وقتی تو در من جوانه میزنی هنگامه ای در من اوج میگیرد…
وجودم به التهابی سنگین می تپد…
حضورت در رگهای تنم می جوشد
میخواهم فریادت بزنم …بخوانمت…
با رساترین صدا ترانه ات کنم
با شیواترین واژه توصیفت کنم…
میخواهم با بلندترین طنین فریاد کنم درونم را بی تو… اما…
اما چگونه بسرایمت که در بند قافیه های زمان اسیرم…
چگونه بخوانمت با این صدای نارس و بغض به گلو نشسته و اشک به گونه لغزیده – که اشک شوق است یا درد نمیدانم…-
کمی زودتر بیا تا برای شانه هایت بگریم بی کسی هایم را…
کمی زودتر بیا…
برگرفته از آثار ارسالی به جشنواره طوبی
کمی زود تر بیا…
- آذر 16, 1393
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 243 نفر
- برچسب ها : اشک, امام زمان (ع), جوانه, چهارده خورشید, شوق, متون ادبي, نارس
اشتراک گذاری این صفحه در :
تکلیف نوزادان طلاق
۱۴۰۴/۱۲/۲۳
تأثیر بد اسمهای نامناسب و نازیبا
۱۴۰۴/۱۲/۲۲
بهترین هدیه برای همسر
۱۴۰۴/۱۲/۲۱
خوردنیهای ممنوع در دوران بارداری
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
جلوههای بهار در آیات قرآن و شعر بزرگان
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰