
دلایل آرامش روحی بعد از انجام مراسم عبادی
ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است: یاد حق و غیر او را از یاد بردن. قرآن کریم در یک جا به اثر تربیتی و جنبه تقویتی روحی عبادت اشاره می کند و می گوید: ” نماز از کار بد و زشت
210 مقاله

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است: یاد حق و غیر او را از یاد بردن. قرآن کریم در یک جا به اثر تربیتی و جنبه تقویتی روحی عبادت اشاره می کند و می گوید: ” نماز از کار بد و زشت

شفاعت از آن خدا است : فرق اساسی شفاعت واقعی و حقیقی با شفاعت باطل و نادرست در این است که شفاعت واقعی از خدا شروع می شود و به گناهکار ختم می گردد، و در شفاعت باطل عکس آن فرض شده است. در شفاعت حقیقی، مشفوع عنده، یعنی خداوند،

بیان دیگر در باب وحدت وجود این است که وحدت وجود نه به معنای این است که وجود منحصر به ذات حق است بلکه معنایش این است که همه موجودات موجودند به یک حقیقت که آن، حقیقت وجود است ولی حقیقت وجود مراتب دارد، یک مرتبه او واجب است و

یکی از شرایط باز یافتن خود، شناختن و باز یافتن علت و خالق و موجد خود است. یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد. علت واقعی هر موجود مقدم بر وجود او است از خودش به خودش

۱- توحید دربندگی قال یا قوم انی لکم نذیر مبین نوح برای اولین بار رفت و به مردم اعلام کرد: مردم! من اعلام خطر کننده آشکاری هستم، یعنی رسالت انذاری خودش را از طرف پروردگار به قوم خودش ابلاغ کرد، که چه بکنید؟ اولین سخن هر پیغمبری ان اعبدوالله است،

ثنای خدا به دو شکل است : یکی تسبیح و دیگری تحمید . تسبیح یعنی تنزیه ، یعنی خدا را از آنچه که ذات او مبراست منزه کردن ، و برتر دانستن او از آنچه که شأن مخلوقین است ، از آنچه که حاکی از نوعی نقص و ناتوانی و

افرادی هستند که بهشت آنها ( چون ما جنات داریم و یک بهشت نیست ) بهشتی است که شاید تا ابد به سفره مادی بهشت توجه هم نکنند. آنها حسابشان حساب دیگری است. «یا ایتها النفس المطمئنه * ارجعی الی ربک راضیه مرضیه* فادخلی فی عبادی* و ادخلی جنتی» (فجر/۲۷

یکی از حساب های عالم، توکل و اعتماد به خداست. توکل یعنی انسان در پیمودن راه حق چه از جنبه مثبت و چه از جنبه منفی تزلزل به خود راه ندهد و مطمئن باشد که اگر در جریان زندگی هدف صحیح و خداپسند خود را در نظر بگیرد نه منافع

در این مرحله می توانیم مالک خاطرات نفس خودمان، خاطرات ضمیر خودمان (باشیم). این مسأله را کاملا توجه بفرمایید. همانهایی از ما که مالک چشم خودمان هستیم. مالک زبان خودمان هستیم، اراده مان قوی است، مالک دست خودمان هستیم، مالک پای خودمان هستیم، مالک زبان خودمان هستیم، مالک شهوت خودمان

در آیه ۴۶ سوره الرحمن آمده: «و لمن خاف مقام ربه جنتان؛ برای کسانی که مقام پروردگار خود را بترسند دو جنت است، دو بهشت است». تعبیر قرآن کریم این است: کسانی که از مقام پروردگار بترسند. تعبیر این نیست: کسانی که از پروردگار بترسند. ” از پروردگار بترسند ”

وقتی خداوند نسبت به بنده ای از بندگانش لطف مخصوصی دارد، او را گرفتار سختی ها می کند. جمله معروف «البلاء للولاء» مبین همین اصل است. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: «ان الله عزوجل لیتعاهد المؤمن بالبلاء کما یتعاهد الرجل اهله بالهدیه من الغیبه؛ خدا از

قرآن می گوید در این آسمانها و زمین نظر کنید، بروید هر چه هست بشناسید، ای انسان خودت را بشناس، جهانت را بشناس، خدایت را بشناس، زمانت را بشناس، جامعه و تاریخ خودت را بشناس. حتی آیه « یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم » ” (مائده/۱۰۵) ای اهل ایمان

خداوند در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره معارج می فرماید: «والذین هم من عذاب ربهم مشفقون *ان عذاب ربهم غیر مأمون» کسانی که از عذاب پروردگار خودشان ترسناکند، خوف خدا دارند، چرا؟ چون نسبت به عذاب الهی نمی شود مطمئن بود، هیچ کس نمی تواند ادعای اطمینان کند و بگوید

قرآن کریم تدبیر خلقت را گاهی به خداوند نسبت می دهد و گاهی به فرشتگان. گاه می فرماید: ”یدبر الامر من السماء الی الارض”؛ خدا امر را از آسمان به زمین تدبیر می کند و می فرستد. (سجده:۵) و گاه می فرماید: ”فالمدبرات امرا”؛ قسم به فرشتگان تدبیر کننده امر.

اولا عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث میکند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است و حال آنکه همه سیستمهای اخلاقی ضرورتی نمیبینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند، فقط سیستمهای اخلاقی مذهبی این جهت را مورد عنایت و

معاد عبارتست از رجوع انسان بسوی خدا؛ چون معاد به معنای محل رجوع یا زمان یا اصل رجوع نمودن است، و بواسطه آن عود و بازگشت انسان بسوی خدا تحقق می پذیرد. و از اینجا بدست می آید که انسان باید از نزد خدا آمده باشد تا عود و برگشتش

خطبه ای است در نهج البلاغه که ظاهرا علی علیه السلام در روزهای اول خلافت ایراد کرده اند. این خطبه راجع به حق و حقوق است و بسیار خطبه با ارزش و پرمعنائی است. این جمله نسبتا معروف است: «الحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف»؛ حق از

قرآن کریم گاهی تعبیرات خاصی درباره برخی از آدمیان به کار می برد، از قبیل ” خود زیانی ” یا ” خود فراموشی “یا ” خود فروشی ” مثلا در سوره اعراف آیه ۵۳ می فرماید: «قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما کانوا یفترون، همانا خود را باخته و

انگور یاقوتی را دیده اید دانه هایش چه اندازه به هم پیوسته است؟! حیوان کوچکی است که روی این دانه ها حرکت میکند و بعضی از اوقات داخل خوشه میرود؛ ما به این حیوان پینه دوز میگوئیم. حیوانی است ریز، بالهای قرمز رنگی دارد و روی آن رنگ، خالهای سیاه

قبل از اینکه آیه الله بروجردی (اعلی الله مقامه) به قم بیایند، من از نزدیک خدمت ایشان ارادت داشتم، بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسیده بودم. مردی بود در حقیقت با تقوی و براستی موحد. نگوئید هر کس مرجع تقلید شد، البته موحد هست. توحید هم مراتب دارد.

برای اینکه مفهوم و معنی پرستش روشن شود و تعریف صحیحی بتوانیم از آن به دست آوریم لازم است دو مقدمه ذکر کنیم: پرستش یا قولی است یا عملی. پرستش قولی عبارت است از یک سلسله جمله ها و اذکار که به زبان می گوییم مانند قرائت حمد و سوره

تمام دار وجود در طریق محبت الهی در حرکت است، آن گیاه هم که حرکت می کند جز عشق او چیزی در سر ندارد، آن سنگ هم که می گوییم با قوه جاذبه حرکت می کند در واقع غیر از اینکه ذات حق را جستجو می کند و محبت او

برای نیل به سعادت، علاوه بر جریان اعمال و گامهایی که خود انسان بر می دارد، یک جریان دیگری نیز همیشه در جهان است و آن جریان رحمت سابقه پروردگار است. در متون دینی آمده است: «یا من سبقت رحمته غضبه؛ ای کسی که رحمت او بر غضبش تقدم دارد».

معنی «الذین یؤمنون بالغیب؛ آنان که به غیب ایمان می آورند» (بقره/۳) چیست؟ آیا فقط اینست که ایمان داشته باشیم که غیبی وجود دارد، خدایی وجود دارد، وحیی وجود دارد، ملائکه و فرشتگانی وجود دارند؟ کتب آسمانی، منشأ غیبی دارند؟ معاد ی وجود دارد؟ یا ایمان داشته باشیم که حضرت

بشر ، همه سنتها و قانون های آفرینش را نمی شناسد و همینکه چیزی را بر ضد قانون و سنتی که خود ، آگاهی دارد در نظر می گیرد ، می پندارد مطلقا بر خلاف قانون و سنت است ، استثناء است ، نقض قانون علیت است ، و در

گاهی سؤال می شود: آیا اساسا در مورد خداوند، ” مصلحت ” و ” حکمت ” می تواند معنی و مفهوم داشته باشد؟ آیا می توان گفت خداوند فلان کار را به خاطر فلان مصلحت کرده است و یا حکمت فلان کار خداوند این است و آن است؟ و آیا

قضا و قدر : قانون علیت در جهان هستى به نحو استثناء ناپذیر حکمفرما و جارى است. به مقتضاى این قانون هر یک از پدیده هاى این جهان در پیدایش خود بعللى ( اسباب و شرائط تحقق ) بستگى دارد که با فرض تحقق همه آنها ( که علت تامه

در جهان هیچ موجودی به اندازه انسان نیازمند به تفسیر و توضیح نیست، چون در انسان چیزهایی دیده می شود. که در غیر انسان دیده نمی شود، و پیچیدگیهایی مشاهده می شود که توضیح و تفسیرش آسان نیست بلکه فوق العاده مشکل است، و به همین جهت است که انسان

انسان اگر بصیرتی نداشته باشد در ابتدا خیال می کند که تقوا همچنان که محدودیت است، محرومیت هم هست، هم محدودیت است و هم محرومیت، این طور می گوید: آدم باید زندگی کند، با تقوا که نمی شود زندگی کرد، با تقوا زندگی کردن یعنی انسان خودش را از همه

در آن شب تار، در هوای سرد، در میان بیابان که حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام برای زنش که درد مَخاض و زائیدن او را گرفته، و تک و تنها مانده، به دنبال آتش میگشت، نه یاری و یاوری، و نه غذائی و دوائی، و نه