
نگاهی به اسماء حسنی الهی 7
و اینكه- بنا به نقل توحید- فرمود: و اسماء سه گانه اركان و حجاب هایى است براى آن یك اسم، سرش این است كه اسم مكنون مخزون از آنجایى كه اسم است، تعین و ظهورى است از ذات متعالى، و از جهت اینكه بحسب ذات و از ناحیه خودش مكنون
1497 مقاله

و اینكه- بنا به نقل توحید- فرمود: و اسماء سه گانه اركان و حجاب هایى است براى آن یك اسم، سرش این است كه اسم مكنون مخزون از آنجایى كه اسم است، تعین و ظهورى است از ذات متعالى، و از جهت اینكه بحسب ذات و از ناحیه خودش مكنون

و اینكه در روایت دارد خداوند اسمى از اسماء خود و یا چیزى از اسم اعظم خود را به پیغمبرى از پیغمبران آموخته معنایش این است كه راه انقطاع وى را بسوى خود به وى آموخته، و اینطور یاد داده كه اسمى از اسماء خود را در دعا و مسئلت

پس، از آنچه گذشت روشن گردید كه انتساب ما به خداى تعالى بواسطه اسماء او است، و انتساب ما به اسماى او بواسطه آثارى است كه از اسماى او در اقطار عالم خود مشاهده مى كنیم. آرى، آثار جمال و جلال كه در پهناى گیتى منتشر است تنها وسیله اى

از طرفى دیگر وقتى بنا شد تمامى نقائص و حوائج را از او سلب كنیم، بر مى خوریم به اینكه داشتن حد هم از نقائص است، براى اینكه، چیزى كه محدود باشد بطور مسلم خودش خود را محدود نكرده، بلكه موجود دیگرى بزرگتر از آن و مسلط بر آن بوده

ظاهر كلام خداى تعالى در هر جا كه ذكرى از اسماء خود كرده نیز این معنى را تایید مى كند، مانند آیه اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى؛ خداوند كه جز او معبودى نیست، براى او است اسماء حسنى ( سوره طه آیه 8) و آیه قُلِ ادْعُوا

خداوند در سوره اعراف: آیه 180 می فرماید: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ سَیُجْزَوْنَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ؛ خدا را نام هاى نیكوتر است او را بدانها بخوانید و كسانى را كه در نام هاى وى كجروى مى كنند واگذارید. به زودى سزاى اعمالى

عـرفـات عرفات، سرزمین شناخت، سرزمین اولین انسان، كه هبوط كرد و دوباره راه صعود بازگرفت … سرزمین آدم و ابراهیم و محمد صلی الله علیه و آله، سرزمین تجلى كامل جبرئیل بر پیغمبر، سرزمینى برّ و برهوت، بىهیچ نشانه و ساختمانى … در اینجا انسان است و زمین و آسمان

مفاهیمی را که نشانگر ضعف مرتبه وجود و نقص و محدودیت آن است نمی توان برای خدای متعال اثبات کرد ولی سلب آنها را می توان به عنوان «صفات سلبیه» قلمداد کرد مانند: سلب شریک و ترکیب و جسمیت و زمان و مکان. یک دسته دیگر از مفاهیم ثبوتی از

خداوند عالم، عوالمی خلق کرده است که موجودات آن عوالم به دلائل خاص، هر کمالی که می توانند داشته باشند از همان اول دارند و به عبارت دیگر هیچگونه استعداد و قوه ای در آنها وجود ندارد بلکه همه به فعلیت رسیده اند یعنی از اولی که آفریده شده اند

در این مقاله بر سر آنیم كه آنچه به نحو كلى در بخش نخستین گفتار بیان كردهایم، تا حدى كه در خور این مقاله است، در مورد به مورد مناسك حج بازخوانى كنیم: پس از: «كعبه» مىآغازیم …: خانهای كه به تعبیر قرآن «اول بیت وضع للناس»(1) است. خانه ساده

کسانی که صفات ثبوتی خدای متعال را هم به معنای سلبی برگردانده اند پنداشته اند که بدین وسیله می توانند به تنزیه مطلق دست یابند و از نسبت دادن مفاهیمی که در مورد ممکنات و موجودات متناهی و محدود هم به کار می رود در حق خدای متعال خودداری کنند.

تنزیه هایی که در قرآن کریم آمده است که رد افکار موجود زمان بوده است، مثل «لم یلد و لم یولد؛ نزائیده و زائیده نشده است» رد کسانی است که می گویند خداوند فرزند دارد یا می گویند خداوند زاده شده است: «و لم یکن له کفوا احد» برای خداوند

این عبادت اسلامی همچون سایر عبادات اسلامی دارای حکمتهای سودمندی است که سود آن عاید فرد و جامعه میگردد. ما در اینجا به اختصار به بعضی از حکمتهای حج میپردازیم:مهمترین و سودمندترین حکمت حج اظهار عبودیت و بندگی به پیشگاه خداوند متعال است که این امر در تمام اعمال حج

وحدانیت خدا : هر واقعیتى را از واقعیتهاى جهان فرض کنیم واقعیتى است محدود یعنى بنا بفرض و تقدیرى (فرض وجود سبب و شرط) هستى را دارا است و بنا بفرض و تقدیرى (فرض عدم سبب و شرط) منفى است و در حقیقت وجودش مرزى دارد که در بیرون آن

حضرت إبراهیم علیه السّلام از خداوند تقاضا نمود که جنبه فاعلی و إعمال قدرتی که برای زنده شدن مردگان صورت میگیرد را بداند، و گفت: «کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتَی؛ چگونه تو ای پروردگار به مردگان جان میدهی؟» (قسمتی از آیه 260 سوره بقره). این سؤال غیر از پرسش إرمیای نبی در

حج، آغاز حركت حج، [يعني] آهنگ، قصد، يعني حركت و جهت حركت نيز هم. همه چيز با كندن تو از خودت، از زندگيات و از همه علقههايت آغاز مي شود. مگر نه در شهرت سكني؟ سكونت، سكون؟ حج، نفي سكون زندگي، چيزي كه هدفش خودش است يعني مرگ، نوعي مرگ

در چندین آیه از آیات قرآن کریم داریم که کلمه مشیت الهی را آورده است: اگر خدا بخواهد . این لفظ ان شاء الله که ما این همه به کار می بریم و باید هم به کار ببریم فلسفه دارد: ما در مورد قطعی ترین کارها می گوییم اگر خدا

كلمه رب در اصل به معنى مالك و صاحب چیزى است كه به تربیت و اصلاح آن مى پردازد. این كلمه بطور مطلق تنها به خدا گفته مى شود و اگر به غیر خدا اطلاق گردد حتما به صورت اضافه است مثلا مى گوئیم رب الدار ؛ صاحب خانه، رب

خداوند در آخر سوره الرحمن می فرماید: «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام؛ مبارک است و پر برکت است نام پروردگارت آن نام پر جلال و صاحب جلالت و صاحب اکرام»، که می گویند اشاره به همان نام “الرحمن” است که سوره با آن شروع شده است. سوره با

زیارت خانهاش را فریضه كرد بر شما مردمان كه قبلهاش ساخت برای همگان، و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان درآیند چون چارپایان و بدان پناه برند چون كبوتران، و دو نشانه برای دینداران. فروتنی برابر عظمت او، و اعتراف به عزّ او؛ و از آفریدگانش آن را گزید كه چون دعوت

درباره کلمه رب باید بگوئیم که در فارسی کلمه ای که بتوانیم معادل آن قرار دهیم نداریم. گاهی به معنای تربیت کننده، معنی می کنند ولی باید توجه داشت که رب از ماده ربب است نه از ربی و تربیت کننده کلمه ای است که معادل مربی قرار می گیرد

در سوره معارج درباره خدای متعال کلمه بسیار پرمعنایی آمده است: «من الله ذی المعارج؛ از ناحیه الله، صاحب پله ها و درجات قرب» (معارج/3). «معرج» از «عروج» است. معرج یعنی محل عروج و بالا رفتن. خدای صاحب معارج یعنی او محلها و مقامات در نزد خود برای بالا رفتن

چگونه بايد به چنين رازي از حج ، پي ببريم؟ ما به عنوان يك مسلمان در شهر يا روستاي خود، براي خدا خانهاي بنا ميكنيم و نام آن را مسجد قبيله، مسجد محلّه و يا مسجد شهر ميگذاريم و با مرزبنديهاي خانوادگي، منطقهاي و قومي، مساجد را از يكديگر جدا

خرده ای که اهل حدیث بر معتزله می گرفتند و معتزله جواب درستی نداشتند این بود که اصل عدل (به مفهوم شامل اختیار و حسن و قبح عقلی و معلل بودن افعال باری به اغراض) با توحید افعالی و بلکه با توحید ذاتی سازگار نیست، زیرا اختیار معتزله نوعی ”

چگونه بايد به چنين رازي از حج ، پي ببريم؟ ما به عنوان يك مسلمان در شهر يا روستاي خود، براي خدا خانهاي بنا ميكنيم و نام آن را مسجد قبيله، مسجد محلّه و يا مسجد شهر ميگذاريم و با مرزبنديهاي خانوادگي، منطقهاي و قومي، مساجد را از يكديگر جدا

تجلى مهر و قهر در انسان کامل : انسان کامل از آن جهت که جامع همه کمالهاى امکانى است، چون مظهر تمام اسماء است این هماهنگى را بهتر از دیگر موجودها ارائه مى دهد، به همین جهت رسول اکرم(ص) در جریان جنگ احد با تحمل همه رنجها، پیشنهاد نفرین به

2 ـ بُعد عبادي و سياسي اسلام هدف ما از طرح جامعيت انديشه اسلامي و شمول آن نسبت به دين و زندگي، اين است كه به ابعاد سياسي و اجتماعي حج برسيم؛ ابعادي كه در بعد عبادي حج نهفته است و اين واجب مهم را از يك مراسم بيروح و

چگونه انسان خدا را نپرستد و حال آنکه مظاهر ربوبیت پروردگار را در عالم می بیند. این زمینی که هم اکنون به صورت یک بستری برای استراحت شما درآمده است آیا معلول تصادف است یا معلول ربوبیت؟ و این نظام آسمان که در بالای سر شما به شکل سقفی جلوه

ابعاد عرفاني، تربيتي و عبادي حج به حدّي گسترده است كه بايد هر يك به طور جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گيرد. ما در اين نوشتار تنها به چند نكته كلّي شايسته دقّت و تأمّل اشارت داشته، تفصيل مطالب را به فرصتي ديگر موكول ميكنيم: 1 ـ انديشه تجزيه

در سوره ملک آیه 14 آمده: «و هو اللطیف الخبیر؛ و اوست لطیف آگاه». کلمه ” لطیف ” در قرآن مکرر استعمال شده است و در موارد مختلف معانی مختلف دارد، ولی ریشه همه معانی یک چیز است. به طورکلی لطافت یک چیز، عبارت است از نوعی صفت در شی