کسانی که صفات ثبوتی خدای متعال را هم به معنای سلبی برگردانده اند پنداشته اند که بدین وسیله می توانند به تنزیه مطلق دست یابند و از نسبت دادن مفاهیمی که در مورد ممکنات و موجودات متناهی و محدود هم به کار می رود در حق خدای متعال خودداری کنند. اشکال این دیدگاه این است که اولاً: سلب یکی از دو طرف نقیض در حکم اثبات دیگری است یعنی اگر درباره عالم بودن خداوند می گویند یعنی جاهل نیست. این سلب جهل از خداوند، اثبات علم برای خداست، زیرا نمی شود خداوند جهل نداشته باشد و علم هم نداشته باشد. همانگونه که نمی تواند هم علم داشته باشد هم جهل. به عبارت دیگر همانگونه که اجتماع در نقیض مانند علم و جهل در یک موجود مثل خدا ناممکن و محال است ارتفاع در نقیض یعنی نبودن مثلاً علم و جهل درباره خداوند نیز محال است. ثانیاً: هنگامی که مثلاً علم درباره خداوند به نفی جهل برگردانده می شود و در واقع معنای عدمی جهل از ساحت الهی سلب می گردد و روشن است که تصور این معنای عدمی بودن تصور، نقطه مقابل آن یعنی علم ممکن نیست پس باید در رتبه مقدم، علم را اثبات کرده باشند.
نقد نظریه اثبات صفات ثبوتی برای خدا از راه نفی نقطه مقابل آنها
- شهریور 21, 1392
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 235 نفر
- برچسب ها : اثبات, اسماء, اسماء و صفات, پروردگار, پرونده خدا, خدا, خداشناسی, صفت, صفت ثبوتی
اشتراک گذاری این صفحه در :
تکلیف نوزادان طلاق
۱۴۰۴/۱۲/۲۳
تأثیر بد اسمهای نامناسب و نازیبا
۱۴۰۴/۱۲/۲۲
بهترین هدیه برای همسر
۱۴۰۴/۱۲/۲۱
خوردنیهای ممنوع در دوران بارداری
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
جلوههای بهار در آیات قرآن و شعر بزرگان
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰