
زاغههای دروغین , ریگ در دهان , روغن تن , روشنایی سیگار , رمز عبور
زاغههای دروغین معمولاً لاستیکی را درمحلی دور از سنگرهایمان آغشته به بنزین میکردیم و منتظر شلیک خمپارهی دشمن میشدیم. به محض شنیدن صدای انفجار اولین خمپاره لاستیک را آتش میزدیم و دشمن بدگمان اصابت گلوله به زاغهی مهمات، آن منطقه را زیر آتش میگرفت تا سایر زاغههای احتمالی هم ازبین