داستان های صدر اسلام 9

داستان های صدر اسلام 9

آماده نبرد  پيامبر(ص) در ماه شوال به يارانش اعلام نمود، تا براي جنگ با سپاه كفر آماده شوند، آن شب عبدالله در پوست خود نمي‌‌گنجيد. پيامبر (ص) از آنان براي جنگ با كفار ياري خواسته بود و اين براي او افتخاري بس عظيم به شمارمي‌رفت. پاسي از شب گذشته در

خواستگاری پر از عشق و حیا

خواستگاری پر از عشق و حیا

خواستگاری -یا رسول الله! دخترت فاطمه را به همسری من درآور! من مهریه ی او را صد ناقه ی سیاه کبود چشم که همگی از شتران باردار مصری هستند، همراه با ده هزار دینار قرار می دهم.   -دیگری گفت: من نیز همان اندازه مهریه قرار می دهم، به علاوه

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید