحسين، امام سجاد عليه السلام در روز 5 شعبان يا 15 جمادى الاولى سال 38 هجرى قمرى در مدينه ديده به جهان گشود و در 12 يا 18 و بنابر مشهور در 25 محرم سال 95 ه.ق در سن حدود 56 سالگى مسموم شده و به شهادت

مردم‏ شناسى كوفه

مردم‏ شناسى كوفه

مقدمه شايد بتوان گفت واقعه عظيم و دردناك عاشورا موضوعى است كه طى قرون متمادى بيشترين سهم تاليف در ميان شيعه و بلكه در ميان مسلمانان را از آن خود كرده است. اما در اين ميان، بخش ناچيزى از اين آثار و تاليفات به بررسى اوضاع اجتماعى دنياى اسلام در

ورود اهل بيت (ع) به مجلس يزيد پليد

ورود اهل بيت (ع) به مجلس يزيد پليد

يزيد ملعون چون از ورود اهلبيت طاهره عليهم السلام به شام آگهي يافت مجلس آراست و به زينت تمام بر تخت خويش نشست و ملاعين اهل شام را حاضر كرد، از آن سوي اهل بيت حضرت رسول صلي الله عليه و آله را با سرهاي شهداء عليهم السلام در باب

خطبه حضرت ابالفضل العبّاس در شهر مكّه مكرّمه در سال60 هجري.[پيش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه].

خطبه حضرت ابالفضل العبّاس در شهر مكّه مكرّمه در سال60 هجري.[پيش از هجرت كاروان از مكّه به كوفه].

«بسم الله الرّحمن الرّحیم» «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً. أَیُّهَا الکَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریَّه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیَّه وَ اَسرارُهُ العِلّیَّه وَاختِبارُهُ

مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع

مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع

عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و ياران، حضرت عباس عليه السلام تنهايي و بي كسي امام را نتوانست تحمل كند. محضر امام(ع) رسيد و رخصت ميدان رفتن و جانفشاني خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه ميدان مي دهي؟ امام حسين(ع) گريه شديدي كردند و فرمودند: برادر! تو

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس(ع)

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس(ع)

خاندان حضرت عباس (ع): در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به

به ميدان رفتن حضرت على‏اكبر(ع)

به ميدان رفتن حضرت على‏اكبر(ع)

نوشته‏اند تا اصحاب زنده بودند،تا يك نفرشان هم زنده بود،خود آنها اجازه ندادند يك نفر از اهل بيت پيغمبر،از خاندان امام حسين،از فرزندان،برادر زادگان، برادران،عموزادگان به ميدان برود.مى‏گفتند آقا اجازه بدهيد ما وظيفه‏مان را انجام بدهيم،وقتى ما كشته شديم خودتان مى‏دانيد.اهل بيت پيغمبر منتظر بودند كه نوبت آنها برسد. آخرين

على اصغر«ع»

على اصغر«ع»

يكى از فرزندان امام حسين«ع»كه شير خوار بود و از تشنگى،روز عاشورا بى تاب=شده بود.امام،خطاب به دشمن فرمود:از ياران و فرزندانم،كسى جز اين كودك نمانده است.نمى‏بينيد كه چگونه از تشنگى بى تاب است؟در«نفس المهموم»آمده است كه فرمود:«ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل»در حال گفتگو بود كه تيرى از كمان حرمله

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید