معنای اقامه نماز چیست؟(2)

معنای اقامه نماز چیست؟(2)

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا 9؛ ای ای کسانی که ایمان آورده اید ، آنگاه که مست هستید گرد نماز مگردید، تابدانید که چه می گویید و نیز در حال جنابت ، تا غسل کنید ، مگر آنکه راهگذر باشید و اگر بیمار یا در سفر بودید یا از مکان قضای حاجت بازگشته اید یا با زنان جماع کرده اید و آب نیافتید با خاک پاک تیمم کنید و روی و دستهایتان را با آن خاک مسح کنید هر آینه خدا عفو کننده و آمرزنده است.»
ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد كه مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لكن از تعلیل «حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ » می‏توان این معنا را برداشت كرد: نماز مطلوب آن است كه انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند كه چه می‏گوید و با كه سخن می‏گوید. مؤیّد این برداشت روایت امام باقر(علیه‌السلام) است كه فرمود: در حالتی كه كسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی كرده است.
امام باقر(علیه‌السلام) می فرماید: در حالتی كه كسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی كرده است.ج ـ نماز با خشوع
از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است.
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ  الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ 11؛ به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها كه در نمازشان خشوع دارند.»
خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد. فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلك و هو مأخوذ من خشعت الارض اذا سكنت و اطمأنّت12؛ خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سكون و اطمینان است، آن چنان كه برای سكون زمین واژه خشوع به كار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض.»
خشوع در نماز؛ یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان كه برگزیدگان خداوند پیامبر و آلش(علیهم‌السلام) چنین بودند. اولین فرودگاه این خشوع روح است كه بر جسم نیز اثر می‏گذارد؛ یعنی آن كس كه در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می‏خوانیم كه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مردی را دید كه در حال نماز با ریش خود بازی می‏كند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه13؛ اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می‏شد.»
د ـ دوام در نماز
از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است.
در سوره معارج پس از آن كه خداوند برخی صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذكّر قرار می‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذكر می‏كند كه از جمله آن: «إِلَّا الْمُصَلِّینَ  الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ 14؛ مگر نمازگزارانی كه بر نماز خود تداوم دارند.» ظاهر آیه دوام است؛ یعنی هم به وقت، نماز می‏خوانند و هم همیشه نماز می‏خوانند، اینگونه نیست كه نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است كه اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منكر باز می‏دارد. و اصولاً برنامه‏های تربیتی جز با تداوم كارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم: «انّ احبّ الأعمال الی الله مادام و ان قلّ15؛ محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند كاری است كه انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند كم باشد.»
خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سكون و اطمینان است، آن چنان كه برای سكون زمین واژه خشوع به كار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض.»هـ ـ گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه
بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح كردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق). پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بُعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینك آن را از بُعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم.
قرآن كریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است كه: «الَّذِینَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ 16؛ آنها كسانی هستند كه هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زكات را ادا می‏كنند و امر به معروف و نهی از منكر می‏نمایند.»
از این آیه شریفه به قرینه واژه تمكین (كه به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار كار است؛ اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی كافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده كرد كه مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏كنند، علاوه بر آن كه خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح كردن آن در جامعه تلاش می‏كنند.
با مصادیق پنج‏گانه فوق می‏توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت. بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز؛ یعنی «اقامه نماز» را با كلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می‏برم:
«به پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود؛ یعنی نماز به صورت یك پیكر بی‏روح انجام نگردد، بلكه نمازی باشد كه واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذكرالله كه در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم ‏الصلوة لذكری» یاد خدا بودن مساوی است با فراموش كردن غیر خدا؛ اگر انسان ولو مدت كوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، ربّ بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یكن له كفوا احد بودن توصیف كند، عالی‏ترین تأثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آن چنان ساخته می‏شود كه مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امكان‏پذیر نیست.»17

9- نساء، آیه43.
10- علل الشرائع، ج2، ص47 و كنزالدقائق، ج2، ص446.
11- مؤمنین، آیه 2.
12- المصباح المنیر، ص170.
13- مجمع البیان، ج7، ص99؛ انوار التنزیل بیضاوی، ج3، ص159 و كنزالدقائق،، ج7، ص559.
14- معارج، آیه22.
15- اصول كافی، ج2، ص82، (چاپ آخوندی).
16- حج، آیه 41.
17 آشنایی با قرآن، سوره‏های حمد و بقره، ص67 و 68.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید