طنز 22

طنز 22

الهي حرامتان باشد آن شب يكي از آن شب‌ها بود، بنا شد از سمت راست يكي‌يكي دعا كنند، اولي گفت: «الهي حرامتان باشد.» بچه‌ها مانده بودند كه شوخي است، جدي است، بقيه دارد يا ندارد، جواب بدهند يا ندهند؟ كه اضافه كرد: «آتش جهنم» و بعد همه گفتند: «الهي آمين.»

شهيد از منظر قرآن و سنت

شهيد از منظر قرآن و سنت

در قرآن آيات متعددي درباره شهيد و فضيلت آن در راه خدا ذکر شده است که به اختصار قسمتي از آن را بيان مي‌کنيم.الف- بررسي آيات قرآن 1- سوره بقره، آيه 154: «و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل‌الله اموت بل احياء ولکن لا تشعرون» «کسي را که در راه

شهدا و امام حسین (ع)

شهدا و امام حسین (ع)

هیچ کس نمی تواند نقش اهل بیت(ع) و مخصوصا امام حسین(ع) را در پیروزی های ما در جنگ انکار کند، اگر نبود علاقه و محبت وافر رزمنده ها به امامان، بی شک توانایی ایستادگی مقابل آن همه ارتش تا دندان مسلح، غیر قابل اجرا می شد. گوشه ای از این

شهادت اميرالمومنين عليه السلام

شهادت اميرالمومنين عليه السلام

مـشـهـور ميان علماى شيعه آن است كه در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سنه چهلم از هجرت در وقـت طـلوع صـبح حضرت سيّد اوصياء على مرتضى عليه السّلام از دست شقى ترين امّت ابـن مـلجـم مـرادى لعين ، ضربت خورد و چون ثُلثى از شب بيست و يكم آن ماه

طنز 21

طنز 21

از خوف خدا غش كرده اگر كسي بي‌موقع در ميان جمع مي‌خوابيد، خصوصاً اگر اين شخص بعد از سلام نماز خوابش مي‌برد يا مثلاً در مراسم دعاي كميل، دعاي توسل يا زيارت عاشورا كه نوعاً بعد از نماز صبح برگزار مي‌شد و به گوشه‌اي مي‌افتاد و از خود بي‌خود مي‌شد

طنز 15

طنز 15

چهار كلمه، چهار شخص بچه‌ها طبق آداب جبهه، روي چهار تكه كاغذ، كلمات اسير، مجروح، شهيد، سالم را نوشته، هر كس يكي را برداشت. فرد «سالم» گفت: بله، اگر قرار باشد ما هم شهيد شويم، چه كسي از كيان اسلامي محافظت كند؟ معلوم است ما براي خدا مهم هستيم، شايد

چگونگى شهادت قنبر به دست حجاج

چگونگى شهادت قنبر به دست حجاج

وقتى كه عبدالملك ، پنجمين خليفه اموى ، در سال 65 هجرى به خلافت نشست ، حجاج بن يوسف ثقفى را حاكم و فرماندار عراق كرد. حجاج از افراد پليد و بسيار خون آشام روزگار است كه هركس مى خواهد براى طغيان و ظلم و خونخوارى و جنايت مثلى بزند،

پنجاه حدیث در مورد شهید و شهادت

پنجاه حدیث در مورد شهید و شهادت

1. بالاترین نیکیها قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر. رسول خدا(ص) می فرماید : بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه

وصیت نامه اخلاقی شهدا

وصیت نامه اخلاقی شهدا

1- شهید حسین بیگلری محل تولد آذربایجان غربی: «برادران! خدای نکرده نماز را از یاد نبرید تا آنجا که می‌توانید خوابتان را کم کنید. درس خوانده و در سنگر مدارس برای حفظ اسلام علم یاد بگیرید و با هم با صمیمیت زندگی کنید و بیشتر مطالعه کنید» 2- شهید کریم

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع)روزهاي آخر سال 79 و سال امام علي (ع) در منطقه‌ي جنوب، با عراقي‌ها در خاك عراق به طور مشترك تفحص مي‌كرديم. صبح بلند شديم كه براي تفحص برويم. يك‌ سري شهيد پيدا كرده بوديم و آن‌ها را چيده بوديم و براي آن‌ها زيارت عاشورا مي‌خوانديم

مشعلداران

مشعلداران

كرامت يك خواب تقريباً اوايل سال 72 بود كه در خواب ديدم در محور «پيچ‌انگيز» و شيار «جبليه» در روي تپه‌ي‌ ماهورها، شهيدي افتاده كه به صورت اسكلت كامل بود و استخوان‌هايش سفيد و براق! شهيد لباسي به تن داشت كه به كلي پوسيده بود. وقتي شهيد را بلند كردم،

آثار عظمت و بزرگی روح شهدا 2

آثار عظمت و بزرگی روح شهدا 2

قرآن کریم پیغمبر (ص) را تشبیه به یک چراغ می کند، باید چراغ باشد تا ظلمتها از میان برود و هر کسی بتواند بکار خودش مشغول باشد. چقدر عالی گفته است این شاعره زمان ما پروین اعتصامی، خدایش بیامرزد. از زبان شاهدی و شمعی می گوید: یک شاهد، یک محبوب،

آثار عظمت و بزرگی روح شهدا 1

آثار عظمت و بزرگی روح شهدا 1

امام حسین علیه السلام یک روح بزرگ و یک روح مقدس است. اساساً روح که بزرگ شد، تن به زحمت می افتد و روح که کوچک شد، تن آسایش پیدا می کند. این خود یک حسابی است. متنبی شاعر معروف عرب شعر خوبی دارد، می گوید: و اذا کانت النفوس

والدين موفق

والدين موفق

1 – پدر دو شهيد در مكتب اهل البيت عليهم السلام پس از شهادت على عليه السلام و تسلط مطلق معاويه بن ابى سفيان بر خلافت اسلامى ، خواه ناخواه برخوردهايى ميان او و ياران صميمى على عليه السلام واقع مى شد، همه كوشش معاويه اين بود تا از آنها

به اين ميگن روحانی + عکس

به اين ميگن روحانی + عکس

در قم كه درس می‌خوندم، روزهای پنجشنبه می‌رفتم عملگی، خسته و كوفته، غروب راه می‌افتادم طرف جمكران. مثل ديوانه‌ها، پا برهنه. تا اونجا… شهید مصطفی ردانی پور به سال 1337 در شهر اصفهان متولد شد. ایشان پس از گذراندن دوران نوجوانی تصمیم گرفت به جای تحصیل در هنرستان به حوزه

يک شب قبل از شهادت

يک شب قبل از شهادت

شهيد عيسي حيدري در يکم خرداد ماه سال 1343 در روستاي بيدزنوئيه، پنج کيلومتري شهر رابر از توابع شهرستان بافت به دنيا آمد. از ابتدا در مکتب‌خانه، قرآن را آموخت و تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در روستاي مجاور به پايان رسانيد. به جهت تحصيل در مقطع متوسطه وارد شهر

نخستين شهيد روستاي نورآباد

نخستين شهيد روستاي نورآباد

عبدالحسين انصاري فرزند شهيد «بيژن انصاري» و شاعر نام آشناي هرمزگان است؛ وي در سال 1354 در روستاي نورآباد ممسني استان هرمزگان متولد شد؛ 5 سال بيشتر نداشت كه از محبت پدر، تكيه‌گاه ‌كودكي‌هايش كه آن روزها در كردستان بود، محروم شد و مادر يك تنه، بار همه زندگي را

وقتي شهيد صدايمان مي کند

وقتي شهيد صدايمان مي کند

خاطره هايي از لحظات بهشتي تفحص جنگ به پايان آمد، تفنگ ها از نفس افتادند، رزمندگان برگشتند و لباس رزم را به لباس سازندگي تبديل کردند اما عشق به پايان نيامد. عشق – حتي – کمتر حاضر شد به شهر برگردد. عشق در جبهه ماند، در مناطقي که شهدا، اين

وصال در جاده فاو – ام‌القصر

وصال در جاده فاو – ام‌القصر

نگاهي به زندگي شهيد جمشيد گنجگاهي جمشيد گنجگاهي – مشهور به حسين گنجگاهي – فرزند احد گنجگاهي در 10 تير 1338 در اردبيل متولد شد. گنجگاهي دوران ابتدايي را در مدرسه ديباج در سالهاي 1350 – 1345 و دوران راهنمايي و دبيرستان را به ترتيب در مدارس جهان علوم (

نامه دختر شهيد علمدار به پدرش

نامه دختر شهيد علمدار به پدرش

بابا مجتبي سلام : اميدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. يادش بخير! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم مي آمدي.هميشه خبر آمدنت را خانم مربي به من مي رساند: سيده زهرا علمدار! بيا بابات آمده دنبالت.   و تو در کنار

دل نوشته های شهید مدق

دل نوشته های شهید مدق

دل نوشته های شهید مدق نه هنوز باران می‌بارد. باورم نیست سقوط خاکستری یادها را؟! این واژه لال در کجا مانده است؟ در آن روزهای خاکی، نگران و پرتنش در هیاهوی لحظه‌های انقلاب؟ کجا؟ در لابه لای لاله‌های گمنام، در میهمانی شاپرک‌ها؟ در غلغله رسیدن؟ در صف شهادت؟ در اوج

مصاحبه با همسر شهيد صمد ملا زينل

مصاحبه با همسر شهيد صمد ملا زينل

گفتگو با همسر شهيد صمد ملازينل: ضمن معرفي خودتون و شهيد ، عمليات هايي که ايشان شرکت کرده اند و زندگي نامه ي مختصري از ايشان اگر بيان کنيد متشکر مي شويم: بسم الله الرحمن الرحيم بنده فراهاني همسر شهيد صمد ملازينل هستم . راستش من تقريبا در جريان عمليات

مصاحبه با برادر شهيد محسن قاسمي پويا

مصاحبه با برادر شهيد محسن قاسمي پويا

محسن قاسمي پويا برادر خودم 28/10/65 کربلاي 5. بعد از سيزده سال، سال 78 جنازه اش را آوردند، بردند امام رضا (ع) بعد از طواف آوردند. سربازي بود ، امدادگر بود، دوره ي امدادگري ديده بود. توي عمليات چندين نفر از زخمي ها را فرستاده بود عقب که الان زنده

مصاحبه با فرزند شهيد رحيم فتحي

مصاحبه با فرزند شهيد رحيم فتحي

بعد از مراسم عزاداري يکي از شب هاي ماه محرم مي نشينيم پاي درد دل پسر شهيد. فرزندي که هر صبح براي پدر زنده اش فاتحه مي خواند… اهل محل هميشه از غيرتمند و پيرو ولي فقيه بودن شهيد تعريف مي کنند.ايشان فعاليتهاي انقلابي خود را در مسجد ابوذر به

نامه اي به يک شهيد

نامه اي به يک شهيد

بسم رب الشهدا و الصديقين اي شهيد! تو رفتي و ماندگان را با كوله باري از مسئوليت ها تنها گذاشتي. شايد روزي كه روز وصل تو به خداوند بود، با خودت اين فكر را كردي كه من مي روم تا بعد از من باشند كساني كه را هم را ادامه

متن مصاحبه با برادر شهيد رحمان کالاشي

متن مصاحبه با برادر شهيد رحمان کالاشي

فيروز کالاشي برادر شهيد ابتدا ضمن معرفي خود و نسبت جنابعالي با شهيد، زندگينامه مختصري از شهيد بفرماييد: 1. شهيد در سال 3/4/1343 در شهرستان سراب متولد شد و پس از اتمام تحصيلات ابتدايي توسط خانواده به تهران مهاجرت کرد و در سال 1362 به عنوان پاسدار وظيفه به شهرستان

ما اهل اينجا نيستيم

ما اهل اينجا نيستيم

بخشي از سخنراني سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي (فرمانده فقيد نيروي زميني سپاه در لشكر 31 عاشورا)  بدون هيچ شكي همواره آقا مهدي عزيز و حميد آقا سرافراز و علي تجلايي و همه شهداي اين لشكر نظاره گر اعمال ما هستند، بخصوص بر اين لشكر كه مردان بزرگي در آن

لبخند خاکي

لبخند خاکي

مرحله اول عمليات کربلاي يک انجام شده بود، بچه ها از دل شب يکريز جنگيده بودند، تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بيرون تاراندند. يک شب و يک روز از عمليات گذشته بود، بچه ها در دل شهر جا خوش کرده بودند و خستگي در مي کردند. نزديکي هاي

عکسي که تو برايم فرستادي

عکسي که تو برايم فرستادي

از رفتنت نبود که داشتم مي مُردم، کوه غمي هم که وقتي، مي رفتي، رودوشِ دلم گذاشتي، از رفتنت نبود: از اينکه تو مي رفتي و من اينجا پيش آبجي مي ماندم، داشتم مي مُردم، حالا که برگشتي و اينجا روبروي من زير آن پرچم، توي آن تابوت خوابيدي و

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود

پرستار در حالي که اشک پهنه صورتش را پوشانده بود، مي‌گفت: چند دقيقه پيش، اين مجروح عمليات، زير لب چيزي زمزمه مي‌کرد و من به گمان شنيدن درخواستش، گوشم را نزديکتر بردم، اما او زيارت عاشورا زمزمه مي‌کرد و طلبي نداشت…/ لحظاتي بعد، وقتي به او و نجوايش خيره شده

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید