جهت گیری تحقیقاتی و پژوهشی۱۲

جهت گيري تحقيقاتي و پژوهشي12

 تدبیر ش  ۶۵    باید جایگاه زن را تعریف کرد و در مقابل منطق هوچیگرانه غربی به‌جدّ ایستاد
در مورد … جایگاه زن در زندگی و در جامعه … اشکال اینجاست که یک نامعادله‌ای را [کشورهای غربی] به‌تدریج به وجود آورده‌اند؛ یک طرف ذی‌نفع، یک طرف مورد انتفاع؛ بشریت را این‌جوری تقسیم کرده‌اند. طرفِ ذی‌نفع مرد است، طرفِ مورد انتفاع عبارت است از زن. این به‌طور آرام، با تدریج، با شیوه‌های گوناگون، با تبلیغات مختلف، در طول ده‌ها سال … در جوامع غربی در درجه اول، و بعد در جوامع دیگر جا افتاده. شأن اجتماعی زن را این‌جوری معرفی کرده‌اند، این‌جوری تعریف کرده‌اند: زن به عنوان یک موجودی که مورد انتفاع مرد باید قرار بگیرد. لذا در فرهنگ غربی اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا کند، شخصیت پیدا کند، حتماً باید از جذابیت‌های جنسی خودش چیزی را ارائه بدهد. حتّی در مجالس رسمی، نوع پوشش زن باید جوری باشد که برای طرف ذی‌نفع و منتفع – یعنی طرف مرد – چشم‌نواز باشد.
به نظر من بزرگ‌ترین ضربه، بزرگ‌ترین اهانت، بزرگ‌ترین حق‌کشی که در زمینه مسئله زن انجام گرفته، همین است. در محیط اجتماعی، فرهنگی شکل بگیرد که زن به عنوان یک طرفِ مورد انتفاع، برای استفاده یک طرفِ ذی‌نفع مطرح شود؛ این متأسفانه امروز در فرهنگ غربی وجود دارد. دیگران هم از آنها تقلید کردند، در راهش کوشش کردند، تلاش کردند و این در دنیا جا افتاده. اگر کسی خلاف این را بگوید، علیه او جنجال می‌کنند. فرض کنیم اگر در یک جامعه‌ای مسئله آرایش زنان و تبرّج زنان در محیط‌های عمومی محکوم شود، جنجال بلند خواهد شد. اگر نقطه مقابل آن انجام بگیرد – یعنی در یک جامعه‌ای عریانی زنان مطرح شود – هیچ سر و صدایی در دنیا بلند نمی‌شود. اما وقتی پوشش زن، عدم تبرّج زن، آرایش نکردن زن در جامعه مطرح شود، دستگاه‌های مسلط تبلیغاتی دنیا سر بلند می‌کنند، جنجال می‌کنند؛ این نشان‌دهنده این است که یک فرهنگی، یک سیاستی، یک راهبردی وجود دارد که سال‌های متمادی است دنبال می‌شود و پایه‌اش این است که این جایگاه، این شأن، این موقعیت غلط و اهانت‌آمیز را برای زن تثبیت کنند؛ و متأسفانه کردند.
لذا شما می‌بینید در غرب با حجاب تدریجاً به صورت علنی دارد مخالفت می‌شود. عنوانی که برای این مخالفت ذکر می‌کنند، این است که می‌گویند حجاب نماد یک حرکت مذهبی است؛ ما نمی‌خواهیم در جوامع ما – که جوامع لائیک هستند – نمادهای مذهبی مطرح شوند. به نظر من این دروغ است؛ بحث مذهب و غیر مذهب نیست؛ بحثِ این است که سیاست راهبردی اساسی بنیانی غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زن است و حجاب مخالف آن است. حتّی اگر چنانچه حجاب ناشی از یک انگیزه و ایمان دینی هم نباشد، با آن مخالفت می‌کنند؛ مشکل اساسی این است.
این مسئله آن وقت دنباله‌های خودش را، تبعات بسیار جانکاه خودش را در جوامع بشری به وجود آورده: مسئله سست شدن بنیان خانواده … مسئله آمار گریه‌آور و تأسف‌بار تجارت زنان. امروز در دنیا طبق گزارشی که داده شده است – که این گزارش به نظرم گزارش سازمان ملل است؛ گزارش یک مرکز رسمی است – سریع‌الرشدترین تجارت‌های دنیا، تجارت زنان و قاچاق زنان است. بدترین کشورها هم در این زمینه، چند تا کشورند؛ از جمله رژیم صهیونیستی است. زنان و دختران را با عنوان پیدا کردن کار و عنوان ازدواج و این حرف‌ها، از کشورهای فقیر، از آمریکای لاتین، از برخی کشورهای آسیا، از برخی کشورهای فقیر اروپا جمع می‌کنند و می‌برند آنها را در شرایط بسیار سختی تحویل مراکزی می‌دهند که انسان از تصور آنها و نام آنها تنش می‌لرزد. همه اینها مبتنی است بر این نگاه غلط، این نامعادله ظالمانه در مورد جایگاه زن در جامعه. پدیده کودکان نامشروع – که بالاترین آمار کودکان نامشروع هم در آمریکاست – پدیده زندگی‌های مشترکی که بدون ازدواج انجام می‌گیرد؛ یعنی در حقیقت نابود کردن کانون خانواده و محیط گرم و صمیمی خانواده و برکات خانواده، محروم کردن بشر از این برکات، اینها همه ناشی از مشکل اول است؛ باید برای این، یک فکری کرد. باید جایگاه زن را تعریف کرد و در مقابل منطق هوچیگرانه غربی به‌جدّ ایستاد.۱    ۱.  ۰۱/۰۳/۹۰   بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه
    تدبیر ش ۶۷    ما باید در علوم انسانی اجتهاد کنیم؛ نباید مقلد باشیم
در مورد علوم انسانی … اینکه: «پشت سر پیشرفت علوم، پیشرفت فکر وجود دارد»؛ اینکه: «مبدأ تحول ملت‌ها بیش و پیش از آنچه که علم و تجربه باشد، فکر و اندیشه است»، کاملاً حرف درست و اثبات شده‌ای است. به همین دلیل است که من روی مسائل علوم انسانی حساسیت به خرج می‌دهم. ما به هیچ وجه نگفتیم که: دانسته‌های غربی‌ها را که در زمینه‌های گوناگون علوم انسانی پیشرفت‌های چند قرنی زیادی داشتند، یاد نگیریم یا کتاب‌های اینها را نخوانیم! ما می‌گوییم: تقلید نکنیم!! … مبانی علوم انسانی در غرب از تفکرات مادی سرچشمه می‌گیرد. هر کس که تاریخ رنسانس را خوانده باشد، دانسته باشد، آدم‌هایش را شناخته باشد، این را کاملاً تشخیص می‌دهد. خب! رسانس مبدأ تحولات گوناگونی هم در غرب شده؛ اما مبانی فکری ما با آن مبانی متفاوت است. هیچ ایرادی هم ندارد که ما از روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و فلسفه و علوم ارتباطات و همه رشته‌های علوم انسانی که غرب ایجاد و تولید کرده یا گسترش داده، استفاده کنیم. من بارها گفته‌ام که: ما از یادگیری، به هیچ وجه احساس سرشکستگی نمی‌کنیم. لازم است یاد بگیریم؛ از غرب یاد بگیریم؛ از شرق یاد بگیریم – «اُطلِبُوا العِلم وَ لُو بِالصِّین»(وسائل‌الشیعه، ج۲۷، ص۲۷)- خب! این که روشن است. ما از این احساس سرشکستگی می‌کنیم که: ایـن یـادگیـری، بـه دانایـی و آگاهـی و قدرت تفکر خـود مـا منتهی نشود!! همیشه کـه نمی‌شود شاگرد بود! شاگردی می‌کنیم تا استاد شـویـم. غـربـی‌هـا ایـن را نمی‌خواهند!! سیاست استعماری غرب از قدیم همین بوده. می‌خواهند در دنیا یک تبعیضی، یک دو هویتی‌ای، یک دو درجه‌ای در مسائل علمی وجود داشته باشد.
یکی از علوم انسانی، تاریخ است. باز هم من توصیه می‌کنم که: تاریخ بخوانید! تاریخ دوره استعمار را بخوانید تا ببینید غربی‌ها علی‌رغم ظاهر نونوارِ اتوکشیده ادکلن‌زده منظم و مرتب و داعیه‌های حقوق بشرشان، چه وحشیگری عظیمی در این مقوله کردند؟! نه اینکه فقط آدم‌ها را بکُشند، در دور نگهداشتن ملت‌های تحت استعمارِ خودشان از عرصه پیشرفت و امکان پیشرفت، در همه زمینه‌ها هم تلاش زیادی کردند. ما می‌خواهیم این اتفاق نیفتد. ما می‌گوییم: علوم انسانی را یاد بگیریم تا بتوانیم شکل بومی آن را خودمان تولید کنیم و این را به دنیا صادر کنیم. بله! وقتی که این اتفاق افتاد، آنگاه هر یک نفری که از مرزهای ما خارج می‌شود، مایه امید و اتکای ماست.
 بنابراین، ما می‌گوییم: در این علوم مقلد نباشیم. … ما بایستی در علوم انسانی اجتهاد کنیم. نباید مقلد باشیم. اما حالا فرض کنید که فلان رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه حذف بشود یا حذف نشود یا کم بشود؛ من روی این چیزها هیچ نظری ندارم. من نه نفی می‌کنم، نه اثبات می‌کنم؛ یعنی کار من نیست؛ کار مسئولین است. ممکن است مصلحت بدانند بعضی از رشته‌ها را حذف کنند یا نکنند؛ حرف من این نیست؛ حرف من این است که: در باب علوم انسانی، کار عمیق انجام بگیرد و صاحبان فکر و اندیشه در این زمینه‌ها کار کنند.۸ ۸.   ۱۹/۰۵/۹۰  بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید